خدمات مشاوره دکتر متحدی

ارائه خدمات حقوقی و روانشناختی در حوزه ازدواج و خانواده: مشاوره قبل ازدواج، زوج درمانی، دعاوی خانواده

ارائه خدمات حقوقی و روانشناختی در حوزه ازدواج و خانواده: مشاوره قبل ازدواج، زوج درمانی، دعاوی خانواده

متأسفانه خدمات مشاوره و روانشناسی در سیستم بهداشتی و درمانی کشور مورد حمایت و پوشش بیمه قرار ندارد. این مسئله موجب شده است که بسیاری از شهروندان به علت هزینه های بالا و نیز عدم احساس نیاز و ضرورت فوری، از این خدمات صرف نظر نمایند. نتیجه این بی دقتی، خود را در معضلات اجتماعی بسیار پر هزینه همچون شکستها و عدم موفقیتها، طلاق و ناپایداری خانواده ها، بزهکاری، مشکلات تربیتی و ... نشان می دهد.
لذا جهت ترغیب افراد به مشاوره و ارائه خدمات مشاوره ای، بر آن شدیم در تارنمای حاضر فضایی فراهم آوریم تا افراد ضمن دریافت اطلاعات ضروری، و طرح سؤال و تبادل نظر، دیدگاه بهتری نسبت به جنبه ها و مهارتهای زندگی فردی و اجتماعی پیدا نمایند.

دنبال کنندگان ۳ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید
تابلو اعلانات

    در کودکان پیش دبستانی

مقدمه

مهارت های مورد نیاز کودکان برای ورود به دبستان شامل آن گروه از مهارت های پیش نیاز است که کودک برای فراگیری و یادگیری موضوع های درسی به آن ها نیاز دارد ( عابدی و شاه میوه، 1390 ). این مهارت ها مقدمه یادگیری مدرسه ای و تحصیلی هستند که کودکان برای یادگیری مهارت های اساسی خواندن، نوشتن و حساب و حتی یادگیری اجتماعی در محیط مدرسه به آن ها نیاز دارند ( عابدی و همکاران، 1389 ). کودکان با مهارت های رشدی بهنجار به آسانی مهارت های پیش نیاز تحصیلی و مدرسه ای را به دست می آورند، اما بعضی از کودکان در این مهارت ها نسبت به همسالان خود کندتر هستند، این کودکان نیازمند مداخله ای زودهنگام هستند تا مهارت های پیش نیاز جهت موفقیت در یادگیری مدرسه ای آینده را فرا بگیرند. این مهارت ها شامل مهارت های حرکتی ( درشت و ظریف، تعادل، مهارت های ادراکی- حرکتی، هماهنگی چشم و دست، حافظه، توجه، زبان، ادراک دیداری، ادراک شنوایی شناخت اشکال هندسی، رنگ ها و مفاهیم ریاضی پایه است. این مهارت های پایه ی یادگیری تحصیلی هستند ( عابدی و شاه میوه، 1390 ). مثلاً یادگیری نوشتن نیازمند مهارت در تعدادی مهارت های حرکتی، برنامه ریزی حرکتی، هماهنگی حرکتی ظریف انگشتان، هماهنگی چشم و دست است. یادگیری خواندن نیز نیازمند مهارت در توانایی برای فهم و استفاده از زبان، مهارت ادراک شنیداری، تشخیص اصوات در کلمات، آگاهی واج شناختی و توانایی ادراک دیداری برای تشخیص حروف و کلمات است و یادگیری ریاضیات نیز نیازمند تسلط در مهارت های فضایی- دیداری، مفاهیم کمی، شناخت اعداد و دیگر مهارت های پیش نیاز است ( عابدی، 1389 ).
اگرچه کودکان خردسال پیش از دبستان هنوز با فعالیت های جدی یادگیری روبرو نشده اند، اما اغلب نشانه هایی از مقدمات شکست تحصیلی را دارند. کودکان خردسال اغلب در آگاهی واج شناختی، توانایی تجزیه و تحلیل صداها، مهارت های نام گذاری سریع، دانش نام های حروف و صداهای آن ها و هماهنگی بینایی- ادراکی کمبودهایی دارند. اگر این کودکان در طول سال های اولیه قبل از دبستان شناسایی شوند، می توانند تحت آموزش لازم قرار گیرند. آشکار است که هرچه زودتر این کودکان خردسال را تشخیص دهیم، زودتر می توانیم برنامه های مداخله ای زودهنگام مبتنی بر بازی را برای کمک به آن ها شروع کنیم و مهم تر این که می توانیم از ناتوانایی های آن ها پیشگیری کنیم ( عابدی، 1387 ). تعیین ناتوانایی های یادگیری در کودکان پیش دبستانی به این بستگی دارد که مربیان قادر باشند رفتار را متناسب با سن کودک مشاهده نمایند. این مشاهدات اغلب شامل مهارت های مورد نیاز کودکان برای ورود به دبستان ( چون با قیچی کارکردن، نگه داشتن یک مداد شمعی، داشتن یک تجربه ی مشترک با یک همکلاسی و ...) است. بعضی از کودکان در رشد مهارت های حرکتی ظریف یا درشت مشکل دارند. این تأخیرها در پردازش اطلاعات می تواند روی یادگیری کودک، توانایی او برای برقراری ارتباط و سازگاری اجتماعی و عاطفی اثر گذارد. در این خصوص مدیران، مربیان و معلمان مراکز پیش از دبستان و دبستان باید با همکاری متخصصان، محیط های آموزشی غنی همراه با بازی های آموزشی طراحی نمایند تا کودکان حداکثر استفاده را در جهت تقویت و بهبود پیش نیازهای یادگیری همچون مهارت های حرکتی، مهارت های ادراکی، توجه، پردازش بینایی- فضایی، زبان و حافظه ببرند.

مداخله زودهنگام چیست؟

مداخله ی زودهنگام، خدمات خاصی است که در سال های اولیه ی عمر به کودکان مبتلا به درجات خفیف ناتوانی یا تأخیر رشد یا دارای عوامل خطرساز زیستی- پزشکی و روانی اجتماعی برای هدایت به سمت رشد طبیعی، داده می شود. اهمیت اساسی در ارائه ی این خدمات ارزیابی کودک و خانواده، طرح ریزی برنامه ی مناسب برای هر خانواده و مشارکت دادن هر چه بیش تر والدین است ( بیلی، 1993 به نقل از عابدی، 1389 ). به عبارت دیگر مداخله ی زودهنگام به برنامه ها و خدمات مختلفی اطلاق می شود که به منظور پیشگیری ثانویه و اصلاح تأخیر و اختلالات رشدی خفیف و اولیه، عمدتاً در نوزدان، شیرخواران، نوپایان و حتی تا سنین پیش دبستانی به کار می رود. این خدمات به صورت تیمی ارائه شده و شامل تحریکات حسی- حرکتی- شناختی از سنین خیلی پائین مانند نوزادی و شیرخوارگی، و شامل مداخلات بر مبنای علوم روان شناسی، آسیب شناسی گفتار و زبان و اختلالات ارتباطی، فیزیوتراپی، کار درمانی، روان پزشکی اطفال، مددکاری و پرستاری و آموزش های خاص پیش دبستانی می باشد. این برنامه ها برای گروه های خاصی از کودکان مورد استفاده قرار می گیرد که عبارتند از:
1. کودکان مبتلا به اختلال های ناتوان کننده ی شناخته شده ( تأخیر در رشد، مسائلی مانند عقب ماندگی ذهنی، اوتیسم، اختلال حسی و عصبی- حرکتی ) که در مراحل ابتدایی اختلال خود قرار دارند.
2. کودکان در معرض عوامل خطرساز زیستی- پزشکی ( وزن پایین زمان تولد، نارسی، شرایط طبی آسیب پذیر ).
3. کودکانی با عوامل خطرساز روانی- اجتماعی ( غفلت والدین، فقر شدید و سن بسیار پایین والدین ).
بسیاری از کودکانی که خدمات مداخله ی زودهنگام را دریافت می کنند در شخصیت خود ترکیبی از عوامل خطرساز زیستی- پزشکی و محیطی دارا هستند. مطالعات نشان می دهد که این برنامه ها سبب تسریع روند کسب شاخص های اساسی رشدی (1) می شوند. برنامه های مداخله ی زودهنگام به منظور از میان بردن و یا کم کردن مشکلات بیولوژیکی و یا محیطی در کودکان خردسال با نیازهای خاص و یا در معرض خطر، مورد استفاده قرار می گیرند. از جمله مشکلات بیولوژیکی می توان به نارس بودن کودک، مشکلات تنفسی، آسیب های مغزی، مشکلات ژنتیکی، بیماری های عفونی، مسمومیت ها و تأثیر مواد اشاره نمود. عوامل محیطی که می توانند برای کودک خردسال مشکل ایجاد کرده و او را در معرض خطر ناتوانی قرار دهند نیز متعدد می باشند که از جمله عبارتند از بی سوادی یا کم سوادی والدین، مشکلات اقتصادی و تغذیه ای، استرس خانواده، بزرگی اندازه ی خانواده و باورها و اعتقادات نادرست والدین در مورد رشد کودک ( ملک پور، 1383 ).
مداخله ی زودهنگام عبارت است از توافق بر سر تلاش های سیستماتیک و مستمر برای کمک زودهنگام به کودکان پیش از دبستان که از نظر رشدی آسیب پذیر و ناتوان اند و نیز خانواده های ایشان ( میسلز (2)، 1990 ). مداخله ی زودهنگام برای پیشگیری از کمبودها یا پیشرفت ناتوانی های موجود با فراهم ساختن خدمات درمانی ( مثل گفتار درمانی، برنامه های حرکتی ) یا فراهم ساختن وسایل کمکی به کودکان طراحی شده است. بنابراین برنامه های مداخله ی زودهنگام، به کارگیری کلیه ی فعالیت های آموزشی و توانبخشی است که متوجه ی کودک و نیز راهنمایی والدین می باشد، به طوری که به محض مشخص شدن مشکل کودک، این فعالیت ها به مورد اجرا درآیند. ( کرک و همکاران، 2006 )، می گوید، مداخله ی زودهنگام در ارتباط با کودک، والدین او، خانواده و نیز شبکه ی وسیع تری از جامعه می باشد.

اهداف مداخله زودهنگام

برنامه های مداخله ای اهدافی را دنبال می کنند که مهم ترین آنها بدین شرح می باشد:
1. حمایت از خانواده برای تسریع رشد کودک،
2. تسریع رشد کودک در زمینه های مهم حسی- حرکتی، گفتاری، اجتماعی، شناختی و عاطفی از طریق برنامه های آموزشی و فرصت های یادگیری به موقع،
3. افزایش اعتماد به نفس کودک و
4. جلوگیری از پیدایش مشکلات بعدی ( ملک پور، 1383 ).
به طور کلی، هدف نهایی برنامه های مداخله ی زودهنگام، از میان بردن و یا کم کردن نیاز کودک به خدمات خاص ( یا ویژه ) بعدی می باشد. به عبارت دیگر، هدف از اجرای برنامه های مداخله ی زودهنگام این است که به کودک ناتوان کمک شود تا استعدادهایش در بالاترین حد ممکن شکوفا شود ( کلمن و همکاران، 2006 ). مداخله ی زودهنگام به کودکانی که تأخیر رشدی دارند کمک می کند تا به سطح بالاتری از رشد ذهنی و عملکردهای اجتماعی برسند و این کمک مانع از شکست های ثانوی در کودکان ناتوان یا مبتلا به نقایص حسی می شود. به طور کلی می توان گفت مداخله ی زودهنگام به دو دلیل اهمیت دارد؛ یکی جلوگیری از تأخیرهای رشد و دوم جلوگیری از نقایص و کمبودهای مضاعف. منظور از تأخیر در رشد این است که کودک در بیش از یک حیطه تأخیر داشته باشد و با به کارگیری به موقع و درست راهبردهای مداخله ای می توان از خطرات تأخیر در رشد کودکان پیشگیری کرد. دلیل دیگر برای مداخله ی زودهنگام، پیشگیری از مشکلات ثانوی رشد است که نتیجه ی فقدان تحریک کودک به خاطر یک نقص حسی یا ناتوانی است. این مشکلات ثانوی معمولاً رفتارهای چالش انگیز یا « خودتحریکی » (3) نامیده می شوند. لرنر، لونتال وایگان ( 2003 ) هشدار می دهند که وقتی این مشکلات ثانوی تثبیت شدند، حذف آن ها غیرممکن می شود و عنوان می کنند که رفتارهای خود تحریکی به خاطر فقدان درون دادهای محیطی شروع می شوند. تمرینات تربیتی و آموزشی اثرگذار برای کودک می تواند بعضی اوقات به میزان زیادی باعث بهبود رشد شده و به غلبه بر شرایط در معرض خطری که در لحظه ی تولد ایجاد می شود کمک نماید ( عابدی، 1387 ).
« دادستان » ( 1379 )، اهداف مداخله ی زودهنگام را تحت عنوان مداخله گری های زودرس بدین شرح خلاصه می کند:
1. افزایش هوش و کمک به شکوفاشدن نیروهای بالقوه ی کودک.
2. کمک به کودک در تمامی قلمروهای تحول ( جسمانی، شناختی، زبانی، روانی، اجتماعی، خودگردانی ).
3. جلوگیری از پیشرفت اختلال یا پیشگیری از بروز نارسایی های ثانوی.
4. کاهش تنیدگی خانوادگی.
5. کاهش وابستگی به دیگران و ایجاد سازش یافتگی با محیط اجتماعی.
6. کاهش نیاز به خدمات آموزشی و پرورشی خاص در سنین مدرسه ای.
7. صرفه جویی قابل ملاحظه در هزینه های بهداشتی و آموزشی و پرورشی.
اهمیت مداخله ی زودهنگام ( غیر از تکنیک های حفظ زندگی ) این است که فاکتورهای حفاظتی مناسب، درمان های عاطفی و فیزیکی را فراهم می کند و در نهایت عزت نفس و خودکفایی را رشد می دهند، این عوامل کلید نتایج مثبت برای کلیه ی کودکان اعم از توانا و ناتوان در هر برنامه ی مداخله ای است که عبارتند از:
1. تسریع رشد شیرخواران و نوپایان مبتلا به اختلال های ناتوان کننده و کاهش احتمال تأخیر تکاملی در آنان.
2. پیشگیری از علایمی که معمولاً بدون مداخله ی زودهنگام در یک روند رشدی منفی به وجود می آید مثل بروز علائم مشخص عقب ماندگی ذهنی و علائم اختلال توجه و تمرکز.
3. کاهش هزینه های آموزشی جامعه یا کاهش نیاز به آموزش های خاص هنگام ورود کودک به دبستان.
4. کاهش احتمال سپردن اطفال مبتلا به معلولیت به مؤسسات و افزایش احتمال زندگی مستقل برای آنان.
5. افزایش پذیرش خانواده برای روبرو شدن با نیازهای خاص شیرخواران یا نوپایان دچار ناتوانی.

تشخیص زودهنگام ناتوانی های یادگیری کودکان پیش از دبستان

تشخیص و مداخله ی زودهنگام برای کودکان خردسال با ناتوانی یادگیری مشکل است ولی می توان آن را انجام داد. مشاهده ی رفتارهای کلیدی که نشانه های ناتوانی یادگیری هستند توسط معلمان پیش دبستانی و کودکستان ها می توان در این زمینه کمک کننده باشند. این تشخیص زودهنگام باعث انتخاب راهبردهای مداخله ای مناسب برای ایجاد تجربیات مثبت و زودهنگام برای کودکان در معرض خطر مشکلات تحصیلی احتمالی می شود ( استیل (4)، 2004 ). تشخیص و مداخله ی زودهنگام برای کودکانی که دارای نیازهای خاص هستند شدیداً مورد تأکید می باشد. متخصصان روان شناسی، پزشکی و مربیان تعلیم و تربیت اهمیت و ارزش سال های بین تولد تا پنج سالگی را مورد توجه قرار داده اند ( لرنر (5)، 2003 ). هرگونه خطری در مورد کودک در سال های اولیه ی زندگی حیاتی است و تحقیقات زیادی به صورت تجربی ضرورت و ارزش تشخیص و مداخله ی زودهنگام را نشان داده اند ( لرنر، لونتال، ایگان (6)، 2003 ).
هدف اصلی تشخیص زودهنگام، شناسایی کودکانی است که مشکلات رشدی دارند و این مشکلات ممکن است در آینده موانعی را در مسیر یادگیری کودک ایجاد نماید و یا این که آن ها را در معرض خطر ناتوانی قرار دهد. رشد و تحول کودکان خردسال در طیف وسیعی از ناتوانی ظاهر می شود. برای تعدادی از کودکان خردسال تأخیر در رشد موقتی است و در طول دوره ی رشد مشکل به طور طبیعی حل خواهد شد. برای تعدادی دیگر، تأخیر ممکن است در حوزه های مختلفی بروز کند و همین امر ارجاع آن ها را با هدف غربالگری یا ارزیابی جامع و کامل ایجاب نماید. در حال حاضر، تفاوت آشکاری بین کودکانی که مشکلات رشد آن ها پایدار است و آن هایی که مشکلاتشان با گذشت زمان مرتفع می شود، وجود ندارد ( گارتلند و استروسنیدر (7)، 2007 ). بنابراین، کودکانی که مشکلاتشان در مراحل اولیه ی رشد شناسایی می شوند، احتمالاً یا در معرض ناتوانی های یادگیری قرار می گیرد و یا قرار نمی گیرند که در هر دو حالت، غربالگری، ارزیابی، افزایش فرصت های یادگیری و خدمات مداخله ی زودهنگام باید در نظر گرفته شود. زیرا این که منتظر بمانیم و مشاهده کنیم که چه پیش خواهد آمد و یا این که این طور تصور نماییم که مشکل رشدی کودک در طول زمان حل خواهد شد، بهترین گزینه نیست، برعکس می بایست نسبت به این موضوع مهم، تشخیص زودهنگام و آگاهانه داشته و فرصت های یادگیری با کیفیت عالی در نظر گرفته شود. اغلب در سال های اولیه ی زندگی، خانواده ها و افرادی که از کودک نگهداری می کنند جزء اولین کسانی هستند که به وجود مشکل کودک مشکوک می شوند و علاقه مندی خود را نسبت به بهبود کودکشان با متخصصان ابراز می نمایند. بعضی از خانواده ها هم در ابتدا منکر مشکل می شوند زیرا از عواقب آن می ترسند. با این حال، تشخیص زودهنگام، بسیار ضروری است ولی باید نسبت به واکنش های خانواده نیز حساس بود ( عابدی، 1387 ).
اگرچه هنوز بحث های زیادی در رابطه با تشخیص ناتوانی های یادگیری قبل از مدرسه وجود دارد ولی تحقیقات بسیاری برای حمایت از این زمان بندی و عمل تشخیص و مداخله ی زودهنگام وجود دارد ( استیل، 2004 ). یکی از ارزش های تشخیص و مداخله ی زودهنگام ناتوانی یادگیری این است که پایه ای برای یادگیری های بعدی به وجود می آورد و می تواند تجربیات موفق تحصیلی آینده را برای کودکان در معرض خطر به وجود آورد ( پلتزمن (8)، 1992، سوی فر (9)، 1992 به نقل از عابدی، 1387 ). اگر بتوان کودکان مبتلا به ناتوانی های یادگیری را در سال های اولیه ی خردسالی تشخیص داد موقعیتی بهتر برای برنامه های مداخله ی زودهنگام به وجود می آورد ( پلتزمن، 1992 ). به علاوه تشخیص زودهنگام می تواند جلوی مشکلات ثانویه را بگیرد. در صورتی که کودکان مبتلا به ناتوانی یادگیری احتمالی زود تشخیص داده نشوند احتمال بیش تری برای مشکلات ثانویه مثل عصبی شدن و سرخوردگی را دارند ( کاتس (10)، 1991، لونتال، 1998 ).
تیلر و دیگران (11) ( 2000 ) در بررسی های خود نشان دادند در صورتی که کودکان ناتوان در یادگیری زود تشخیص داده نشوند، مشکلات یادگیری ادامه می یابد و می تواند منجر به ترک تحصیل، ایجاد مشکلات رفتاری و مشکلات تحصیلی گردد. به عکس، تشخیص زودهنگام نیاز برای خدمات آموزشی خاص و گسترده را در آینده کاهش می دهد و منجر به برنامه های مداخله ای زودهنگام کامل می شود ( تایلر و دیگران، 2000 ). مشکلات مربوط به خواندن بالاخص اگر زودهنگام تشخیص داده نشود منجر به مشکلاتی نظیر کاهش انگیزه ی تحصیلی در کودکان می شود و در نتیجه در موقعیت های کم تری برای تمرین و بهبود مهارت های خواندن شرکت می کنند و از روند آموزش باز می مانند کاتس، ( 1997 ) و اندرولرن و سیگال (12) ( 1997 ) اظهار می کنند آموزش زودهنگام اصوات به طور مثال باعث پیشگیری از مشکلات خواندن در آینده می شود و باعث افزایش تجربیات خواندن و نوشتن می گردد.
اگرچه یافته های پژوهش زیادی از تشخیص زودهنگام ناتوانی یادگیری حمایت می کنند ولی دغدغه هایی نیز وجود دارد که باید مورد توجه قرار داد. احتمالاً یکی از بزرگ ترین نگرانی های موجود برچسب خوردن کودکان خردسال است. با این وجود نیازی نیست که از اصطلاح « ناتوانی در یادگیری » برای یک کودک خردسال استفاده کرد زیرا این مطلب مربوط به کودکان بزرگ تر و در مورد آزمایش در مدارس است و از برچسب زدن می توان جلوگیری کرد ( اسنایدر و همکاران، 1994، تایلر و همکاران، 2000 ). مشکل دیگر برای تشخیص زودهنگام این است که تشخیص ناتوانی در یادگیری وجود یک مشکل در محیط آموزشی و تحصیلی است. همواره انتظار مشخص تحصیلی در سنین اولیه وجود ندارد و از این رو برخی از مدارس این روند را به تعویق می اندازند تا مشکل تحصیلی کودک کاملاً آشکار شود ولی این موضوع باعث می گردد معلمان زمان مناسب را برای آموزش به این کودکان از دست بدهند. یعنی مدارس باید صبر نمایند تا کودک در درسی ناموفق عمل کند و سپس به او کمک کنند! لذا، به جای به تعویق انداختن درمان، پس از مشاهده ی عدم توانایی و مشکل می توان از واژه هایی چون « کودکان در معرض خطر » استفاده کرد تا دغدغه های مورد بحث در بالا ایجاد نشود ( کاتس، 1991؛ تایلر و همکاران، 2000 ).

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی