خدمات مشاوره دکتر متحدی

ارائه خدمات حقوقی و روانشناختی در حوزه ازدواج و خانواده: مشاوره قبل ازدواج، زوج درمانی، دعاوی خانواده

ارائه خدمات حقوقی و روانشناختی در حوزه ازدواج و خانواده: مشاوره قبل ازدواج، زوج درمانی، دعاوی خانواده

متأسفانه خدمات مشاوره و روانشناسی در سیستم بهداشتی و درمانی کشور مورد حمایت و پوشش بیمه قرار ندارد. این مسئله موجب شده است که بسیاری از شهروندان به علت هزینه های بالا و نیز عدم احساس نیاز و ضرورت فوری، از این خدمات صرف نظر نمایند. نتیجه این بی دقتی، خود را در معضلات اجتماعی بسیار پر هزینه همچون شکستها و عدم موفقیتها، طلاق و ناپایداری خانواده ها، بزهکاری، مشکلات تربیتی و ... نشان می دهد.
لذا جهت ترغیب افراد به مشاوره و ارائه خدمات مشاوره ای، بر آن شدیم در تارنمای حاضر فضایی فراهم آوریم تا افراد ضمن دریافت اطلاعات ضروری، و طرح سؤال و تبادل نظر، دیدگاه بهتری نسبت به جنبه ها و مهارتهای زندگی فردی و اجتماعی پیدا نمایند.

دنبال کنندگان ۳ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید
تابلو اعلانات

یکی از مباحثی که در روانشناسی مورد توجه اکثر محققین علوم تربیتی بوده، بحث روانشناسی رشد است. روانشناسی رشد از دو جهت به مربی کمک می کند:
1- مربی یاد می گیرد که در هر مقطعی از سن، چگونه با متربی خود رفتار کند.
2- نشان می دهد که هم زمان با رشد جسمانی، تحوّل روانی هم وجود دارد.

تعریف رشد

« رشد » عبارت است از یک سلسله تغییرات و تحولات پی در پی که در موجود زنده برای رسیدن به هدفی خاص انجام می گیرد. این تغییرات نه تنها در حجم بدن، بلکه در ذهن، عقل، اخلاق و عواطف نیز به وجود می آید.
یک مربّی آگاه، اطلاعات لازم را در ارتباط با مراحل رشد تهیه می کند و طبق یک برنامه دقیق و زمان بندی شده، به ترتیب کودک می پردازد.

مراحل رشد

در موضوع روانشناسی رشد، بیشتر روانشناسان نظراتی را ارائه داده اند؛ از جمله اریکسون که فاصله بین زمان تولد تا پنجاه سالگی را به هشت مرحله تقسیم کرده است. آقای بلوم، برونر، روسو، ژان لاک و پیاژه نیز نظراتی دارند. اما در این قسمت به روانشناسی رشد از دیدگاه پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) اشاره می کنم. آن حضرت فاصله میان تولد تا بیست و یک سالگی را به سه مرحله تقسیم می نماید.
« الوَلدُ سیّدٌ سبع سنین: هفت سال اول دوره آقایی، سیادت و پادشاهی؛
« و عبدٌ سبع سنین؛ هفت سال دوم دوره اطاعت؛
« و وزیرٌ سبع سنین؛ هفت سال سوم دوره مشورت و وزارت.(1)
امیرالمؤمنین علی(علیه السلام) این سه دوره را در کلامی زیبا این گونه بیان کرده اند: « هفت سال اول، گلی بر شاخه زندگی تو، هفت سال دوم، دوره اطاعت، هفت سال سوم، دوست تو یا دشمن تو ».(2)
امام صادق(علیه السلام) نیز فرموده اند: « هفت سال اول بازی کند، هفت سال دوم خواندن و نوشتن را یاد بگیرد. هفت سال سوم مقررات زندگی و حرام و حلال را یاد بگیرد ».(3)

مرحله اول: دوره سیادت و آقایی

در این مرحله کودک موجودی است ظریف و ناتوان و وابسته که در تأمین نیازهای خود ناتوان است و شدیداً نیاز به مراقبت دارد. نیاز به آرامش جسمانی و روانی و تغذیه مناسب دارد تا در آن محیط مناسب، جسم و جانش پرورش یابد و استعدادهایش شکوفا گردد. بهترین وسیله برای پرورش و تربیت او در این مرحله، بازی کردن است. به وسیله بازی، استعدادهای خود را شکوفا می سازد، نیروهایش را به کار می گیرد، تجربه می کند و بر اطاعت خود می افزاید. در بازی های دسته جمعی، اجتماعی زیستن و تعاون و همکاری و رقابت در زندگی را یاد می گیرد. در این مرحله در حد مجاز و ممکن به خواسته هایش ترتیب اثر بدهید.(4)
هفت سال اول زندگی کودک، سال های شکل گیری شخصیت اوست؛ بدین سبب باید سروری کند. اما معنای سروری و سیادت این نیست که برای انجام هر کاری آزادی مطلق داشته باشد. با توجه به نارسایی درک و ناتوانی جسم کودک در هفت سال اول، در زمینه های گوناگون باید توجه بیشتری به او بشود که عبارتند از:

1- توجه بیشتر به خواسته ها و نیازها

تا دو ماه به طور مطلق به نیازهای او توجه کنید. از ماه سوم در برابر گریه هایش با تأمل برخورد کنید. تا پایان یک سالگی که دوران دلبستگی کودک است، توجه فراوانی به او داشته باشید. اما از آن پس متوجه وابستگی او باشید. در مقابل خواسته های منطقی کودک پاسخ مثبت دهید، اما در برابر خواسته های غیرمنطقی او از اصل خاموشی استفاده کنید.( نادیده گرفتن خواسته ها را اصل خاموشی گویند.)(5)

2- توجه بیشتر به آزادی

در این دوره کودک بسیار کنجکاو است. برای ارضای کنجکاوی او، آزادی بیشتری به او بدهید اما متوجه خطرها باشید.

3- توجه بیشتر به محبت و عطوفت

در این هفت سال اول، کودک به محبت و عطوفت فراوان تری نیاز دارد، ولی باید از زیاده روی در محبت بپرهیزید تا از لوس شدن او جلوگیری کنید.

4- به بازی توجه بسیاری کنید

اسباب بازی های مناسب در رشد عاطفی کودک بسیار مؤثر است.
امام صادق(علیه السلام) فرمودند: « کودک تا هفت سال بازی کند ».(6)
رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) نیز فرمودند: « فرزندت را رها کن تا هفت سال بازی کند ».(7)

هشدار:

هفت سال اول زندگی کودک باید با شادابی کامل بگذرد؛ بنابراین او را تحت فشار آموزش های رسمی قرار ندهید. البته آموزش های غیررسمی به ویژه در قالب بازی، شعر، سرود، معما، جدول سازی و ... اشکالی ندارد.(8)
علی (علیه السلام) می فرمایند: « فرزند تو تا هفت سال گل لطیف است ».(9)
رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) نیز در بیانی فرمودند:
« من کان عندهُ صبیٌّ فلیتصابَ لَه »؛ (10)
« کسی که در خانه، کودکی دارد، باید بابازی کودکانه فرزندش را شاد نماید »

مرحله دوم: اطاعت

کودک در مرحله دوم، یعنی هفت سال دوم زندگی، از نظر رشد جسمی و عقلی به حدی رسیده که می تواند مسؤولیت بپذیرد و انجام دهد. می تواند خوب و بد و ارزش ها و ضد ارزش ها را تمیز دهد. آمادگی دارد که ارزش های اخلاقی را بپذیرد و نفس خویش را با آنها پرورش دهد، و از ضد ارزش های اخلاقی اجتناب نماید.
قدرت یادگیری و خواندن و نوشتن در این دوره به وجود می آید. مربیان و والدین باید پایه های اخلاق و آداب نیک را در کودک استوار سازند و او را از آلوده شدن به اخلاق زشت باز دارند. وسیله درس خواندن را برایش فراهم سازند و در این باره او را تشویق کنند.(11)
در این دوره گاهی والدین از دادن مسؤولیت به فرزندان خود و وادار کردن او به انجام کارهای خانه ممانعت به عمل می آورند؛ در صورتی که بچه ها در این دوره به شدت علاقه مند هستند که مسؤولیتی را داشته باشند.
توصیه ما به والدین و مربیان این است که مسئولیت هایی را به آنان بدهید که در حد توان آنها باشد و در صورت انجام درست مسؤولیت حتماً آنها را تشویق و تقویت اجتماعی نمایید. در مقابل اگر نتوانستند از عهده کاری که قبول کردند برآیند، به هیچ وجه آنها را تحقیر و سرزنش نکنید و اجازه بدهید با کسب تجربه، مجدداً آن کار را انجام دهند.
نکته مهمی که در این دوره باید والدین توجه نمایند این است که فقط به خواسته های منطقی آنان پاسخ مثبت بدهید. اگر قصد دارید مرد و زن زندگی آینده را خوب تربیت کنید از اینکه فرزند شما در دوره دوم- که دوره اطاعت و مسولیت پذیری است- با مشکل مواجه می شود یا دچار سختی و مرارت می گردد، نهراسید؛ در این دوره هر چقدر بچه ها سختی بکشند، در آینده مردان و زنان موفق تری خواهند بود.

مرحله سوم: مشورت

پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند این دوره مشورت است. این مرحله، دوران کارآموزی و تجربه در زندگی است. کودک در این زمان بالغ شده و آنچه را که در مراحل سابق فرا گرفته است تحت نظر مستقیم اولیاء و مربیان به اجرا می گذارد تا مراتب لیاقت خود را عملاً به اثبات رساند. در انجام کارها و مخصوصاً در امور مربوط به اداره خانواده به منزله یک وزیر انجام وظیفه می کند. در این مرحله نوجوان مورد مشاوره اولیاء و مربیان قرار می گیرد تا فکرش پخته و دقیق شود. در حد توانش کارهایی به او ارجاع می شود تا با نظارت مستقیم یا غیرمستقیم مربیان آنها را انجام دهد و در این ارتباط از راهنمایی ها و تجربیات مربیان استفاده می نماید و بر کاردانی و تجربه خود می افزاید. نوجوانی و جوانی دوران بسیار حساس و خطرناکی است. این مرحله بهترین دوران خودسازی است. در این زمان به علت ترشحات هورمون های بلوغ، تحولات عمیق و همه جانبه ای در جسم و جان نوجوان به وجود می آید و او را دگرگون می سازد.
در این مرحله نوجوان از نظر روانی در وضع ویژه ای زندگی می کند. نه مانند کودکان نابالغ فکر می کند و نه از تجربیات و افکار پخته بزرگسالان برخوردار است. عواطف و احساسات تند ولی همراه با نیروی جسمانی، او را به کارهای تندعاطفی دعوت می کند. در این دوره پرتلاطم، نیروی جنسی نوجوان نیز بیدار شده او را به سوی افکار و تمایلات جدید و ناشناخته ای دعوت می کند. تمایلات شورانگیز و نیرومندی که اگر درست هدایت نشود، موجبات سقوط و انحراف او را فراهم خواهد ساخت.(12)
در این جا به برخی از بیانات و نظرات بزرگان و معصومین(علیه السلام) درباره دوره نوجوانی و جوانی، اشاره می کنیم:
رسول اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: « وقتی رسالت خود را شروع کردم، این جوانان بودند که از من حمایت کردند. افراد پیر و مسن مانند ابوجهل، ابوسفیان و ابولهب مانع کار من می شدند ».(13)
امام صادق (علیه السلام) می فرمایند:
« قلبُ الشباب أرقُّ مِن قلبِ الشیخ »؛(14)
قلب جوان دارای لطافت و صفای جوانی است و لطیف تر از قلب سالخوردگان است. »
امام صادق(علیه السلام) می فرمایند:
« علیکَ بالاحداث فإنَّهم اَسرع الی کل خیرٍ »؛ (15)
« نوجوانان را دریابید؛ زیرا سرعت حرکت آنها به سوی نیکی ها افزون تر است. »
امیرالمؤمنین علی(علیه السلام) می فرمایند:
« اِنَّما قلبُ الحدث کالارضِ الخالیه ما اُلقی فیها من شی قَبلَته؛(16)
« همانا قلب نوجوان مانند زمین بکری است که هر چه در آن افشانده شود آن را می پذیرد و می پرورد ».
در بیانی دیگر، حضرت علی(علیه السلام) می فرمایند: « یاران مهدی(علیه السلام) جوانان هستند و سالخورده ای میان آنان نیست مگر به مقدار سرمه در چشم و نمک در غذا و کمترین بخش غذا نمک است ».(17)
رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند:
« انَّ الله یحبُّ الشابَ الذی یفنی شبابَهُ فی طاعةِ الله »؛(18)
همانا خداوند جوانی را که نشاط جوانی اش را در راه اطاعت خدا صرف کند بسی دوست دارد. »
مرحوم فلسطینی می گویند: « روانشناسی جوانان اختصاصی است و از جهات بسیاری با روانشناسی عمومی تفاوت دارد ».(19)
امام(علیه السلام) نیز می فرمایند: « من به همه شما ارادت دارم، اخلاص دارم، محبت دارم. شما از خود من هستید و من هم از خود شما ».(20)
ایشان در جای دیگر می فرمایند: « شما ذخیره ما هستید. من خدمتگزار شما هستم ».(21) در جای جای فرمایشات امام نیز دعاهای خیر ایشان برای جوانان و اظهار علاقه های شنیدنی و جالبی دیده می شود که حاکی از ایجاد شخصیت در وجود جوانان توسط امام راحل است.
مقام معظم رهبری(دامت برکاته) می فرمایند: « جوان در دوره جوانی، به خصوص در آغاز جوانی، تمایلات و انگیزه هایی دارد. چون در حال تکوین هدایت جدید خود است، مایل است شخصیت جدید او به رسمیت شناخته شود که غالباً این اتفاق نمی افتد و پدر و مادرها جوان را در هدایت و شخصیت جدید گویا به رسمیت نمی شناسند ».(22)
ایشان همچنین می فرمایند: « نسبت به جوان ایرانی از لحاظ اعتقادی به طور افراطی قضاوت شده است. جوان ایرانی، جوانی پاکدامن و پاک گوهر است و زمینه های دینی زیاد دارد ».(23)
گوته: دوره جوانی، دوره گرِهِ کورِ بینِ کودکی و پیری
شیلدر: موجی خروشان در اقیانوس زندگی
استانلی هال: جوانی، تولدی دیگر.
شیخ حسین انصاری: از لات ها خوشم می آید؛ زبان جوانان ما را می دانند، پدر و مادرها زبان جوان را نمی دانند و لات ها در جذب بچه ها موفق ترند.
مقایسه دوره کودکی و دوره نوجوانی

دوره کودکی

دوره نوجوانی

می آموزد و می اندوزد.

نقش می گیرد و احساس مسؤولیّت می کند.

از دیگران پیروی می کند.

از خود پیروی می کند.

به والدین وابسته است.

به گروه دوستان وابسته است.

روان و روح آرام دارد.

روان و روح موّاج و پرتلاطم دارد.

دغدغه بازی و سرگرمی دارد.

دغدغه همسر و شغل و تحصیل و مسکن دارد.

در حال زندگی می کند.

ب گذشته فکر می کند و از آینده نگران است.

رشد بدنی موزون و هماهنگ.

رشد بدنی ناموزون و ناهماهنگ دارد.

دوره تعبّد است.

دوره تعقّل است.

براساس عینیات و مشاهدات استدلال می کند.

براساس عملیات ذهنی استدلال می کند.

چه خطراتی جوانان را تهدید می کند

1- سقوط در باندهای فساد و تباهی اخلاقی؛
2- خطر فرار از خانه؛
3- خطر ترک تحصیل یا از دست دادن انگیزه تحصیلی؛
4- خطر تلوّن فکری و عقیدتی؛
5- خطر گرایش به گروه های ضد اجتماعی؛
6- خطر از دست دادن حس اعتماد به نفس و عزّت نفس؛
7- خطر اعتیاد و گرایش به مواد مخدر و داروهای روان گردان؛
8- خطر گرایش و تمایل به پارتی های شبانه.

خصوصیّات دوره نوجوانی

خصوصیّات جسمانی

1- دوره بلوغ و ترشح هورمون های جنسی؛
2- اختلال خواب و غذا؛
3- احساس بی اشتهایی؛
4- به هم خوردن فیزیک جسمانی خصوصاً فیزیک صورت؛
5- تغییرات جسمانی ناشی از ترشّح هورمون های درون ریز (رشد موهای زبر، دو رگه شدن صدا در پسرها، احتلام در پسرها، پریود در دخترها، جوش در بدن و صورت در هر دو به صورت مشترک).

خصوصیات اجتماعی

1- گرایش به دوستان و گروه همسالان که به دو صورت است:
الف) منبع استانداردهای رفتاری آنان از گروه دوستان است،
ب) بیشتر تحت تأثیر گروه دوستان هستند تا خانواده؛
2 - رسیدن به وضع ظاهر؛
3- ناتوانی در تصمیم گیری ها؛
4- حس استقلال طلبی و تشخّص طلبی؛
5- ترس از مواجهه با مردم؛

خصوصیّات عاطفی

1-رفتار پرخاشگرانه نوجوان زیادتر می گردد؛
2- صبور نیست؛
3- اضطراب دارد؛
4- قابلّیت تحریک پذیری بالا دارد؛
5- به شدّت نسبت به کسی که به او علاقه دارد محبّت و عشق می ورزد؛

خصوصیّات ذهنی

نوجوان در این دوره بیشتر دچار تخیّلات است.

راه های نفوذ در قلب جوان ( چگونگی ارتباط با جوان )

1- به چهارچوب شخصیّت جوان حمله نکنید؛
2- در مورد آینده او پیشگویی نکنید؛
3- اجازه حل مشکل را به او بدهید؛
4- در مباحث خانواده با او مشورت کنید؛
5- از او نظرخواهی کنید و به نظرات او توجّه کنید؛
6- از تحقیر و سرزنش او به خصوص در جمع بپرهیزید؛
7- او را با دیگران مقایسه نکنید؛
8- روی نقاط مثبت او تکیه کنید؛
9- اجازه دهید مستقل باشد، به استقلال او احترام بگذارید؛
10- او را بچه نخوانید ( از اینکه هنوز او را بچه می خوانید ناراحت است)؛
11- با زبان قلدر مآبانه با او حرف نزنید؛
12- رازدار جوانتان باشید؛
13- اشتباه جوان را بزرگ نکنید و به خاطر یک اشتباه برای همیشه او را طرد نکنید؛
14- کمتر از نصیحت استفاده کنید و فقط زمانی که آمادگی دارد او را نصیحت کنید؛
15- اجازه ابراز احساسات را به او بدهید؛
16- نظر خود را بر او تحمیل نکنید؛
17- به دوستان او احترام بگذارید؛
18- در برخورد با او از روش تغافل استفاده کنید؛
19- اگر لازم دانستید، در آن جایی که ضرری متوجّه جوان نمی شود به او امتیاز بدهید؛
20- کنترل مستقیم روی او نداشته باشید؛
21- در مورد او قضاوت منفی نکنید؛
22- به او احترام گذاشته و با تکریم با او برخورد کنید؛
23- در صورت عذرخواهی، عذر او را بپذیرید؛
24- به او مسئوولیت واگذار کنید و در دادن مسؤولیّت او را تقویت اجتماعی کنید؛

تاثیر بلوغ بر افکار و رفتار جوان

دوران بلوغ و جوانی، دوره بروز احساسات مذهبی و شکفته شدن تمایلات ایمانی و اخلاقی است. در این دوران، جوانان به طور فطری مایلند از مبدأ عالم باخبر شوند، خداوند خالق را بشناسند و او را پرستش کنند. جوانان به طبع انسانی خود در جستجوی حق هستند و در راه پی بردن به حقیقت، مجاهده و کوشش می کنند و بدین وسیله تمایل فطری خود را به معرفت، ارضا می نمایند. جوانان به میل طبیعی و رغبت فطری خود به پاکی و فضیلت، عدل و انصاف، ادای امانت و وفای به عهد، راستی و درستی و به تمامی سجایای انسانی علاقه دارند و مایلند شخصیّت خود را براساس تمنیّات وجدان اخلاقی استوار نمایند.
تمایل طبیعی نوجوانان به فضیلت اخلاقی و انصاف و پاکی و پاکدامنی به قدری شدید است که اگر در محیط خانواده و مدرسه از اولیاء و مربیان رفتار ظالمانه و غیرانسانی مشاهده کنند، به شدت خشمگین می گردند و لب به اعتراض می گشایند و آنها را به شدت ملامت می کنند.
آموزش تعالیم دینی و پرورش عواطف ایمانی و اخلاقی در وجود جوانان دو اثر بزرگ دارد؛
اول آنکه احساسات مذهبی جوانان که خود یکی از خواهش های فطری آنان است بدین وسیله ارضاء می گردد.
دوم آنکه نیروی مذهب، سایر تمایلات طبیعی و خواهش های غریزی جوانان را مهار کرده و از تندروی باز می دارد و آنها را از تیره روزی و سقوط حفظ می نماید.(24)

پی نوشت ها :

1-مکارم الاخلاق، ص 255.
2- وسایل الشیعه، ج15، ص 195.
3- همان، ص 194.
4- اسلام و تعلیم و تربیت، ابراهیم امینی، ص 22.
5-نسیم مهر، ص 86.
6- کافی، ج6، ص 47.
7- وسایل الشیعه، ج5، ص 125.
8- نسیم مهر، ص 108.
9- شرح نهج البلاغه، ج20، ص 343.
10- وسایل الشیعه، ج5، ص 126.
11-اسلام و تعلیم و تربیت، ص 23.
12-اسلام و تعلیم و تربیت، ج2، ص 24.
13- بحارالانوار، ج6، ص 342.
14- بحارالانوار، ج12، ص 28.
15- قرب الانساد، ص 61.
16- نهج البلاغه، نامه 31.
17- عصر زندگی، ص 87.
18- میزان الحکمه، ج5، ص 9.
19-گفتار فلسفی جوان، ج1، ص 81.
20-صحیفه امام، ج6، ص 386.
21- همان، ج6، ص 449.
22- حرف دل، مصلی تهران، 79.
23- همان.
24-اسلام و تعلیم و تربیت، ابراهیم امینی، ج2، ص 97.

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی