خدمات مشاوره دکتر متحدی

ارائه خدمات حقوقی و روانشناختی در حوزه ازدواج و خانواده: مشاوره قبل ازدواج، زوج درمانی، دعاوی خانواده

ارائه خدمات حقوقی و روانشناختی در حوزه ازدواج و خانواده: مشاوره قبل ازدواج، زوج درمانی، دعاوی خانواده

هرچند امروزه متخصصین بسیاری در دسترس عموم مردم قرار دارند، لیکن متأسفانه همفکری و مشورت در فرهنگ اجتماعی ما جایگاه پذیرفته شده ای ندارد. بسیاری از شهروندان به علت عدم احساس نیاز و ضرورت فوری، از این خدمات صرف نظر می نمایند. نتیجه این بی دقتی، خود را در معضلات اجتماعی بسیار پر هزینه همچون شکستها و عدم موفقیتها، طلاق و ناپایداری خانواده ها، بزهکاری، مشکلات تربیتی و ... نشان می دهد.
لذا جهت ترغیب افراد به مشاوره و ارائه خدمات مشاوره ای، بر آن شدیم در تارنمای حاضر فضایی فراهم آوریم تا افراد ضمن دریافت اطلاعات ضروری، و طرح سؤال و تبادل نظر، دیدگاه بهتری نسبت به جنبه ها و مهارتهای زندگی فردی و اجتماعی پیدا نمایند.
شاید عادت به مشورت باعث پیشگیری از اشتباهات گاهاً پرهزینه، و یا تصمیم گیری های هوشمندانه تر گردد...

دنبال کنندگان ۳ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید
تابلو اعلانات

تغییرات دوران بلوغ

1. تغییر جسمانی

الف) روییدن موی سیاه در دختر و پسر؛
ب) صدای پسرها دور رگه شده و لگن و سینه دخترها بزرگ می گردد؛
ج) جوش و آکنه در صورت هر دو به صورت مشترک مشاهده می شود؛
و) پسرها محتلم و دخترها پریود ( ماهانه ) می گردند؛

2. تغییر روانی و روحی

تمایل به جنس مخالف، رسیدن به وضع ظاهر، لذت بردن از دست زدن به بدن خود و نگاه به نامحرم و شنیدن صدای جنس مخالف از جمله تغییرات روانی نوجوانان در این سن است. فرد تازه بالغ شده به وضع ظاهر خود می رسد، عطر و ادکلن استفاده می کند و با لباس خودآرایی می نماید. در این زمان سؤالات زیادی برای او مطرح می شود که خجالت می کشد از مربی و والدین خود بپرسد. به ناچار به دوستان خود پناه می برد و وقتی هم از دوستان خود سؤال می کند؛ ممکن است دوستان از ساده لوحی او استفاده کرده و او را به انحرافات جنسی بکشانند. بنابراین بهترین کسانی که می توانند در این موقعیت حساس از فرزندان خود مراقبت کنند و اطلاعات جنسی را در حد لازم در اختیار او قرار دهند، والدین هستند؛ لذا پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلّم) فرمودند: « از گفتن مسئله دین حیا نکنید ».(1)

4- تربیت اجتماعی

یکی از تربیت هایی که والدین و مربّیان باید نسبت به آن اهتمام ورزند « تربیت اجتماعی » است. بی توجهی نسبت به این نوع تربیت ممکن است باعث گوشه گیری، انزوا طلبی و کم روئی فرد گردد و موجب شود که کودک یا نوجوان در ارتباط با همسالان و اطرافیان خود دچار مشکل گردد.
به طور معمول کودک یا نوجوانی که کم رو باشد و یا آداب اجتماعی را بلد نباشد، نمی تواند از توانایی و توانمندی خود خوب بهره ببرد. حتی در مواقعی دیده شده دانش آموز کم رو و گوشه گیر از ابراز وجود در کلاس یا پرسش امتناع می کند و در مواردی که مورد تجاوز گروه همسالان و هم کلاسی های خود قرار می گیرد، قدرت دفاع ندارد. اکنون این سؤال در ذهن شکل می گیرد که چه عاملی باعث کم رویی و گوشه گیری نوجوان شده است؟ آیا والدین و مربیان به فکر این هستند که بعد اجتماعی فرزند خود را تقویت کنند؟

انسان و حیات اجتماعی

انسان براساس فطرت و طبیعت خود موجودی اجتماعی است. در جامعه به دنیا می آید، با بهره گیری از حمایت و خدمت دیگران رشد و پرورش می یابد، حال و هوای جامعه و رنگ اجتماع را می پذیرد، به راه و رسم و آداب و سنن آنها عادت می کند و عضوی از جامعه به حساب می آید و در عین همرنگی و همزیستی با اعضای آن به فعالیّت می پردازد. این مسئله ای است که از ابتدای پدید آمدن بشر تا عصر ما وجود داشته و خواهد داشت.

فواید حیات اجتماعی

انسان از روزگاران قدیم دریافته بود که حیات اجتماعی دارای فواید و آثاری سرنوشت ساز است که برخی از این فواید به شرح زیر است.
1- عامل تأمین امنیّت فردی و گروهی، حفظ سلامت تن و روان است.
2- موجب رشد و پرورش ذهن، پرباری اندیشه، شکل گیری عقل و تبدیل کنجکاوی به چراجویی است.
3-راهی برای پدید آمدن عواطف، جهت دادن و تعدیل ترس و خشم، عشق و محبت و الفت در خانواده است.
4- راهی برای ایجاد رقابت به سوی کمال است.
5- باعث ایجاد افکار و فلسفه ها، سبب پر بار شدن فرهنگ، زایش علوم، ابداع و اختراع است.
6- عاملی برای ایجاد حکومت، قانون، حفظ آزادی و وحدت ملی است.

سفارش به حیات اجتماعی

زندگی اجتماعی مورد تأکید و سفارش همه انبیاء، اولیاء و صُلحا و اندیشمندان در طول تاریخ است. انسان اجازه ندارد که به دور از جامعه و بی تفاوت در برابر غم و درد مردم و دور از همه هیاهوها و اشتغالات عامّه، در گوشه ای از این جهان پهناور، در دخمه ای یا غاری پناه گیرد و سرگرم زندگی خود باشد.
در اسلام رهبانیّت و انزوای از مردم وجود ندارد و حرکت های غیرمسئولانه در زندگی مجاز نیست؛ توقف و سکون و بی حرکتی در زندگی یک مسلمان نباید باشد همانطور که پیامبر اسلام فرموده اند:
« لیس فی امّتی رهبانیَّة و لاسیاحةٌ و لا زَمٌّ ».(2)
در امّت من رهبانیّت و فرار از مردم [ به بهانه عبادت ] و سکوت و بی توجهی راه ندارد.
توصیه اسلام به خوردن غذا در میان جمع و هم سفره شدن با دیگران، گزینش و انتخاب همسفر، تسریع در تشکیل خانواده، حضور در مجامع علمی، مشارکت در امور اجتماعی، اعلام محبت خود به برادر دینی، مصافحه و دست دادن به یکدیگر، داشتن روح تعاون و همکاری، شرکت در مراسم حج و نماز جماعت، همه اینها جلوه هایی از حیات اجتماعی است.(3)
اکنون به این سؤال می پردازیم که چه عواملی باعث کم رویی و گوشه گیری کودکان و نوجوانان می گردد؟
کم رویی یعنی دستپاچه شدن در مقابل افراد و احساس ناراحتی کردن در حضور دیگران. نکته مهم در مورد کم رویی این است که بیشتر افراد این تجربه را به صورت مشترک دارند. شاید تعجب کنید اگر بفهمید در تحقیقی که توسط فیلیپ زیمباردو ( 1977 م ) انجام شد، بیش از 80% مردم آمریکا گفتند که کم رو هستند. تنها 7% مردم ادعا کردند که هرگز کم رویی را تجربه نکرده اند. افراد کم رو می گویند که در برقراری مکالمات و حفظ تماس چشمی مشکل دارند و زمانی که می کوشند با فردی ارتباط برقرار کنند، احساس ناراحتی می کنند.

نشانه های کم رویی

افراد کم رو علائم زیر را تجربه می کنند:
1- ناراحتی های جسمی: معده درد، تپش قلب، تعریق، سرخ شدن؛
2- خودآگاهی: افکار خود تحقیر کننده، نگرانی درباره ارزیابی منفی دیگران.
3- مهارت اجتماعی ضعیف، بازداری اجتماعی و دست و پا چلفتی بودن.(4)

علل کم رویی

هیچ کودکی خجالتی و کم رو به دنیا نمی آید. این ما هستیم که کودکان را می ترسانیم و خجالتی بار می آوریم و باید گفت عامل ترس، صحرای فکر اطفال را به شورستانی می سازد که هیچ گُلی در آن نمی روید. (5) موارد ذیل عواملی هستند که در بروز کم رویی مؤثر هستند.
1- نقص بدنی؛
2- محرومیت ها و شکست و ناکامی گذشته؛
3- تمسخر و استهزای دوستان و همسالان؛
4- منع از معاشرت ( نداشتن روابط فامیلی )؛
5- لکنت زبان؛
6- یادگیری از والدین؛
7- تعریف و تمجید از آدم های کم حرف؛
8- اختلاف والدین؛
9- کمبود محبّت؛
10- تحقیر، سرزنش، تنبیه؛
11- ضعف های خانواده.

مهارت های خاص برای غلبه بر کم رویی

1- مسئوولیت دادن به کودکان و نوجوانان؛
2- مشورت کردن، نظر خواستن و به نظر آنان توجه کردن؛
3- به جای صحبت با جسارت با منطق صحبت کردن؛
4- موقع پاسخ به سؤالات کودکان به آنان توجه کردن؛
5- شرکت دادن کودکان و نوجوانان در کارهای گروهی و اردوها؛
6- نقاط مثبت او را در جمع بیان کردن؛
7- برچسب خجالتی نزدن؛
8- تهدید نکردن و میدان دادن؛
9- در فعالیت های اجتماعی او را شرکت دادن؛
10- فرد کم رو را وادار به صحبت کردن.
برای افزایش مهارت حرف زدن می توان از این عوامل کمک گرفت؛ استفاده از تلفن، سلام گفتن، سوال کردن، خواندن و پرسیدن.

5- تربیت اخلاقی

یکی از تربیت هایی که باید مورد توجه مربیان و والدین باشد، توجه به بعد اخلاقی کودکان و نوجوانان است. در تعریف خُلق گفته اند: خلق عبارت است از هیأتی که در نفس نفوذ کرده باشد به طوری که به آسانی و بدون نیاز به فکر و تأمل، افعال از آن صادر شود. بنابراین خلق از صفات ثابت نفسانی است. گاهی هم خلق به خود افعال اطلاق می شود. برای مثال به خود صدق و کذب نیز خلق خوب و بد اطلاق می شود.
فعل اخلاقی، کاری است ارزشی که همه انسان ها، در همه زمان ها و مکان ها، بر خوبی یا بدی آن توافق دارند و عقل سلیم انسانی، حُسن یا قبح آن را درک می کند. انسان از این جهت که موجودی دارای عقل است خود را ملزم به انجام فعل حسن و اجتناب از فعل قبیح می بیند؛ بنابراین می توان گفت که مسائل اخلاقی دو دسته هستند: اخلاق نیک، اخلاق بد. هر کدام از اینها هم به دو دسته تقسیم می شوند:
الف) اخلاق نیک فردی و اخلاق نیک اجتماعی؛
ب) اخلاق بد فردی و اخلاق بد اجتماعی.

اخلاق نیک فردی:

توجّه و یاد خدا، محبّت خدا، توکّل بر خدا، راضی بودن به رضای خدا، اخلاص عمل، صبر، بی نیازی نفس، شجاعت و آرامش و... صدها نمونه مانند آن اخلاق نیک فردی شمرده می شوند.

اخلاق نیک اجتماعی:

خوش اخلاقی، خوش گفتاری، خوش برخوردی، تواضع، احترام به مردم، عدالت خواهی، ایثار، دفاع از مظلومان، احسان، امانتداری و وفای به عهد، راستگویی، عفو، چشم پوشی، نیکی به والدین، صله رحم، رعایت حقوق متقابل زن و شوهر، خوش رفتاری با همسایگان و مانند آن اخلاق نیک اجتماعی به حساب می آیند.

اخلاق بد فردی:

ریا، حسد، غضب، اضطراب، یأس، جزع و بی تابی، حب دنیا، حرص، طمع، ضعف اراده و بسیاری از این دست از مصادیق اخلاق بد فردی شناخته می شوند.

اخلاق بد اجتماعی:

تندخویی، بد زبانی، برخورد بد، تکبّر، توهین به دیگران، ستمکاری، بدخواهی، دیگرآزاری، خیانت در امانت، دروغگویی، فاش کردن اسرار مردم، لجبازی، عیب جویی، بد رفتاری نسبت به والدین، بدرفتاری نسبت به خواهر و برادر، عدم رعایت حقوق زن و مرد، سعایت و سخن چینی، غیبت، اسراف و تبذیر(6) هم اخلاق بد اجتماعی شناخته می شوند.
توجه ویژه دین اسلام به اخلاق اجتماعی باعث شد که رسول خدا (صلی الله علیه وآله و سلم) مهم ترین ویژگی بعثت خود را ترویج و تکمیل اخلاق نیکو معرفی کنند.
« انّما بُعثتُ لاُتمَّمَ مکارم الاخلاق ».(7)
همانا من برای تکامل خصلت های نیکو مبعوث شدم
پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله و سلم) در بیانی دیگر فرمودند:
« خیرُ الناسِ اَحسَنَهُمُ خلقاً ».(8)
« برترین افراد کسانی اند که خلق و خوی آنها از همه برتر و والاتر باشد. »
اگر انسان در تنهایی زندگی کند مشکل اخلاقی ندارد. همین انسان وقتی تشکیل خانواده داد و یا در جمع زندگی کرد؛ جامعه و خانواده بستر مناسبی برای ظاهر شدن اخلاق واقعی انسان ها است.
افرادی که اخلاق نیکو دارند، با شخصیت اند، عزت نفس دارند و با مردم با احترام برخورد می کنند. در جامعه ای که اخلاق وجود نداشته باشد، استعدادها سرکوب شده، نیروها به هدر می رود و آزادی و امنیت بازیچه هوسبازان می گردد. در چنین جامعه ای زندگی فردی و اجتماعی مفهوم خود را از دست می دهد.
بعضی سعادت انسان را عمل به قوانین مدنی می دانند؛ اما عمل به قوانین بدون پشتوانه اخلاق امکان ندارد. اخلاق خوب والدین نسبت به هم تأثیر زیادی در اخلاق و رفتار فرزندان دارد؛ لذا در بعد تربیت اخلاقی، والدین و مربیان باید ابتدا خودشان عامل باشند تا متربی خود را متخلق به اخلاق نیکو کند.
اقوام روزگار به اخلاق زنده اند *** قومی که گشت فاقد اخلاق مردنی است

6- تربیت عاطفی

احساسات و عواطف، جزیی از دنیای روانی انسان هستند و نقش بسیار مهمی در زندگی او دارند. احساسات و عواطف، همان نیروهای روانی انسان هستند که موجب تحرک و تلاش او می شوند. « محبت » موجب می گردد که انسان برای رضایت محبوب تلاش کند. « خشم » انسان را بر می انگیزد که تا بی محابا به مقابله با برانگیزاننده خشم برخیزد. « ترس » موجب گریز انسان شده، او را در دوری از منبع ایجاد کننده ترس، یاری می کند. خلاصه آن که اگر به دقت بنگریم، می بینیم که ما برای انجام هر عمل، نه تنها به شناخت ابزار انجام آن عمل احتیاج نداریم، بلکه نیازمند داشتن نیروی روانی لازم نیز هستیم که احساسات و عواطف این نیرو را در اختیار ما می گذارند.
یکی از مهم ترین مقوله های تربیتی، تربیت بعد عاطفی انسان است. ما باید فرزندانمان را برای استفاده صحیح از عواطفشان تربیت کنیم. در این بحث به بررسی مهم ترین عواطف موجود در یک کودک می پردازیم که عبارتند از:
1-احساس دوستی و احساس دشمنی؛
2- خشم؛
3- ترس؛
4- حسد؛
5- محبت و عشق؛

1- احساس دوستی و احساس دشمنی

دوستی و دشمنی از جمله عواطفی هستند که در زندگی ما انسان ها نقش بسیار مهمی ایفا می کنند. ما به طور طبیعی، کسانی را که فکر می کنیم خیرخواه ما هستند و یا در نظر ما جالب و جاذبند، دوست داریم و آنانی که تهدیدی برای ما به شمار می آیند را دشمن می دانیم. باید به فرزندان آموزش داد که دوست نمی تواند به طور مطلق مورد اتکاء باشد و دشمن نیز نمی تواند به طور مطلق مورد سوء ظن و طرد قرار گیرد. نکته مهم تر اینکه در مورد دوستی ها و دشمنی ها باید تعادلی بین دوستان و دشمنان برقرار کرد. مبادا آمدن دوست جدید در زندگی به قیمت از دست دادن دوستان قدیم باشد.(9)

2-خشم و غضب

خشم، یکی از هیجانات مهم در زندگی انسان و جزئی از آن است. این قوه یک احساس طبیعی است؛ یعنی همان طوری که انسان خوشحال می گردد، ناراحت هم می شود. مهم این است که راه کنترل و مهار خشم را به فرزندان خود آموزش دهیم. نمی توان پاسخ خشم را با خشم داد و یا از تنبیه و تهدید استفاده کرد. از قدیم هم گفته اند آتش را با آتش نمی توان خاموش کرد و خون را با خون نمی توان شست. والدین باید در قبال خشم فرزندان صبور و بردبار باشند.
بعضی از عوامل زیستی که می توانند برانگیزنده خشم و غضب در درون انسان باشند، عبارت است از:
-عصبانیّت مادر در دوران بارداری؛
-ضربه از ناحیه سر؛
-بدغذایی و ضعف جسمانی؛
-بیماری های زیاد دوران کودکی و عمل جراحی و بیهوشی؛
-کاهش قند خون و کمبود آهن؛
-اعتیاد پدر خانواده.

عوامل درونی

علاوه بر عوامل خارجی و جسمانی که در صفحه قبل ذکر شد؛ یک سری عوامل روانی هم در بروز عصبانیّت مؤثر است که عبارتند از:
-احساس ناامنی در دوره های اولیه زندگی (دعوای والدین در حضور فرزندان)؛
-کمبود محبت؛
-تبعیض در خانواده؛
-تولد فرزند دوم؛
-انتظار بیش از حد از فرزندان؛
-اقتضای دوره نوجوانی؛
-حسادت کودکان نسبت به هم؛
- تنبیه، تهدید، تحقیر و سرزنش؛
-دیدن فیلم های جنایی تلویزیون؛
-یادگیری اجتماعی؛
-ناکامی؛
-دخالت بیش از حد در کار بچه ها.

علل خشم نوجوانان در دوره نوجوانی

جوانی و نوجوانی به عنوان یکی از حساس ترین مقاطع زندگی انسان دارای ویژگی هایی منحصر به فرد است. مربّی موفّق کسی است که این ویژگی ها را به خوبی بشناسد و خود را به روحیه نوجوان نزدیک کند. یکی از دقت هایی که یک مربی باید همواره داشته باشد. شناختن علل خشم در نوجوانان، برای برخورد مناسب با آن است. این علل به سه دسته تقسیم می شوند:

الف) علل جسمانی

- کم خونی، کاهش قند، گرسنگی؛
-خستگی از مطالعه و اختلال خواب؛
-تغییرات هورمونی؛
-احساس گناه در مقابل خود ارضایی؛
-تصویر بد از جسم و بدن خود به علت نقص عضو.

ب) علل محیطی

-تنش های ناشی از تعامل درون گروهی؛
-آزار همسالان و باج خواهی دوستان؛
-فشار گروه؛
-اختلافات والدین؛
-کنترل شدید والدین؛
-تبعیض در خانواده؛
-والدین عصبانی؛

ج) علل اجتماعی

-ناکامی تحصیلی و یا عشقی؛
-کمبود محبّت؛
-فقر مالی خانواده؛
-بیکاری و موقعیت شغلی پدر.

راه های کنترل و مهار خشم و غضب

برای والدینی که با فرزندان خود چنین مشکلی دارند؛ تصور اینکه با رعایت چند نکته ساده می توانستند راه را بر چنین مشکلی ببندند، تأسف برانگیز است.
برای اینکه دیگر والدین، این تأسف را تجربه نکنند توجه به نکارت زیر ضروری است.
-فرزندتان را به آستانه تحریک نرسانید ( به اصطلاح به آن ها گیر ندهید )؛
- او را شرور معرفی نکنید؛
-نیازهای او را شناخته و درصدد تأمین نیازهای او برآیید؛
-رفتارهای آرام او را تقویت کنید؛
-الگوهای عصبانیّت خود را اصلاح کنید؛
-ظرفیّت روانی خود را بالا ببرید؛
-بعضی از رفتارهای او را نادیده بگیرید (روش تغافل کردن)؛
-صله رحم بهترین راه کاهش عصبانیّت است (گفتگوی دو طرفه)؛
-مسافرت رفتن، ورزش کردن، کار گروهی و اردو؛
-منحرف کردن ذهن کودک و نوجوان از عامل عصبانیّت؛
-درجه و میزان صدای خود را پایین آورید (وَ اغْضُضْ مِنْ صَوْتِکَ »؛(10)
-در صورت عصبانیت، موقعیتی که در آن قرار گرفته اید را ترک کنید؛
- به مشاور و روانپزشک مراجعه کنید.

ترس

ترس یکی از هیجانات موجود در زندگی انسان است. ترس در معنای اصلی خود، هیجان اجتناب از عاملی است که حیات انسان را به مخاطره می افکند؛ مانند ترس از حیوانات درنده و یا ترس از انسانی که تهدید کننده حیات آدمی است.(11)
ترس از عواطف ناخوشایندی است که در کودکان و همه انسان ها کم و بیش وجود دارد. درست معلوم نیست که ترس از چه زمانی در کودک پیدا می شود. گفته شده که طفل در حدود چهار ماهگی از دیدن اشخاص و محیط نامأنوس می ترسد، امّا در هشت ماهگی علائم ترس بهتر مشاهده می شود. به هر حال اصل وجود ترس نه تنها مضر نیست بلکه برای سلامت و ادامه حیات انسان ضرورت دارد.
انسان باید از دشمن و خطر و بیماری بترسد تا از آنها اجتناب کند. آنچه مذموم است ترس های نامعقول و بیجا و افراطی می باشد. پدر و مادر نباید از ترس های واقعی و معقول فرزند خردسالشان ممانعت کنند؛ بلکه باید در موارد لازم او را برحذر بدارند. کودک باید از نزدیک شدن به آتش و آب جوش و سیم برق و کپسول گاز و حیوانات درنده و موذی و کارد آشپزخانه و دویدن وسط خیابان و رفتن روی بام و پله و روشن کردن کبریت و دیگر موارد خطرناک بترسد تا جانش از خطر محفوظ بماند. ترس های غیرمعقول مانند ترس از جن و پری، ترس از تاریکی، ترس از حیوانات غیر موذی مانند سوسک و موش و مارمولک، ترس از غول و لولو چیزی است که والدین باید مانع تحقق آن در وجود کودکان خود بشوند.(12)

حسد

حسد یک ضعف روانی و اخلاقی است. زیربنای حسد، تمایل انسان به کسب امتیازات و کمال است. دو راه تشخیص حسد از این قرار است:
1- اینکه انسان کمالاتی را در شخص ببیند و آرزوی داشتن آن کمالات و رسیدن به آن را داشته باشد.
2- صفت خوب و کمالاتی را در فردی می بیند و آرزوی از بین رفتن آن صفات را می کند.

راههای مقابله با حسد کودکان

الف) هرگز برای نشان دادن ضعف فرزندمان، از کودکان دیگر در مقابل او تعریف نکنیم.
ب) او را با دیگران مقایسه نکنیم.
ج) در رفتار با فرزندان دچار افراط و تفریط نشویم.
د) برچسب حسود به آنان نزنیم.

محبت و عشق

محبّت در پرورش صحیح و متعادل جسم و جان کودک تأثیرات فراوانی دارد که در امور زیر خلاصه می شود.
1-محبّت برای انسان یک نیاز طبیعی است؛ چنانکه انسان به آب و غذا نیاز دارد به محبت نیز نیاز دارد.
2- محبّت چون یک نیاز طبیعی است وجود و عدم آن در تعادل و عدم تعادل روح تأثیر فراوانی دارد.
3- سلامت جسم و احساس محبوبیّت در آرامش نفس تأثیر دارد و آرامش نفس بدون شک در سلامت اعصاب و جسم تأثیر فراوانی دارد.
4- وقتی کودک محبت دید، یاد می گیرد محبّت کند.
5- به محبت کننده علاقه پیدا می کند.
6- کسی که محبت می بیند از انحرافات مصون می ماند. امام صادق (علیه السلام) فرمود: « حضرت موسی (علیه السلام) از خدا سؤال کرد، افضل اعمال چیست؟ فرمود: دوست داشتن فرزندان ».(13)

7- تربیت عقلانی

یکی از بهترین راه هایی که اولیاء و مربیّان می توانند در تعلیم و تربیت از آن استفاده کنند، پرورش و تقویت نیروی عقل است؛ زیرا عقل در تعدیل و کنترل تمایلات حیوانی و دعوت به کارهای نیک و تقید به مکارم اخلاق نقش بزرگی ایفا می کند.
عقل برای انسان بهترین راهنماست. مشکلات اخلاقی و اجتماعی انسان ها غالباً معلول جهالت و ضعف نیروی عقلی و سوء تدبیر آنهاست. اگر عقل نیرومند باشد انسان خود زمام کشور نفس را در اختیار می گیرد و بر طبق مصالح واقعی آن را اداره می کند و سعادتمند می شود. بنابراین اولیاء و مربیان وظیفه دارند پرورش عقل را جزء برنامه های تربیتی خود قرار دهند.(14) امام صادق (علیه السلام) فرمودند: « عقل راهنمای مؤمن می باشد »(15).
امام رضا (علیه السلام) فرمودند: « عقل هر انسانی دوست او و جهل دشمنش می باشد ».(16)
امام علی (علیه السلام) فرمودند: « عقل سرچشمه همه خوبی هاست. »(17)

راه های تقویت عقل

همه ی انسان های سالم عقل دارند؛ لیکن همه آنها به مقدار کافی از عقل خود استفاده نمی کنند. عقل مانند سایر قوای انسان، هر چه بیشتر به کار گرفته شود، بیشتر تقویت می شود. انسان اگر بخواهد عقلش کامل تر شود باید بیشتر تعقل نماید؛ به همین جهت اسلام از کسانی که تعقل دارند، تعریف می کند و کسانی که عقل خویش را به کار نمی گیرند مورد توبیخ شریعت مقدس اسلام قرار می گیرند.
در قرآن کریم آیات فراوانی در مورد افرادی که عقل خویش را به کار نمی گیرند وجود دارد که آنها را مورد توبیخ قرار می دهد « افلا یعقلون؟ افلا تعقلون ».
« إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِنْدَ اللَّهِ الصُّمُّ الْبُکْمُ الَّذِینَ لاَ یَعْقِلُونَ‌ ».(18)
به درستی که بدترین جنبندگان نزد خدا افراد کر و لال هستند که تعقل ندارند.
امام حسن مجتبی (علیه السلام) می فرمایند:
« کانَ رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم) دائم الفِکره »؛(19)
رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) همواره تفکر می کرد.
تربیت باید به گونه ای باشد که متربّی به تفکّر صحیح راه یابد و صحیح فکر کردن جزئی از وجود او شود تا زندگی حقیقی او با تفکر فعال شود؛ لذا اسلام فکر کردن را زندگی دل و حیات قلب معرفی می نماید. حضرت علی (علیه السلام) می فرماید: « التفکّر حیاة قلب البصیر »؛ « اندیشیدن زندگی دل بیناست ».(20)

1- مشورت کردن

یکی از راه های تقویت نیروی عقل، مشورت کردن است. شما وقتی در مسئله ای با فرزند نوجوان خود مشورت می کنید زمینه فعال کردن تفکر را در او تقویت می کنید. انسان هر چند هم که عاقل باشد از مشورت با دیگران بی نیاز نیست.

2- نظر خواستن و به نظر آنان توجّه کردن

مربّیان در مدارس و والدین در خانواده، باید در زمینه های مختلف از فرزندان خود نظر خواهی کنند. خصوصاً در مواقعی که خود فرزند در مسئله ای پیشقدم می گردد و اظهار نظر می کند. توجّه کردن به نظرات او، زمینه تعقل و تفکر را در او تقویت می کند.

3- عاقبت اندیشی

انسان باید خود را عادت بدهد که قبل از انجام هر عملی همه جوانب آن را بسنجد. و از فرزندان خود نیز بخواهد در انجام هر کاری عاقبت اندیشی داشته باشند. امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) می فرمایند: « عاقبت نگری رأس عقل و تند روی، رأس حماقت است ».(21)

4- معاشرت با عقلا

والدین در رفت و آمدهای خانوادگی، فامیلی و دوستانه سعی کنند با کسانی رابطه برقرار کنند که کار آنان براساس تعقّل و تفکّر است؛ زیرا هم نشین انسان، به دلیل ایجاد مشابهت بین مجاورین تأثیرات فراوانی در انسان می گذارد. برعکس این مطلب، معاشرت با افراد جاهل و کم عقل زمینه سقوط انسان را فراهم می کند؛ لذا امام سجاد (علیه السلام) می فرمایند: « همنشینی با صالحان انسان را به صلاح دعوت می کند و آداب علما عقل را زیاد می کند ».(22)

5- کنجکاوی و سؤال

معمولاً کودکان و نوجوانان در محیط خانواده سؤالاتی را مطرح می کند که والدین یا حوصله ای برای جواب دادن به آنها ندارند و یا اطلاعاتی در این زمینه ها ندارند. سؤال کردن بچّه و کنجکاوی او عامل تقویت عقل و رشد عقلانی است. مربّیان و معلّمان نیز توجّه داشته باشند که حتماً در کلاس زمینه های سؤال کردن متربیان را فراهم نمایند. امام صادق (علیه السلام) فرمود: « بر این علم قفلی نهاده شده و کلید آن سؤال است ».(23)

8- تربیت هنری

یکی از وظایف مربّیان در مدارس و والدین در خانواده این است که زمینه های رشد و شکوفایی استعداد متربّی و فرزند خود را فراهم نمایند. خداوند در وجود هر انسانی استعدادهایی قرار داده است که اگر زمینه رشد آن ها فراهم گردد فرد می تواند این هنرها را در خود تقویت کند. با کمال تأسف بعضی از اولیاء فقط به بعد ذهنی فرزندان خود اکتفا می کنند و همه توجه خود را در جهت کسب نمرات بالای فرزندان معطوف می دارند؛ در صورتی که استعدادهای زیادی در فرزندان ما وجود دارد که اگر شکوفا گردند در آینده زمینه ساز موقعیت های خوبی برای شغل و کار او خواهند شد.
یادگیری کارهای هنری، عاملی برای پرکردن اوقات فراغت است و زمینه ای را برای درآمد خانواده ها فراهم می کند. در گذشته والدین به تناسب شغلی که داشتند، حرفه و کار خود را به فرزندان یاد می دادند؛ فرزندان هم در بزرگسالی یا شغل پدر را ادامه می دادند و یا اینکه در کنار تحصیل نسبت به آن حرفه و هنر آشنایی داشته و درآمدی از آن برای خود کسب می کردند.
کسب مهارت ها و هنرها انسان را به گنجینه ای غنی تبدیل می کنند. پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) در این باره فرمود:
« الناس معادن کمعادن الذهب و الفضه »؛(24)
مردم معادنی هستند مانند معادن طلا و نقره.
این اولیاء و مربیان هستند که باید مانند یک مهندس، از ذخایر این معادن استفاده کنند و آنها را کشف نمایند. بسیار دیده شده جوانی که توانایی انجام یک کار هنری را دارد به خاطر کشف این توانایی، اعتماد به نفس پیدا کرده و نه تنها به طرف کارهای ناهنجار نرفته بلکه عاملی برای ادامه تحصیلات او بوده است. این موفقیت ناشی از تربیت هنری است که والدین یا مربیان به آن توجه کرده اند.

9- تربیت دینی

از وظایف مهم والدین و مربّیان، توجه به بعد تربیت دینی است که اگر نسبت به این مسئله بی توجهی گردد، خسارت های وارده قابل جبران نخواهد بود.
تربیت دینی کودکان از همان ابتدای تولد آغاز می شود. اگرچه یک نوزاد، معانی کلمه ها و جمله ها را نمی فهمد و خصوصیّات مناظر و اشکال را تشخیص نمی دهد، لکن آنها را می شنود و می بیند. نوزادی که در یک محیط دینی پرورش یافته و صدها مرتبه آهنگ دلنشین تلاوت قرآن و لفظ زیبای کلام خدا را شنیده و با چشمش منظره های نماز خواندن پدر و مادر را دیده است با نوزادی که در محیط فاسد پرورش یافته و گوشش با شنیدن نغمه های فساد و چشمش با دیدن صحنه های فحشا اُنس گرفته است، یکسان نیست. پیامبر خدا (صلی الله علیه وآله و سلم) فرمود:
« کُلّ مولود یولد علی الفطره »؛ « همه افراد انسانی با فطرت خداشناس متولد می گردند ».(25)
استاد بزرگوار علامه طباطبایی (رحمه الله) می فرمودند: « همه افراد انسان با فطرت خدا شناسی متولد می گردند. باید توجه داشته باشیم که همه دستورهای دینی و مذهبی زیر بنای فطری دارد؛ زیرا آنچه به عنوان حدود الهی در قرآن آمده، همه و همه براساس نیازهای طبیعی انسان است؛ یعنی خداوند متعال با توجه به نیازمندی های فطری و طبیعی انسان دستورهای قرآن را منظم کرده است، نه آنکه دستورهای اسلامی به افراد انسان تحمیل شده باشد. چنانکه یک پزشک حاذق نیز همه دستورهای طبی خود را براساس نیازمندی های جسمی و روانی بیمار تدوین می کند ».(26)
اکنون جای این سؤال است، با توجه به ظرافت تربیت دینی، مربیان و والدین باید چه روشی را برای این نوع تربیت بکار ببرند؟

مراحل تربیت دینی

1- انس دینی:

تربیت دینی کودک در دوران قبل از دبستان، محدود به ایجاد انس نسبت به مسائل دینی است؛ به این معنی که کودک با آن چه که به طور منظم در محیط خانواده می بیند، انس می گیرد و زمینه را برای پدید آمدن عادت و انجام فرائض دینی در مراحل بعدی فراهم می آورد. طبق بیان آیات و روایات و تحقیقات جدید حتی در دوران حاملگی و شیرخوارگی نیز انس دینی ایجاد می شود. اینکه اسلام سفارش می کند مادر در دوران حاملگی قرآن بخواند، و یا در حالات سید محمد طباطبایی (حافظ چهار ساله قرآن) از قول مادرشان نقل شده که از ابتدای انعقاد نطفه تا زمان وضع حمل با همسرشان، با قرآن با هم تکلم می کردند و یا در حالات شیخ انصاری (رحمه الله) نقل شده که وقتی به مادرشان گفته شد خوشا به حال شما با داشتن این فرزند، مادر ایشان فرمود: « تعجب نکنید، در طول دو سال شیردهی به او، با وضو شیر دادم »، همه گویای این مطلب است که تربیت دینی فرزندان در مرحله آموزش، به موفقیت والدین در ایجاد انس دینی بستگی شدید دارد.

2- عادت دینی:

ایجاد عادت های دینی در فرزندان تا زمان دوران ابتدایی، زمینه تقویت بنیه اعتقادی و دینی را فراهم می کند؛ مانند عادت به وضو و عادت به نماز خواندن که بچه ها در 3-4 سالگی در کنار والدین نماز بخوانند.
روایتی از امام صادق (علیه السلام) نقل شده که فرمودند: « ما بچه های 3-4 ساله خود را سحر ماه رمضان از خواب بیدار می کنیم تا با سحر آشنا گردند ».(27) عادت به سلام کردن، عادت به امور خیریه، عادت به روزه، عادت به دعا، عادت به مسجد رفتن، عادت به مراسم های مذهبی، عادت به اخلاق اسلامی از جمله عادات دینی است که والدین باید آن ها را برای فرزندان خود نهادینه کنند.

3-معرفت دینی:

از 12 سالگی که رشد عقلانی شروع می گردد، مربیان به ویژه در مدارس باید بیشتر به این معنا توجه کنند که در هر درسی که برای نوجوانان داده می شود، شناخت و معرفت خدا را بیان کنند. برای نمونه معلم علوم وقتی از ساختمان بدن و اعضای بدن صحبت می کند و درس می دهد، حکمت خدا و قدرت خدا و شناخت نسبت به حضرت حق را به دانش آموزان گوشزد کند.
والدین هم در خانواده، اتفاقاتی که رخ می دهد و یا نتیجه یک حادثه را- اگر حادثه تلخ است و ثمره بی توجهی به حضرت حق است و یا برعکس یک اتفاق خوب که ثمره ارتباط با خداست- برای فرزندان خود بگویند و زمینه های شناخت او را بالا ببرند.

4- بینش دینی:

چون نوجوان و جوان در دوره ای قرار گرفته است که مرحله رشد عقلانی است، باید به دلیل و منطق روی مسائل دینی تفکر کند و یا یک بینش درست دین را انتخاب کند؛ لذا کتاب های درسی دوره دبیرستان به نام بینش اسلامی معرفی شده است.
نکته مهمی که در تربیت دینی کودکان و نوجوانان وجود دارد این است که گاهی ما با روش های خود ساخته، زمینه تنفر از دین را بیشتر می کنیم. هنر مربی در تربیت دینی، ایجاد انگیزه دینی، شوق دینی و علاقه دینی است، نه توسل به زور و اجبار و تحمیل.
شهید مطهری (رحمه الله) می فرمایند:
« جوان را باید شناخت، با او با احترام باید برخورد کرد، سؤال ناشی از جوان به علّت داشتن روح کنجکاوی و رشد و حیات اوست و مربّیان و والدین باید الگو بوده و خود عامل خوبی باشند... نباید به خاطر سؤال جوان به او برچسب بی دینی بزنیم. »(28)

روش های صحیح در تربیت دینی

مشکلی که بسیاری از خانواده های متدیّن با آن دست به گریبانند این است که آنها دوست دارند فرزندانی با تربیت دینی داشته باشند اما با مسیر تربیت دینی آشنا نیستند.

1- آسان گیری در انجام فرائض دینی:

رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند:
« یسَّروا و لاتُعسِروا، بشَّروا و لاتنفروا »؛(29)
آسان بگیرید و سخت گیری نکنید. بشارت بدهید و تنفر ایجاد نکنید.
در قرآن 45 بار کلمه « یسر » و 15 بار کلمه « عُسر » آمده؛ یعنی قرآن سه برابر سخت گیری در امور دینی، سفارش به آسان گیری در این امور نموده است.
« یُرِیدُ اللَّهُ بِکُمُ الْیُسْرَ وَ لاَ یُرِیدُ بِکُمُ الْعُسْرَ »؛(30)
خدا می خواهد به شما آسان بگیرد نه سخت گیری کند.
در حالات امام خمینی (علیه السلام) نقل شده است که گویا داماد ایشان در انجام نماز به فرزندش سخت گیری می کرده است، امام فرمودند: « طعم و مزه شیرین اسلام را در کام فرزندت تلخ نکن. »

2- روش الگویی:

والدین و مربّیان باید خود بهترین الگو در تربیت دینی و نماز باشند. اول وقت نماز خواندن و دوری از گناه و مقید بودن به مسائل اخلاقی و رعایت حقوق دیگران، همه در تربیت الگویی تأثیر دارد؛ لذا امام صادق (علیه السلام) فرمودند: « دیگران را به طرف خدا بخوانید به غیر زبانتان ».(31) از این رو حتی سفارش شده است که مادران در ایام عادت ماهیانه که نباید نماز بخوانند، در وعده های ظهر و شب سجاده را پهن کرده و فقط در سجاده حضور داشته باشند تا الگوی نماز در خانه قطع نشود.
کودکان همواره کنجکاوانه به محیط اطراف می نگرند و با توجه و دقت خاص رفتارهای کلامی و غیرکلامی بزرگتر ها به خصوص پدر و مادر خود را در شرایط و موقعیت های مختلف مشاهده می کنند و از آنها درس می گیرند. یادگیری، اساس رفتار آدمی را تشکیل می دهد. یادگیری غیرمستقیم، ضمنی و یا مشاهده ای، پایدارترین و مؤثرترین یادگیری ها محسوب می شوند.

3- روش داستان سرایی؛

4- آموختن و یاد دادن؛

5- هماهنگی رفتار و گفتار:

متأسفانه بعضی از مربیان و والدین هیئت مذهبی دارند، ولی رفتار مذهبی ندارند.

6- اکتفا به حداقل ها و فقط واجبات را انجام دادن؛

7- استفاده از تشویق و تحسین و تقویت اجتماعی؛

8- برخورد مناسب با فرزندان؛

به طور مثال اگر اعمال مذهبی را نتوانست انجام دهد تمسخر نکنید.

9- ارزش های دیگر؛
مثل راست گویی، حجاب، رازداری، امانتداری و پاکدامنی.

10- رفت و آمد با خانواده هایی که فرزندان مذهبی دارند؛

11- رفتن به محافل مذهبی، دینی و زیارتگاه ائمه؛

12- پرهیز از خرافات.

10- تربیت اقتصادی

یکی از تربیت هایی که والدین و مربیان باید به طور جدی به آن بپردازند تربیت اقتصادی است. نوجوانان باید از همین دوران شیوه انجام معاملات و تبادلات اقتصادی را یاد بگیرند. برای این منظور، دادن پول تو جیبی یکی از راههای تربیت اقتصادی است. حتی بهتر است که والدین در بعضی از مواقع، خرید مایحتاج خانه را به فرزندان خود واگذار نمایند. این امر می تواند برای نوجوان تمرینی باشد تا بتواند در آینده تعاملات اجتماعی موفقی را تجربه کند. تربیت اقتصادی فرزندان نیز مانند سایر مراحل تربیتی که به آنها اشاره شد، نیازمند صرف دقت ها و ظرافت هایی می باشد. به همین جهت در صورتی که خرید خانه را به فرزندتان واگذار می کنید چند نکته را رعایت نمایید؛
1- خودتان بر خرید آنان نظارت کنید؛
2- در صورتی که فروشنده کمتر از ارزش پولی که فرزندتان پرداخته به او جنس تحویل داده و یا جنس مرغوب به او نفروخته است او را سرزنش نکنید؛
3-او را در انجام این کار کنترل کنید.
در مورد پول تو جیبی نظرات متفاوتی وجود دارد؛ بعضی از والدین با دادن پول توجیبی مخالف اند و اعتقاد دارند بچه ها در این سن قدرت و توانایی خرید و فروش ندارند. در مقابل کسانی که با پرداخت پول تو جیبی موافق هستند فواید ذیل را برای آن ذکر کرده اند:
1- ایجاد احساس امنیت درونی؛ (وسیله ای برای تأمین نیازهایش)
2- احساس استقلال شخصیتی؛ (پول من)
3- احساس قدرت و توانایی؛ (در جمع دوستان، مقبولیت پیدا می کند.)
4- ارضای نیاز به محبت؛ (از این طریق به دوستانش محبت می کند و در مقابل محبت می بیند.)
5- آموزش پس انداز بخشی از پول تو جیبی.

پی نوشت ها :

1-تفسیر قرآن الکریم، شهید سید مصطفی خمینی، ج5، ص 53.
2-وسایل الشیعه، ج8، ص 249.
3 - خانواده و فرزندان، دکتر قائمی، ص 135.
4-چیک ملکیور و کار نپتری، 1982.
5- بنی احمد، 1355، ص 204.
6-اسلام و تعلیم و تربیت، ابراهیم امینی، ج1، ص 83.
7-بحارالانوار، ج16، 210.
8- سفینة البحار، حاج شیخ عباس قمی، انتشارات فراهانی.
9-خانواده و فرزندان، دکتر علی اصغر احمدی، ص 95.
10- لقمان، 19.
11-خانواده و فرزندان، دکتر احمدی، ص 97.
12-اسلام و تعلیم و تربیت، ابراهیم امینی، ج1، ص 23.
13- اسلام و تعلیم و تربیت، ابراهیم امینی، ج2، ص 195.
14-همان، ابراهیم امینی، ص 38.
15- جامع احادیث الشیعه، ج13، ص 283.
16- وافی، ج1، ص 81.
17- غرر الحکم، فصل اول، شماره 708.
18-انفال: 22.
19- الموقیات، ص 355.
20- الکافی، ج1، ص 28.
21- بحارالانوار، ج1، ص 160.
22- وافی، ج1، ص 94.
23- بحارالانوار، ج1، ص 198.
24-بحارالانوار، ج6، ص 142.
25- بحارالانوار، ج2، ص 88.
26- خانواده و فرزندان، رشیدپور، ج3، ص 57.
27-بحارالانوار، ج40، ص 28.
28- امدادهای غیبی در زندگی بشر، شهید مطهری، ص 136.
29- الجامع الصغیر، ج2، ص 761.
30-بقره: 185.
31- قرب الاسناد، ص 39.

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی