دکتر علیرضا متحدی

وکیل پایه یک دادگستری (قبول دعاوی حقوقی، کیفری، ملکی، و خانواده)

وکیل پایه یک دادگستری (قبول دعاوی حقوقی، کیفری، ملکی، و خانواده)

در این سایت اطلاعات حقوقی که دارای جذابیت، و عمدتاً مورد نیاز مردم است منتشر می‌شود. باشد که مورد رضایت و استفاده عزیزان قرار گیرد. در هر موضوع ضمن توضیح مختصر، یک نمونه رأی دادگاه از پرونده‌های واقعی ارائه شده است. (جهت دریافت تصویرها با کیفیت اصلی، روی آن کلیک نمایید)
همچنین تلاش می‌شود در حد امکان سوالات مطرح شده را پاسخگو باشیم. می‌توانید سوالات خود را در پیام‌رسان‌های ایتا، بله، واتساپ، یا تلگرام مطرح فرمایید. در اولین فرصت و در حد مقدورات پاسخ کافی ارائه خواهد شد.
راه‌های ارتباطی را در منوی «تماس با ما» جستجو نمایید.

شبکه های اجتماعی

۷۱ مطلب با موضوع «روانشناسی» ثبت شده است

در زندگی مدرن امروزی ارزش‌های بسیاری تغییر کرده‌اند. زندگی خانوادگی که اساس جامعه را تشکیل می‌‌داد مانند دیگر سنت‌ها مورد هجوم واقع شده اما در جهان اسلام خانواده با همه ی مظاهرش آن‌چنان استوار و پا برجا بنا نهاده شده که هیچ عاملی نمی‌تواند اساس آن را زیر سوال ببرد. در واقع خانواده بهترین ابزار برای شناساندن اسلام به جهان غرب است. من هیچ موسسه یا سیستم آموزشی را نمی‌شناسم که مثل یک خانواده ی اسلامی قادر باشد اسلام را به جهان معرفی کند. اگر امروزه غربی‌ها علی‌رغم مسائلی که در اجتماعشان می‌گذرد، ادعا می‌کنند در اوج پیشرفت‌های اجتماعی و اخلاقی قرار دارند، خانواده ی اسلامی با توجه به ایده‌آل‌ها، استانداردها و معیارهایش در سطحی فراتر از آنها قرار خواهد گرفت.

 

سلسله مراتب خانواده

 

اول از همه آنکه خانواده در اسلام یک سیستم سلسله مراتبی است به گونه‌ای که مدیر خانواده بار عظیم مسئولیت‌ها را به دوش دارد و علاوه بر آن وظیفه ی رهبری نیز بر عهده ی‌ اوست. مرد تکیه‌گاه خانواده است و همه ی آنچه درباره ی برتری مرد برزن گفته می‌شود بی‌معنی و مهمل است مگر آنکه اشاره‌ای باشد به این نقش رهبری و مسئولیت‌پذیری که آن هم امری ضروری است. یک نهاد و نظام پویا مانند خانواده بدون در نظر گرفتن نقش رهبری امری است محال، همانطور که یک کشتی بدون کاپیتان و سکان مدت زیادی نخواهد توانست به‌راهش ادامه دهد. خداوند با وضع این قانون و واگذار کردن وظایف به سرپرستی خانواده، آنجا که او را مکلف به انجام وظایفش می‌نماید، خانواده را مورد حمایت خود قرار می‌دهد. مردی که وظایفش را بعنوان رهبری مسئول نادیده بگیرد از سوی قانون، دین و جامعه اسلامی مورد بازخواست قرار خواهد گرفت. زیرا دین و جامعه این مسئولیت را امری اجتماعی و اساسی به شمار می‌آورند.

 

جنبه‌های اجتماعی

 

دومین برتری خانواده اسلامی آنست که خانواده حاصل یک پیوند اجتماعی است. مدتی پیش از ازدواج دو نفر، یک پیوستگی اجتماعی بین خانواده‌های آنها ایجاد می‌شود. اما رابطه ی مخصوصی که ما آن را رابطه ی عاشقانه می‌شناسیم تنها پس از ازدواج آغاز شده و رشد می‌کند نه پیش از آن. پس از ازدواج فرد با نیت پرورش دادن این رابطه وارد زندگی می‌شود. بنابراین برمبنای اصول اسلامی شانس بیشتری برای ایجاد رابطه‌ای صحیح میان زن و مرد وجود خواهد داشت. هنگامی که زن و مرد مسلمان با این هدف وارد رابطه می‌شوند فرصت بیشتری برای تطبیق دادن خود با امور زندگی دارند. آنها پیش از آن به یکدیگر تعهد داده‌‌اند و اکنون قصدی ندارند جز بهبود زندگی و برقراری رابطه ی عاشقانه با همسر. به این ترتیب می‌توانند خود را با شرایطی که لازمه زندگی خانوادگی است تطبیق دهند.

 

ازدواج، پیوندی قانونمند

 

سومین برتری، قانونمند بودن امر ازدواج در خانواده اسلامی است. ازدواج در اسلام تنها پیوند دو انسان نیست بلکه پیوندی است بین دو خانواده و هر دو خانواده منابع انسانی، اقتصادی و عقلانی خود را در خدمت زوج جوان قرار خواهند داد و به این صورت از آنها پشتیبانی می‌کنند.

ازدواج یک قرارداد اجتماعی و حقوقی است بین دو طرف . پیمان حقوقی‌ای که به توافق و رضایت دو طرف نیاز دارد. در این قرارداد شروطی ذکر می‌شود و توسط دو طرف امضا می‌شود. به این ترتیب عقدنامه‌ به سندی قانونی و الزام‌آور تبدیل می‌شود. زیرا خانواده نیز مانند یک حکومت است. حکومتی که با مسائل داخلی و خارجی، امنیتی و اجتماعی، حفاظتی، آموزشی و تبلیغاتی روبروست و احتیاج به یک قانون اساسی دارد. آیا می‌توانید تصور کنید همه ی این امور در یک حکومت بدون نظام قانونی انجام گیرد؟

.

شخصیت زنان و حقوق آنها در خانواده

.

چهارمین نکته شخصیت زنان است. اسلام زن را موجودی کامل می‌داند، انسانی برابر با مرد. طبق قوانین اسلام زنان نسبت به اموالخود حق مالکیت کامل دارند و هرگاه بخواهند می‌توانند اموالشان را به دیگری بفروشند بدون آنکه همسرشان بتواند دخالتی در آن داشته باشد. در حالی که زنان مسلمان از 1400 سال پیش تاکنون صاحب این حقوق می‌باشند تا 50سال پیش زنان غربی بدون امضای پدر یا همسرشان حق خرید و فروش هیچ‌چیز را نداشتند. به تازگی تعدادی از زنان در غرب این حق را پیدا کرده‌اند که پس از ازدواج نام دوشیزگی خود را حفظ کنند، آنهم کسانی که پیش از ازدواج شهرتی در حرفه خود پیدا کرده‌اند. زنان مسلمان دارای حق تحصیل و یادگیری، فعالیت برای کسب درآمد، شرکت در فعالیت‌های اجتماعی و شرکت در همه ی مراسم مذهبی همانند مردان می‌باشند.

 

خانواده ی گسترده

 

پنجمین نکته آنست که خانواده اسلامی خانواده‌ای است گسترده نه آنگونه که امروزه رایج است. خانواده ی هسته‌ای که فقط شامل شوهر، زن و بچه‌هاست فاقد سرمایه‌های انسانی، اجتماعی، تجربی و دوستی است.

 

نخست آنکه در خانواده‌های اسلامی انسان از کودکی تا بزرگسانی در کنار پدر و مادر زندگی می‌کند. والدین از زمان خردسالی که با کودک بازی می‌کنند، با صبر و حوصله او را آموزش می‌دهند و نوازش می‌کنند تا بزرگسالی که به هدایت و نصیحت او می‌پردازند همواره در تماس نزدیک با فرزندشان هستند بنابراین فرزندشان نیز به آنها عشق می‌ورزد. اما در زندگی غربی از آنجا که بچه‌ها به محض گذراندن دوران نوجوانی راه خود را در پیش می‌گیرند و از محیط خانواده دور می‌شوند همواره با سایر افراد خانه احساس بیگانگی می‌کنند.

 

دوم آنکه در خانواده ی بزرگ فاصله چندانی بین نسل‌ها وجود ندارد. چون در یک خانه کودک، نوجوان، بزرگسال و پیرترها و حتی گاهی بزرگتر‌هایی از دو نسل در کنار هم زندگی می‌کنند.

 

در خانواده بزرگ  کودکان پایبندی به گروه، نوع‌دوستی، ابراز احساسات، ابراز عشق، وفاداری و وظیفه‌شناسی نسبت به جمع را می‌آموزند.

 

در نهایت لازم است اشاره‌ای داشته باشم به ارزش‌های دیگری که خانواده اسلامی باوفادار بودن به سنت‌ها و قوانین دینی از آنها بهره می‌برد. این مسئله که مسلمانان الکل نمی‌نوشند و مواد مخدر استفاده نمی‌کنند عامل استحکام و قدرت بیشتر خانواده است. دیگر آنکه در اسلام قمار حرام است و مخارج همه ی اعضای خانه از یک منبع مشخص و با توجه به تشخیص سرپرست خانواده در اختیارشان قرار گیرد.

 

خانواده نهادی الهی است که با آفرینش انسان پدید آمده و نسل بشر نیز حاصل این نهاد است. بنابراین خانواده جایگاه والایی در دین اسلام دارد و هسته ی یک جامعه را تشکیل می‌دهد، زیرا خانواده سالم یعنی جامعه سالم.

 


-----» سایر مطالب مرتبط «-----

«کسی که برای خود احترام قایل است از گزند دیگران در امان است، او کتی را بر تن دارد که کسی را یارای پاره کردن آن نیست».


آیا به خاطر دارید زمانی را که از سوی دیگران توهین و تحقیر شدید؟ احساس توهین و تحقیر شدن می تواند از یک نگاه، یا یک گفته یا از یک شانه بالا انداختن ناشی شود. ممکن است تحت تأثیر سخن کسی احساس بی ارزش بودن بکنید. گیج می شوید و به جای آن که روحیه‌ی خود را بهتر کنید به تدریج روحیه‌ی خود را می‌بازید و احساس حقارت می‌کنید. توهین و تحقیر کردن، ابری تیره و سردرگمی ایجاد می‌کند و چه بسا که سال ها در شما باقی بماند. 

ممکن است بگویید «مسلماً توهین و تحقیر کردن‌های متعددی وجود دارد. علتش این است که می‌توان از امور مختلف انتقاد کرد» بله شاید این طور باشد. اشخاص از حالت نگاه‌ها، طرز لباس پوشیدن، طرز زندگی، از آداب و اخلاق، از عملکرد و از طرز سخن, ابرو در هم می‌کشند. به آسانی و به شیوه های مختلف می‌توان به دیگران گفت که آن ها مشکلاتی دارند، که آن ها خوب نیستند.

اغلب ما تحت تأثیر توهین و تحقیرهای دیگران خودبه‌خود در مقام توهین و تحقیر خویشتن برمی‌آییم و این بر ابعاد گرفتاری می‌افزاید. اگر در جنگلی به تنهایی به سر می‌بردید و هنگام صرف غذا برحسب اتفاق ساندویچ شما به زمین می‌افتاد چه می‌کردید؟ به احتمال زیاد در مقام توهین و تحقیر و سرزنش خویشتن حرف می‌زدید.


در ادامه مطلب به انواع رفتارهای تحقیرآمیز اشاره می کنیم و راه حل هایی برای هرکدام ارائه می‌دهیم: توهین و تحقیرهای کلامی مستقیم، توهین و تحقیرهای کلامی غیرمستقیم و توهین و تحقیرهای غیرکلامی و بالاخره توهین و تحقیر کردن خویشتن.

1) توهین و تحقیر کلامی مستقیم

این رفتاری کاملاً مشخص است. خیلی ساده، کسی با کلام، شما را توهین و تحقیر می‌کند. برای مثال فرض کنید از آسانسوری بیرون آمده‌اید و برحسب اتفاق به کسی که منتظر سوار شدن در آسانسور بوده تنه می‌زنید. شخص مزبور بی درنگ به روش خصمانه واکنش نشان می دهد: «آه لعنتی، چرا مواظب نیستی، بی شعور، ممکن بود به من آسیب بزنی». محتوای گفته ی او کاملاً مشخص است. چگونه باید نسبت به این واکنش تند جواب بدهید؟


آنچه هم اکنون می‌خوانید مراحلی است که به اعتقاد ما برای برخورد با توهین و تحقیرهای کلامی مستقیم مؤثر هستند.
بگذارید که شخص مخاطب شما، خشمش را تخلیه کند و کمی آرام بگیرد.


اگر اشتباهی از شما سر زده، حتی اگر مخاطب شما به شما توهین کرده باشد، آن را اذعان کنید.


در برابر طرز برخورد او ابراز وجود کنید.


با یک یا چند جمله کوتاه و خلاصه برخورد را به پایان برسانید.


اگر قصد و نیت طرف مقابل شما روشن باشد،‌ این اقدامات به از میان برداشتن تحقیرها کمک می کند.


در ماجرای آسانسور که برایتان نقل کردم می توانید با کمی حوصله اجازه بدهید که شخصی که با او برخورد کرده‌اید خشم خود را تخلیه کند و به آرامش نسبی برسد. وقتی تندی کلام او کاهش می‌پذیرد به او بگویید: «از این که با شما برخورد کردم عذرخواهی می کنم. تصادفی بود. مسلماً شما ناراحت هستید و حق هم با شماست اما من مایل نیستم که حرف‌های تند و ناسزا بشنوم. می توانم بدون توهین هم گفته‌های شما را بشنوم». این صرفاً،. یک مثال درباره ی مراحلی است که در بالا به آن اشاره کردیم.



2) توهین و تحقیرهای کلامی غیرمستقیم

به مثالی درباره رابطه‌ی شما و رئیستان اشاره می کنیم: «کارت دیروز عالی بود، اشتباهات دستوری در گزارش, آن را خودمانی کرده بود. درباره این سخن به همسرتان چه می‌گویید؟ : «وقتی این لباس را می‌پوشی جالب می‌شوی. لباس‌های قدیمی به تو خیلی می‌آیند». چه می‌کنید؟ آیا گیج می‌شوید؟ معنای در پس پرده این اظهار نظرها کدام است؟


توهین و تحقیرهای کلامی غیرمستقیم درواقع پرخاش غیرمستقیم هستند. استانلی فلپس و نانسی آستین در کتاب «زن قاطع» رفتار پرخاشگرانه غیرمستقیم را این گونه توضیح می‌دهند: «… زن برای رسیدن به هدف خود ممکن است به خدعه و نیرنگ و ترفند جویی روی آورد». به اعتقاد آن ها اشخاص تحت تأثیر این طرز برخوردها گیج و مبهوت می‌شوند و احساس می‌کنند که مورد سلطه‌جویی قرار گرفته‌اند. رفتار پرخاشگرانه غیرمستقیم در واقع یک حمله پنهانی است. آستین و فلپس این طرز برخورد را «گرگ در لباس میش» توصیف کرده اند.


برای رو به رو شدن با توهین و تحقیرهای غیرمستقیم قبل از هرکار سعی کنید اطلاعات بیش‌تری به دست آورید، در هریک از مثال‌های فوق می‌توانید بپرسید: «منظورتان چیست؟» یا «چه می گویید؟» با جوابی که می‌گیرید از نیت شخص رودرروی خود مطلع می‌شوید. شاید شما حرف او را به درستی درک نکرده‌اید.


واکنش بعدی شما به جواب طرف مقابل بستگی دارد. اما بخشی از هدف شما این است که به مخاطب خود بیاموزید به روش دیگری با شما حرف بزند. اگر رئیستان در برابر پرسش شما جواب دهد: «به نظر من کارت را خیلی خوب انجام دادی» می توانید به او بگویید: «متشکرم اما من کمی گیج شدم. اگر واقعاً از اشتباهات دستور زبان من ناراحت هستید، دلم می خواهد که مستقیماً این مطلب را بیان کنید. درست نفهمیدم که پروژه‌ی من خوب بود یا نه». با این سیاست شما به رئیستان می آموزید که با شما رک و صریح حرف بزند.


در روابط میان زن و شوهر گاه سر به سر گذاشتن حساب شده می‌تواند نمک بزرگی باشد. اما در بسیاری از مواقع خصومت‌های واقع در پس پرده به شکل سربه سر گذاشتن ظاهر می شوند. ممکن است همسرتان با شما شوخی کند اما برای این کار روش‌های بهتری وجود دارد.


اما اگر همسرتان در مقام شوخی نباشد چه می‌کنید؟ فرض کنید واکنش بعدی رئیس شما حالتی پرخاشگرانه‌تر داشته باشد. هر توهین و تحقیر کلامی غیرمستقیم می تواند به یک توهین و تحقیر کلامی مستقیم تبدیل شود. وقتی از مخاطب خود توضیحات بیش‌تری می‌خواهید واکنش او می‌تواند بدتر شود. توصیه ما این است که ابراز وجود کنید و مراحلی را که در زمینه‌ی برخورد با تحقیرهای کلامی مستقیم گفتم مورد استفاده قرار دهید. باید آمادگی داشته باشید که اگر مخاطب شما در جواب به سئوال شما تحقیر کننده تر حرف زد قاطعانه تر برخورد کنید.


از سوی دیگر وقتی توضیح می‌خواهید ممکن است اطلاعات ذی قیمتی از مخاطب خود درباره ی رفتار خویش به دست آورید. به یاد داشته باشید که یکی از هدف های عمده رفتار توأم با ابراز وجود این است که هر دو طرف بتوانند نظرات خود را آشکارا و صادقانه بیان کنند. برای اغلب ما انجام این کار دشوار است و به همین دلیل است که اغلب تفسیر و تعبیر خود را استتار می کنیم و آن را به گونه ای غیرمستقیم و توهین‌آمیز ارائه می دهیم.



3) توهین و تحقیرهای غیرکلامی

«ممکن است چوب و سنگ سر مرا بشکنند، اما کلمات هرگز به من آزار نمی‌رسانند». جمله ای است که بچه ها از مدت ها قبل برای کسانی که ناسزا می‌گویند ساخته اند. متأسفانه تا این زمان پاسخی به کسانی که به طور غیرمستقیم ما را تحقیر می کنند داده نشده است. با کسی که به ما بد نگاه می کند یا ژست می‌گیرد چه باید بکنیم. وقتی مخاطب شما بدون این که کلمه ای در تحقیر شما بگوید با رفتارش ما را تحقیر می‌کند به او چه جوابی می‌دهید؟


برخورد با توهین غیرکلامی بسیار دشوارتر است. زیرا این احتمال وجود دارد که شخص توهین کننده اصولاً متوجه رفتار توهین آمیزش نباشد. از آن گذشته نمی توانید مطمئن باشید که لزوماً از قصد و نیت شخص توهین کننده آگاه شده‌اید.

اگر مخاطب شما به طور مسلم می‌خواهد بدون ابراز کلمه‌ای شما را تحقیر کند, سعی کنید او را به شکلی مجبور کنید که به جای ژست از کلمات استفاده کند. می‌توانید به طرزی قاطعانه بگویید: «ممکن است لطفأ آن طرز نگاهت را برای من کلمه به کلمه ترجمه کنی؟ من نمی توانم به درستی منظور تو را درک کنم مگر این که مستقیماً نظرت را با من در میان بگذاری». در این لحظه منتظر یک تحقیر کلامی باشید و با توجه به آنچه لحظاتی قبل خواندید نسبت به آن واکنش نشان دهید.

تحقیر غیر جرأت آمیز و غیرکلامی از همه صراحت کم‌تری دارد. بعید است وقتی کسی پرخاشگرانه مشت خود را به سمت صورت شما پرتاب می‌کند ندانید که او قصد توهین به شما را دارد. البته ممکن است کسی که به طور غیرمستقیم و بدون کلام به شما توهین می کند این کار را از روی عادت انجام دهد. همه‌ی ما در مواردی به جای کلام از رفتارهایی استفاده می کنیم. گرچه نمی‌توانیم همه‌ی پیام های غیرکلامی را از بین ببریم، بهتر است تا حد امکان آن ها را به کلمات تبدیل کنیم زیرا این امکان وجود دارد که رفتار مخاطب خود را به اشتباه تفسیر کرده باشیم.


فرض کنید از فروشگاهی خرید کرده‌اید و حالا کنار صندوق پرداخت ایستاده‌اید. صندوق دار نگاه ناخوشایندی به شما می‌اندازد و آهی از روی عصبانیت می‌کشد. شما می‌خواهید این رفتار او را شخصی تلقی نکنید. ممکن است با خود بگویید که صندوق دار روز دشواری را پشت سر گذاشته است. اما اگر از این طرز رفتار او ناراضی هستید چرا مستقیماً با آن برخورد نکنید؟ از او بخواهید که توضیح دهد. به او بگویید «من حالت شما را درک نکردم». یا «نمی‌دانم چه منظوری دارید؟» یا «آیا من کاری کردم که شما از آن خوشتان نیامد؟» با این رفتار واکنش غیرکلامی را به جوابی آشکار تبدیل می کنید.
اگر رفتار شما کسی را ناراحت کرده است حق دارید و شایسته است که از این رفتار خود آگاه شوید. واکنش بعدی شما بستگی به جواب مخاطب شما دارد. اما به نظر ما بهتر این است که بگویید درک ژست مخاطب شما دشوار است.



4) توهین و تحقیر خود

اختلافات از نوعی که به آن اشاره کردیم تنها نیمی از تصویر است. اختلاف و تضاد درونی نیز می‌تواند به تحقیر کردن شما بینجامد. در این شرایط کسی که توهین می کند خود شما هستید. درواقع تحقیر شدن می‌تواند منشأ بیرونی یا درونی داشته باشد. اما راه حل برخورد با هردو این ها ساده است. ابراز وجود کنید.

ممکن است در درون خود در قبال خود یا دیگران رفتاری غیر جرأت‌آمیز یا پرخاشگرانه داشته باشید. مواظب برخوردی که با خود می کنید باشید. سعی کنید از رفتار تحقیرآمیز درون خود فرار نکنید. اما رفتار به شدت خشم برانگیز درقبال خود را نیز توصیه نمی‌کنیم. به جای هردو راهی اعتدالی در پیش بگیرید. رفتاری توأم با ابراز وجود داشته باشید. صادق و آشکار باشید و مستقیماً با خود روبرو شوید. نه از رفتار تحقیرآمیز خود فرار کنید و نه درصدد برخورد توهین آمیز با آن برآیید.



خلاصه

کسی از توهین و سرزنش شدن خوشش نمی‌آید. اگر از خود یا دیگران توضیحات بیش تری بخواهید اغلب مشکل برطرف می شود. 
البته رنجش به دل راه ندادن و پس‌نشینی نکردن در مواقعی دشوار است اما برقراری ارتباط صادقانه تلاشی است که فایده‌ی آن از زحمتش بیش‌تر است.

ناراحتی ناشی از تحقیر با ابراز وجود کردن از بین می‌رود. همان طور که گفتیم مصرانه از خود یا از دیگران بخواهید که نظر خود را توضیح دهند. احساسات خود را بیان کنید و درباره خود و روابطی که با دیگران دارید اطلاعات تازه‌ای به دست آورید.

 


-----» سایر مطالب مرتبط «-----

تعطیلات آخر هفته، تعطیلات ماهیانه و تعطیلات نوروزی و به‌طور کلی هرگونه تعطیلات و برنامه‌های خاص (نظیر مسافرت، مهمانی و...)، می‌تواند در روابط زناشویی تاثیر بگذارد. این مساله را می‌توان از دو نگاه مورد بررسی قرار داد؛ در نگاه اول و از دید خیلی از زوج‌ها، تعطیلات و برنامه‌های خاص آن، مشغولیت‌های متعددی را به وجود می‌آورد که باعث می‌شود از پرداختن به روابط زناشویی و عاطفی به دلایل مختلف مانند خستگی از کارهای منزل، مهمانی‌دادن و مهمانی‌رفتن و...، خودداری کنند. تقریبا بیشتر زوج‌ها این دیدگاه را دارند.

نگاه دوم اما با نگاه اول تفاوت دارد و معمولا به عنوان یک برنامه آموزشی، برای ارتقای روابط زناشویی استفاده می‌شود. از نگاه دوم، تعطیلات، زمان بسیار مناسبی برای بهبود و ترمیم روابط زناشویی است. داشتن روابط زناشویی در محیطی جدید مانند هتل، کلبه جنگلی و...، داشتن فرصت کافی برای بحث و تبادل‌نظر، زمان کافی برای بیشتر با هم بودن و... برای این افراد مهم است.

اما قبل از پرداختن به هرکدام از این دو دیدگاه، لازم است همسران به 3 نکته بسیار مهم و موثر توجه داشته باشند:

اول اینکه، به نظر خیلی از زوج‌ها، داشتن روابط زناشویی ماهیتی «همه یا هیچ» گونه دارد و معتقدند یا نباید روابط زناشویی داشته باشند یا اگر دارند، حتما باید به اوج لذت منجر شود. دلیل این موضوع، متاسفانه نگرش‌های غلط آنهاست که باعث ایجاد انتظارات و توقعات غیرمنطقی می‌شود و در بیشتر موارد موجب نارضایتی‌شان رامی?شود، اما می‌توان روابط رناشویی فوق‌العاده لذت‌بخشی را بدون تجربه ارگاسم هم داشت. زوج باید به این نکته توجه داشته باشند که هدف از برقراری رابطه زناشویی، لذت بردن از بودن با هم است؛ نه اینکه روابط جنسی به چه شکل پیش رود، یا در طول روابط زناشویی چه باید بکنند. البته باید خاطرنشان کرد داشتن مهارت‌های جنسی می‌تواند به هر چه لذت‌بخش‌تر کردن رابطه زناشویی کمک کند؛ اما زوج می‌توانند با سطح‌بندی مناسب روابط زناشویی و با توافق با یکدیگر، روابط خوبی با هم داشته باشند.

نکته دوم، مدت زمانی است که زوج با یکدیگر رابطه دارند و می‌تواند برنامه‌ریزی‌های گوناگون را تحت‌تاثیر قرار دهد. ممکن است روابط زناشویی زوجی که مدت زمان زیادی با یکدیگر بوده‌اند، با گذشت زمان و به دلایل مختلف (مشغله‌کاری، نگهداری از فرزندان و...) محدود شده باشد، دچار مشکلات ارتباطی شده باشند یا مسایل زناشویی برای آنها به نوعی عادت تبدیل شده باشد. طبیعتا نوع برنامه‌ریزی‌های چنین زوج‌هایی برای تعطیلات، باید بر امتحان روش‌های جدید در روابط زناشویی متمرکز باشد. از طرفی زوج‌هایی که روابط کوتاه‌مدتی داشته‌اند و از تازگی موقعیت جدید لذت می‌برند نیز برای تحکیم روابط باید برنامه‌های متفاوتی داشته باشند.

سومین نکته این است که هرگونه برنامه‌ریزی برای داشتن روابط زناشویی در هر زمان (تعطیلات و غیرتعطیلات) حتما باید با هماهنگی و توافق هر دو طرف باشد. برای اینکه این روابط لذت‌بخش و با بهترین نتیجه باشد، نباید به هیچ‌کدام از طرفین تحمیل شود. زیرا در این صورت فقط نارضایتی به‌وجود خواهدآورد. این مساله به‌خصوص در زمان تعطیلات، به دلیل برنامه‌های خاص آن، بسیار مهم است.

دو نگاه به روابط زناشویی و تعطیلات

همان‌طور که گفته شد، از دو نگاه می‌توان روابط زناشویی در تعطیلات را بررسی کرد؛

از دیدگاه اول که در مورد بسیاری از زوج‌ها صدق می‌کند؛ تعطیلاتی نظیر تعطیلات سال جدید که طولانی‌مدت هم است، به دلایل مختلف زمان مناسبی برای داشتن روابط زناشویی نیست زیرا خانه‌تکانی، خریدهای شب عید و 
دید و بازدیدها فرصتی را برای انجام این کار به آنها نمی‌دهد. این دیدگاه به‌خصوص در مورد زوج‌هایی که ممکن است روابط خوبی با هم نداشته باشند، بیشتر صدق می‌کند زیرا برای نپرداختن به روابط زناشویی و عاطفی دلایل موجهی دارند. البته برای همسرانی که مدت زمان زیادی از روابط آنها می‌گذرد نیز به دلیل داشتن فرزندان و گاهی عروس یا داماد و حتی نوه، قابل‌قبول‌تر است زیرا زمان بیشتری را با آنها صرف می‌کنند تا با یکدیگر. این مساله می‌تواند دلیل مهم دیگری هم داشته باشد و آن عادی شدن روابط زناشویی برای آنهاست؛ به‌خصوص اگر از مهارت‌های مناسبی برخوردار نباشند و نتوانند روابط زناشویی لذت‌بخشی را با آزمودن شیوه‌های جدید، وقت‌گذاشتن برای یکدیگر، باهم‌بودن، با هم تفریح کردن و ... تجربه کنند. طبیعتا در تعطیلاتی نظیر تعطیلات نوروز، تمام این مشغولیت‌ها وجود دارند، خستگی ناشی از پرداختن به این امور را نیز باید اضافه کرد، اما همان‌طور که گفته شد، زوج می‌توانند با توافق یکدیگر و قبل از شروع برنامه‌های تعطیلات، در این مورد برنامه‌ریزی داشته باشند. این در مورد هر دو گروه زوج‌ها (با روابط طولانی‌مدت و روابط کوتاه‌مدت) صدق می‌کند. نپرداختن به روابط زناشویی می‌تواند نارضایتی جنسی را به دنبال داشته باشد و در صورت بروز مشکل در روابط بین‌فردی، تشدید می‌شود.

در دیدگاه دوم، طرفین تعطیلات و برنامه‌های خاص آن نظیر مسافرت، داشتن زمان کافی برای با هم بودن را برای رفع تعارضات زناشویی، بهبود روابط‌ زناشویی، لذت بردن از بودن با هم و انجام برنامه‌های تفریحی در کنار یکدیگر فرصتی مغتنم می‌دانند. در این دیدگاه، تعطیلات زمان بسیار مناسبی است تا زوج‌هایی که روابط طولانی‌مدتی داشته‌ و به دلایل متعدد کمتر به یکدیگر پرداخته‌اند، بتوانند از طریق برنامه‌ریزی‌، زمان بیشتری را با یکدیگر بگذرانند. در مورد این زوج‌ها، برنامه‌های از پیش تعیین‌شده می‌تواند مفیدتر باشد زیرا معمولا فرزندانی در خانه دارند و باید به وظایف و مسوولیت‌های دیگرشان نیز بپردازند. بنابراین برنامه‌ریزی برای داشتن اوقاتی خوش با یکدیگر، پیاده‌روی، قرار عاشقانه با یکدیگر گذاشتن، داشتن روابط زناشویی در فضایی جدید در زمانی متفاوت از آنچه معمولا بوده یا به شیوه‌های جدید و متفاوت، می‌تواند در بهبود روابط بسیار موثر باشد. با این حال زوج‌ باید به این نکته توجه داشته باشند که اولا لزومی ندارد که روابط زناشویی‌شان به اوج لذت منجر شود، دوم اینکه باید برنامه‌ریزی با توافق یکدیگر باشد و هر دو نفر مسوولیتی را در فراهم کردن زمان و مکان مناسب (شرایط محیطی‌ای که دوست دارند در آن شرایط با یکدیگر رابطه داشته باشند و...) بر عهده گیرند. قرارهای عاطفی آنها می‌تواند شامل صحبت کردن با یکدیگر، نوازش، داشتن رابطه زناشویی و تفریح و بازی با یکدیگر باشد.

مهم، بودن با همدیگر است

اگر روابط زوجی دچار مشکل است، بهتر است علاوه بر مشاوره با متخصص برای گرفتن برنامه‌های خاص، در مراحل اولیه گفت‌وگوی مسالمت‌آمیز درباره روابط، انتظارات و پرهیز از پرداختن به رفتارهایی که ممکن است ایجاد تنش و نگرانی کند، داشته باشند. البته در صورتی‌که زوج روابط بین فردی مشکل‌زایی دارند، حتما باید به متخصص مراجعه کنند. زن و شوهر باید قبل از شروع تعطیلات این مسایل را بررسی کنند و برنامه‌ریزی‌های لازم را انجام دهند؛ محل مسافرت، محل اقامت و سایر مسایل را مشخص کنند و تلاش داشته باشند از بودن با هم لذت ببرند و سعی کنند بر مسایل تنش‌زا و نگران‌کننده، اینکه این بار روابط چگونه می‌گذرد و آیا می‌توانند از پس کار برآیند، تمرکز نکنند. تمرکز فقط بر یک مساله باشد، بودن با یکدیگر و حتی نیم ساعت لذت بردن از وجود هم. زوج‌هایی که از روابط آنها مدتی نمی‌گذرد، طبیعتا به دلیل مشغولیت‌های کمتر، بهتر است روابط زناشویی بدون برنامه داشته باشند. این زوج‌ها نیز باید بتوانند از فرصت به دست آمده برای بیشتر باهم‌بودن و لذت‌بردن از وجود هم استفاده کنند. توافق‌ها باید قبل از شروع تعطیلات انجام گرفته باشد تا در زمان تعطیلات، فرصت به بحث در مورد اینکه چه بکنند، نگذرد و اگر احساس می‌کنند باید در مورد انتظارها و برنامه‌های زناشویی خود با یکدیگر گفت‌وگو کنند، این کار را حتما انجام دهند. در این مورد نیز لزومی ندارد روابط زناشویی به اوج لذت و آمیزش منجر شود. توافق زوج شرط اول است و باید تلاش کنند صمیمیت و عاطفه بیشتری از خود نشان دهند، محیط و شرایط رمانتیکی برای خود مهیا کنند، از شیوه‌های جدید استفاده کنند، باهم‌بودن را بیشتر تجربه کنند و آنچه دوست دارند، در کنار هم انجام دهند.

طبیعتا در تعطیلات انرژی و زمان زیادی از زوج گرفته خواهد شد و وقایع پیش‌بینی‌نشده متعددی رخ می‌دهد که بر روابط زناشویی تاثیر دارد اما توجه به نکته‌هایی که گفته‌ شد می‌تواند در داشتن روابط عاطفی و زناشویی مناسب در زمان تعطیلات موثر باشد. با این حال اگر روابط بین فردی زوج دچار مشکل است، باید با متخصص مشورت کنند و قبل از تعطیلات، به فکر حل مشکلات بود.

 


-----» سایر مطالب مرتبط «-----

به آسمان ابری پاییز که نگاه می‌کند، چشمش که به برگ‌های زرد و نارنجی کف پیاده‌رو می‌افتد؛ خش‌خش زیر پایش را که می‌شنود و کوچ پرنده‌ها را که در آسمان می‌بیند، غصه‌اش می‌گیرد و از این‌که دوباره چند ماهی باید منتظر باشد تا بهار و تابستان از راه برسد، دلگیر می‌شود.


انگار با رسیدن پاییز خسته و خواب‌آلود شده و حوصله هیچ‌کس و هیچ‌چیز را ندارد؛ فقط دوست دارد تنها باشد و دست و دلش به هیچ کاری نمی‌رود؛ اما مگر کار هم تابستان و پاییز می‌شناسد؟ مگر در پاییز قطار زندگی از حرکت می‌ایستد؟ اصلا پاییز که فصل رنگ‌هاست؛ رنگ‌هایی پر از زندگی؛ پس چرا او افسرده می‌شود؟ همه اینها را می‌داند اما سال‌هاست با این مشکل کنار آمده و با آن زندگی می‌کند.


پذیرفته که پاییز برای او فصل دلگیری، دلتنگی و غم و غصه است؛ در حالی که متخصصان می‌گویند گروهی از افراد هم در فصل بهار و تابستان این شرایط را دارند و احساس افسردگی می‌کنند، پس چاره چیست؟ چطور باید بدون این‌که مشکلی ایجاد شود، این روزهای دلگیر را سپری کرد؟روانپزشکان و روان‌شناسان براین باورند که برخی افراد در ماه‌ها و فصل‌های خاصی از سال از علائم افسردگی رنج می‌برند؛ نشانه‌هایی که دائم نیست و با تغییر فصل فروکش می‌کند.


دکتر بهروز بیرشک، روان‌شناس و عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی تهران در گفت‌وگو با جام‌جم درباره افسردگی‌های فصلی می‌گوید: افسردگی فصلی یکی از اختلالات خلقی است که برخی از افراد در طول زندگی آن را تجربه خواهند کرد. در چنین شرایطی فرد ممکن است در فصول خاصی متوجه تغییرات روحی و خلقی شود و احساس کند نسبت به سایر فصل‌ها بی‌حوصله‌تر و بی‌حال‌تر شده و ‌انگیزه‌ کافی برای انجام کارهایش ندارد. همچنین زمانی که از خواب بیدار می‌شود احساس کسالت، خستگی و خواب‌آلودگی داشته و هرقدر هم خوابیده باشد، تصور می‌کند کافی نبوده است.


روان‌شناسان معتقدند خُلق پایین این افراد در روابط اجتماعی و عملکرد روزانه‌شان هم تاثیر می‌گذارد تا آنجا که گاهی احساس می‌کنند بشدت عصبی هستند و فشارهای روحی‌شان افزایش یافته است. آن‌طور که دکتر بیرشک می‌گوید، این مساله میان خانم‌ها شایع‌تر بوده و جوانان نیز بیشتر در معرض آن قرار دارند.

مراقب پاییز باشید


بروز اغلب بیماری‌ها و مشکلات جسمی و روحی به زمان خاصی وابسته نیست و هر روز و هر لحظه ممکن است ما را غافلگیر کند اما در این مورد، باید حواستان را حسابی جمع کنید وگرنه هر سال غافلگیر خواهید شد، چون افسردگی فصلی برای بسیاری از افراد، هر سال در زمان خاصی نمایان شده و باعث بروز احساسات مشخصی می‌شود.دکتر بیرشک با اشاره به این موضوع، یادآور می‌شود: چنانچه برای فردی هر سال و در زمان مشخصی چنین حالات و احساساتی ایجاد شود، می‌توان احتمال بروز افسردگی فصلی را مطرح کرد.

بسیاری از ما عادت کرده‌ایم پاییز را فصل افسردگی، بی‌حوصلگی و رخوت بدانیم، در حالی که متخصصان می‌گویند ممکن است افراد مختلف در زمان‌های متفاوتی این حس را تجربه کنند بنابراین نباید چنین تصور کرد که فقط در فصل‌های پاییز و زمستان افسردگی فصلی، خود را نشان می‌دهد.این روان‌شناس با اشاره به این مطلب، می‌افزاید: بروز افسردگی فصلی در پاییز و زمستان شایع‌تر است، ولی درصد کمتری از افراد هم ممکن است در فصل‌های دیگر مانند تابستان چنین حالت‌هایی را داشته و افسردگی را تجربه کنند.


چرا افسرده می‌شویم؟


خیلی‌ها قبول کرده‌اند که پاییز فصل غم خوردن و غصه‌دار شدن است و حتی اگر بخواهیم، در این فصل نمی‌توانیم شاد باشیم. در مقابل، گروهی هم هستند که در این فصل از سال نسبت به فصول دیگر احساس بهتری دارند و زندگی شادتری را می‌گذرانند؛ پس بهتر است باور کنیم پاییز به‌تنهایی عامل ایجاد افسردگی و مشکلات خلقی نیست و باید به دنبال یافتن عامل دیگری باشیم.


دکتر بیرشک درباره عوامل موثر در ایجاد افسردگی فصلی، می‌گوید: نظریه‌های مختلفی در این مورد مطرح شده است، ولی هنوز علت دقیق و اصلی این مساله مشخص نیست. برخی می‌گویند انتقال‌دهنده‌های عصبی که وظیفه انتقال مواد شیمیایی مغز را به سایر بخش‌ها برعهده دارند، در این فصل‌ها دچار تغییرات خاصی می‌شود و همین مساله منجر به بروز احساس افسردگی و ایجاد خلق‌وخوی پایین این افراد خواهد شد. گروه دیگری نیز براین باورند که تغییر تابش نور خورشید، عاملی برای ایجاد چنین احساساتی است.

به گفته این عضو هیأت علمی دانشگاه، بروز چنین حالت‌هایی حتی ممکن است روی غذا خوردن افراد هم تاثیر بگذارد و باعث شود علاقه‌شان به مصرف مواد غذایی خاصی مانند قندها افزایش یابد؛ پس نکته مهم این است که در این دوران هم نباید در مصرف مواد غذایی افراط شود و همیشه باید تعادل را حفظ کرد.

این افسردگی دائمی نیست


خیلی از کسانی که در فصل خاصی دچار افسردگی می‌شوند، نگرانند و نمی‌دانند راه‌حل این مشکل چیست؛ آنها تصور می‌کنند در مدتی که افسرده و بی‌انگیزه هستند، باید با شرایط کنار بیایند؛ یا به بیان دیگر شرایط موجود را بپذیرند.دکتر بیرشک با تاکید بر این‌که افسردگی فصلی مشکل خاصی به حساب نمی‌آید، یادآور می‌شود: کسانی که با این مساله روبه‌رو هستند، نباید نگران باشند، چون افسردگی فصلی مشکل حادی نیست؛ فقط کافی است علائم را بشناسید و قبل از این‌که چنین شرایطی پیش بیاید یا پیشرفت کند، به فرد متخصص مراجعه کنید و به فکر برطرف کردن آن باشید.

به گفته وی، متخصصان می‌توانند به کمک درمان‌های دارویی یا با استفاده از دستگاه‌ها و تجهیزات خاصی، مشکل را حل کنند. این روان‌شناس به افرادی که دچار افسردگی فصلی می‌شوند، توصیه می‌کند: اگر به این امکانات دسترسی ندارید، باید سعی کنید در طول روز بیشتر از خانه خارج شوید و مدتی در معرض نور خورشید قرار بگیرید.همچنین بهتر است هنگامی که در خانه هستید، کنار پنجره بنشینید و پرده را کنار بزنید تا نور بیشتری وارد خانه شود. استفاده از یک برنامه ورزشی منظم و متناسب را هم فراموش نکنید و با وجود خلق پایین و احساس ضعف و بی‌حوصلگی، به هر میزان که می‌توانید فعالیت‌ بدنی داشته باشید.

 


-----» سایر مطالب مرتبط «-----

زندگی مشترک  افقی است روشن و جلوه گاهی زیبا برای تولدی دوباره؛ مشروط بر آن که وجوه ضروری این اشتراک، یعنی توانایی ها و مهارت های خاص و سازنده، در تفکر، بینش و عملکرد انسان رؤیت و ملاحظه شود. زیرا این مهارت ها و توانایی های انسان است که در وقت لزوم، به یاری او می آید تا مشکلات، اختلافات و نقاط ضعف و کاستی های زندگی مشترکش را برطرف نماید. حال چنانچه زندگی مشترکی که براساس پیوندی مقدس از سوی زن و مرد، صورت پذیرفته، با عدم توانایی ها و مهارت های هر دو نفر و یا حتی یکی از آنها روبه رو شود، به طور مسلم، ادامه این زندگی با تلخکامی، ناراحتی و تنش و رنجش همراه خواهد شد. بنابراین باید در نظر داشته باشیم بقا و تداوم و شیرینی یک زندگی مشترک، همیشه در گرو توانایی ها و مهارت های خاصی است که در حقیقت تضمین کننده ای قابل اطمینان برای خوشبختی  زوجین به حساب می آیند.

به همین لحاظ در نوشتاری که پیش رو دارید سعی شده است تا به صورت اجمال به راهکارهای مهم و اساسی، پیرامون برخی از توانایی ها و مهارت های لازم برای ایجاد و برقراری یک زندگی مشترک ایده آل پرداخته شود.

مهارت در خودآگاهی

آگاهی از خود و خصوصیات مختلف خود، به انسان کمک می کند با توانایی ها و ضعف ها و سایر خصوصیات خود آشنا شود. همچنین در صورت برخورد با طرف مقابل و تشکیل زندگی مشترک  بهتر و عمیق تر با مسائل روبه رو شود. این خودآگاهی به شخص نشان می دهد که چگونه می تواند احساسات خود را بشناسد، از وجود آنها آگاه شده و به وقت لزوم کنترلشان نماید تا منجر به هیچگونه ناراحتی نگردد.

خودآگاهی، موجب شناخت نیاز افراد و یافتن راه مناسب برای مواجهه با آنها می شود. همچنین اهداف زندگی را مشخص تر و واقع بینانه تر نشان می دهد و ارزش واقعی افراد و مسائل پیرامونشان را نمایان می سازد. خودآگاهی فرآیند سالم هویت یابی را برای انسان سهل تر می نماید، به زندگی او آرامش می دهد و احساس رضایت مندی اش را رونق می بخشد.

«خودآگاهی» تضمین کننده استحکام وجود فرد در هنگام بزرگسالی است و باعث پرورش روابط زن و شوهر در رویارویی با مشکلات و حل مناسب آنها می شود.

خودآگاهی تضمین کننده استحکام وجود فرد در هنگام بزرگسالی است و باعث پرورش روابط زن و شوهر در رویارویی با مشکلات و حل مناسب آنها می شود.

به جز موارد فوق، «خودآگاهی» شناخت و تنظیم احساسات، اهداف و برنامه زندگی، تفریحات و سرگرمی ها، توانایی ها، ضعف ها، ارزش ها، مسئولیت ها، شناخت فرهنگ، مذهب، علائق، آرزوها و استعدادها را به دنبال دارد.

کشف و درک و شناخت مهارت ها و توانایی های خود، به این دلیل مهم است که فرد قبل از ازدواجش بداند چه هدفی دارد تا برای ازدواج خود براساس هدف اصلی زندگی اش، برنامه ریزی نماید. مثلاً فردی که هدفش رسیدن به درجات عالیه کمال و معنویات است، اگر با کسی ازدواج کند که هدفش رسیدن به یک زندگی تجملی و سراسر مادیات است، به طور قطع پس از ازدواج، دچار مشکلات فراوانی در زندگی مشترک خواهد شد. امتیاز دیگری که می توان برای خودآگاهی منظور نمود آن است که موجبی قدرتمند برای شناخت و تشخیص تفاوت های بین خود و دیگران است. در این میان باید گفت شناخت تفاوت های میان زن و مرد، یکی از مهم ترین بخش های مربوط به مهارت خودآگاهی است.

شناخت تفاوت های میان زنان و مردان

در یک بعد کلی می توان گفت انسان ها، تفاوت های بسیاری با یکدیگر دارند که دلایل شان نیز متنوع و متعدد است. اما تفاوت های بین زن و مرد ، تفاوت های عمده ای است. برخی از این تفاوت ها، ریشه در عوامل فیزیولوژیکی و زیستی دارند و بعضی، نشأت گرفته از عوامل فرهنگی و اجتماعی هستند.بیشترین این تفاوت ها را که معمولاً شدید و قابل تعمق است، می توان در ازدواج و زندگی مشترک به وضوح احساس کرد، از جمله این که:

1 - دیدگاه زنان و مردان نسبت به ارتباط و مسائل جنسی کاملاً متفاوت است

این تفاوت که در واقع ریشه زیستی دارد، مهمترین اختلاف آنان در ارتباط با رابطه جنسی است. این رابطه در زنان با عواطف مثبت و احساسات گره خورده است در حالی که ارتباط جنسی در مردها، بیشتر جنبه های فیزیولوژیک دارد و بیشتر ارضای یک غریزه به حساب می آِید. دیگر آن که جنبه های عاطفی این احساس در مردها، بسیار کمتر از آن احساسی است که در زن ها وجود دارد. این تفاوت ها و یا عدم آگاهی از آنها، گاهی موجب سوء تفاهم و بر هم خوردن روابط میان مرد و همسرش می شود.

2 - استقلال برای مردان اهمیت بسیاری دارد

استقلال مردها از موارد قابل توجه در زندگی مشترک است. چون آنها مایلند و می خواهند در مورد مسائل مالی و معاملات و سایر موارد مشابه، مستقل عمل کنند. مخالفت همسر یا عدم توجه وی به این نکته، می تواند مشکلات و موانعی در زندگی مشترک ایجاد کند زیرا مرد تصور می کند که به احساس استقلالش، لطمه خورده است.

3 - زنان می خواهند مورد حمایت باشند و به این حمایت اهمیت می دهند

چنانچه زن حس کند از طرف همسرش مورد بی توجهی و بی مسئولیتی قرار گرفته، به شدت آزرده می شود و واکنش های عاطفی شدید نشان می دهد. زیرا آنچه برای زن ها اهمیت دارد، آن است که حس کنند همسرشان به آنان احترام می گذارد و به سلامت وعقیده و ... آنان اهمیت می دهد.

4 - مدیریت خانه برای مردها بسیار مهم است

با مراجعه به فرهنگ های مختلف موجود در جوامع گوناگون، خواهیم دید که «مرد» به عنوان قدرت اول خانواده، شناخته شده است که البته این مسئله را باید جدای از تبعیض های جنسی میان زن و مرد، به حساب آورد. در خانواده هایی که زن بدون نظرخواهی و مشورت همسرش درباره مسائل خانوادگی تصمیمی اتخاذ می نماید، یا این که قدرت اول خانواده است، معمولاً مشکلات گوناگون زیادی مشاهده می شود که آسیب دیدگی احساس مرد از خود را می توان یکی از این ناراحتی ها دانست. البته این که مرد، قدرت اول خانواده باشد بدان معنا نیست که مرد، در یک نقش دیکتاتوری ظاهر شود بلکه منظور از این مسئله، مدیریتی است که باید بر عهده مرد قرار بگیرد.

5 - صحبت کردن و ارتباطات اجتماعی برای زنان مهم است

زن ها با دور هم جمع شدن و صحبت کردن، بسیاری از نگرانی ها، استرس ها و ناراحتی های خود را تعدیل وتخلیه می نمایند. تمایل به ارتباطات اجتماعی و حرف زدن در زنان بیشتر از مردان است. به همین دلیل چنانچه درک و آگاهی زن و مرد، نسبت به این خصوصیت ضعیف باشد، مطمئناً آنان را دچار سوء تفاهمات جدی در زندگی مشترک خواهد نمود.

6 - نگاه مردان به مسائل، کلی تر است

مردها معمولاً وارد جزئیات و نکات ظریف نمی شوند، در حالی که زن ها به عمق مسائل و اجزاء ریز در ارتباطات و دیگر موارد، توجه زیادی دارند. معمولاً این خصوصیات زن و مرد، موجب می شود زن تصور کند مرد در باره بسیاری از مسائل بی دقت و بدون توجه است و مرد نیز همسرش را فردی حساس و ریزبین بداند که همیشه ذهن خود را برای موارد و مسائل پیش پا افتاده و کم اهمیت، درگیر و مشغول می سازد.

7 - جذابیت های جسمی و آراستگی برای مردها بسیار اهمیت دارد

مردها بیش از زن ها تحت تأثیر جذابیت های جسمی و آراستگی زن قرار می گیرند که این نیز یکی دیگر از تفاوت های مهم آنهاست.

8 – زن ها عاطفی تر از مردها هستند

یکی دیگر از تفاوت های عمده بین زن و مرد، عاطفی تر بودن زنان است و این انتظاری است که زن ها، از مردها نیز دارند! مثلاً زنی که همواره تاریخ دقیق روز ازدواج ، تاریخ تولد همسر، مکان آشنایی و ... را به یاد دارد و چه بسا به مناسبت آنها، برای همسر خود، هدیه هایی هم تهیه کند، وقتی با شوهری روبه رو می شود که نسبت به این مسائل بی اعتنا یا فراموشکار است، نخستین احساسش آن است که همسرش نسبت به او بی علاقه و بی اهمیت است. باید دانست ادامه چنین تفکرات منفی و برخوردهای احساسی در مدت زمانی اندک، موجب بروز سوء تفاهم و دلسردی از زندگی مشترک می شود. لذا آگاهی از این نکات ضمن آن که از ناراحتی های بسیاری جلوگیری می کند، احساس مهارت در زندگی مشترک را در شخص رشد می دهد و او را به موفقیت می رساند.

مهارت در همدلی با افراد

همدلی با افراد مهارت خاصی می خواهد. همدلی به برقراری ارتباط عمیق و صمیمی به انسان ها کمک بسیاری می کند. گاهی اوقات افراد به اشتباه، تصور می کنند تفاهم به این معناست که ما با فرد مقابل، کاملاً همفکر و هم عقیده باشیم، در حالی که باید گفت چنین تصوری از پایه و اساس اشتباه است، زیرا هیچ گاه نمی توان دو انسان را یافت که به طور کامل شبیه یکدیگر باشند. اختلاف و تفاوت در دیدگاه ها، سلیقه ها، آرزوها، عقاید و علایق، همه و همه، امری طبیعی و کاملاً عادی است. اما آنچه این اختلاف و تفاوت را می تواند برای ما، قابل درک و فهم سازد، همان «همدلی» است که به واسطه آن، می توانیم بسیاری از مشکلات ارتباطی خود با دیگران، خاصه شریک زندگی مان، را برطرف سازیم.

اصول مهارت همدلی:

1 – به صحبت های دیگران خوب گوش کنید.

هنگامی که کسی صحبت می کند، کار دیگری انجام ندهید. خوب گوش کردن یا به عبارت دیگر، گوش کردن فعال، پایه و اساس هر نوع ارتباط سالمی است. نمی توان هم کتاب خواند و هم به صحبت های طرف مقابل گوش داد. چون بین شنیدن و گوش دادن، تفاوت زیادی وجود دارد. همچنین توجه کنید که هنگام صحبت کردن طرف مقابل، به صورت او نگاه کنید تا مطمئن باشد نسبت به صحبت هایش، هر چند معمولی و عادی، دقت، حرمت و حساسیت لازم را قائلید. حتی گاه با اظهار کلماتی چون بله! عجب! خوب! فهمیدم! پس این طور! به او نشان دهید که کاملاً به صحبت هایش و آنچه که می گوید، توجه دارید و برای این توجه تمرکز کافی داشته باشید.

2 - با احساس و عواطف طرف مقابل تان همراه و هماهنگ شوید.

هنگام همدلی، سعی کنید طرف مقابل خود را درک کنید. آن هم به طور حقیقی و دور از هرگونه تظاهر و تصنعی ریاکارانه یا از روی اجبار! بلکه از روی عاطفه و احساس هماهنگ با طرف مقابل. مثلاً هیچ وقت نمی توان با فردی که با صدا و حالتی حزن آلود، درباره مسئله یا موضوع ناراحت کننده ای سخن می گوید، با لحنی شاد و سرشار از سرخوشی سخن گفت. البته عکس این مثال نیز صادق است.

3 - به احساسات و هیجان های طرف مقابل تان توجه داشته باشید.

بیشتر اوقات، فردی که از شرایط و مسایل خود، سخن می گوید و به شرح مشکلات یا درد دل هایش می پردازد، قبل از آن که به دنبال راه چاره یا پند و اندرز و یا راهنمایی باشد، نیاز دارد تا مخاطب او، متوجه احساس و حالت و هیجان او شود و موقعیت های احساسی او را درک کند. شما باید با توجهی که نسبت به احساس و هیجان او می کنید، این خواسته را برای وی به اثبات برسانید.

4 - خود را به جای طرف مقابل بگذارید.

تنها در این صورت است که می توانید از دریچه چشم وی، به مشکلات نگاه کنید و احساسات و موقعیتش را دریابید تا بتوانید همدلی لازم را درباره اش داشته باشید.

5 - در همدلی با طرف مقابل، از جمله های قاطع استفاده نکنید.

معمولاً شدت ناراحتی و هیجان در فرد نیازمند به همدلی، به حدی است که موجبات آزردگی و آسیب پذیری را در او، مستعد می سازد. بنابراین باید مراقب بود تا با چنین فردی، با کلمه ها و جمله های قاطع و بُرنده، صحبت نکنیم. چه بسا که در تشخیص احساس و معانی سخنان وی اشتباه کرده باشیم آن وقت به دلیل قطعیت نظر و صحبتی که داشته ایم، نه تنها همراه و همدل او نبوده ایم، بلکه به نوعی وی را آزرده خاطر و منزجر نیز کرده ایم.

مهارت حل اختلاف

این مهارت نیز، همانند بقیه مهارت ها، برای  ازدواج و تشکیل زندگی مشترک  و اصولاً برقراری ارتباط درست با دیگران ضروری و واجب است. آنچه مسلم است، بروز اختلاف و تفاوت بین افراد، امری کاملاً عادی و طبیعی است. منتها مهمتر و طبیعی تر آن است که نسبت به حل این اختلافات، اشراف داشته باشیم و بتوانیم اختلاف یا سوء تفاهمات خود یا دیگران را به گونه ای حل کنیم که رضایت همه فراهم آید؛ و این رضایت حاصل نخواهد شد مگر با کسب مهارت در حل اختلافات.

اصول مهارت حل اختلاف:

- صحبت کنید، اما بدون پرخاش و توهین و تندی.

حل اختلاف، در زمان عصبانیت، حاصلی جز تخریب بیشتر نخواهد داشت. پس بهتر آن است که همیشه بعد از آرام شدن محیط و افراد، اقدام شود.

- منفی سخن نگویید.

اگر برای وصل کردن، قدم جلو می گذاریم، باید دقت کنیم از به کار بردن سخنان نومید کننده و تحریک کننده و در مجموع منفی، خودداری نمائیم.

- در اولین قدم اختلاف، آن را حل کنید.

به محض احساس اختلاف یا سوء تفاهم، درصدد حل آن برآیید. چون اگر شامل مرور زمان شود، تبدیل به کینه و رنجش می شود. به خاطر داشته باشید صحبت و بازگو کردن ناراحتی ها و سوءتفاهمات، کمک مؤثری برای رهایی از غم و اندوه است و حل اختلافات را نیز سهل تر می نماید.

- از طرف مقابل خود، یا طرفین اختلاف، درخواست کنید تا خیلی سریع، وقت مناسبی را با هماهنگی یکدیگر، برای حل اختلاف، اختصاص دهند.

- احساس شرم و گناه و خجالت را برای طرف مقابل به وجود نیاورید.

چنانچه ما با طرف مقابل خود، دچار مشکلی شده اید یا برای حل اختلاف دیگران، می خواهید اقدام نمائید، هرگز نباید به گونه ای صحبت کنید که دیگری یا دیگران را دچار احساس خجالت، گناه یا شرمندگی کنید. طعنه و کنایه را نیز باید از لحن و کلامتان حذف نمایید.

- نظر و عقیده خود را بیان کنید.

ناراحتی خود را عنوان کنید و درباره اش سخن بگویید بدون آن که قضاوت یا سرزنش کنید و حکمی صادر نمایید.

- دیگری یا دیگران نیز حق دارند.

به طرف مقابل خود یا دیگرانی که با یکدیگر دچار اختلاف شده اند، اجازه کافی بدهید تا از ناراحتی ها و مشکلاتشان صحبت کنند. تخلیه روانی، فرد را برای طرح یا پذیرش مسائل متفاوت و سپس حل مشکلات، آماده تر می نماید.

- عذرخواهی مشکل نیست.

در زمان حل اختلاف، چنانچه فرد متوجه اشتباه خود بشود، بهتر است فوری با یک جمله که حاکی از ندامت و عذرخواهی اوست مسئله را ختم به خیر کند. «عذرخواهی» نه تنها فرد را کوچک نمی کند، بلکه دیگران را متوجه انعطاف و دقت نظر او نیز می سازد. حال چنانچه لزومی به عذرخواهی هیچ کسی مشاهده نشد، توافق و به قول معروف، کنار آمدن با هم، مسیری تازه برای رفع سوء تفاهمات و برقراری ارتباطات جدید خواهد بود.

- هربار، فقط یک موضوع را مطرح کنید.

برای هر مشکل، یک جلسه مشخص را اختصاص دهید. چرا که در صورت صحبت و طرح همه ناراحتی ها و مشکلات در یک جلسه، نه تنها راه حلی حاصل نخواهد شد، بلکه به لحاظ یادآوری و تداعی یا درهم پیچیدگی ناراحتی ها، دامنه اختلافات وسعت بیشتری خواهد گرفت.

لازم به یادآوری است که مهارت حل اختلاف، در روابط خانوادگی، خاصه ارتباط میان زن ها و شوهرها، اهمیت بسیاری دارد. ضمناً باید در نظر داشت که در این روابط، حفظ احترام ادب و حرمت و همکاری و تعادل، برای همگان امری لازم و واجب است.

مهارت تصمیم گیری

تصمیم گیری نیاز به مهارت دارد. انسان ها به صورت های مختلفی تصمیم گیری می کنند، خواه این تصمیم درباره معامله ای باشد یا اشتغال به کاری یا انجام عملی یا ازدواج.

انواع تصمیم گیری:

1 - تصمیم گیری احساسی؛ که تصمیم براساس یک احساس خاص ( عشق ، خشم، کینه، حسادت و کمک و...) گرفته می شود.

2 - تصمیم گیری اجتنابی؛ تصمیمی که فرد به دلیل ترس و نگرانی که دارد، سعی می کند تا آنجا که می تواند آن را به تعویق اندازد. این گونه اتخاذ تصمیم، امکان آن را به وجود می آورد که فرد، فرصت های مناسب زندگی خویش را از دست بدهد.

3 - تصمیم گیری اخلاقی؛ تصمیمی است که فرد، برای انجام آن به دلایل اخلاقی تکیه می کند. مثلاً ادامه دادن به یک زندگی مشترک مملو از تنش و پر تشنج، به دلیل وجود فرزند.

4 - تصمیم گیری تکانشی؛ این نوع تصمیم گیری، بسیار سریع و بدون توجه به عاقبت کار، یا ارزیابی و توجه به موقعیت ها و شرایط صورت می گیرد. مثلاً فردی، فرد مقابل خود را برای کاری که در نظر دارد ترغیب به عجله می کند و قدرت تفکر در مورد یک عمل درست را از او می گیرد.

5 - تصمیم گیری مطیعانه؛ سبک تصمیم گیری مطیعانه، می تواند صدمه زیادی به موضوع تصمیم و یا به عنوان مثال، به ازدواج فرد، وارد کند. در تصمیم گیری مطیعانه، دیگران برای یک یا دو نفر یا موضوعی، تصمیم می گیرند بدون آن که فرد یا افراد یا موضوعی که تصمیم بر روی آن اجرا می شود، نقشی در این تصمیم گیری داشته باشند. نمونه این تصمیم گیری را می توان در ازدواج های سنتی مشاهده کرد.

6 - تصمیم گیری عقلانی؛ سالم ترین تصمیم ها، تصمیمی است که براساس تفکر، بررسی و مطالعه، ارزیابی و تحقیق صورت بگیرد. تصمیم گیری عقلانی، براساس واقعیات است و معمولاً خطا و اشتباه در آن به ندرت دیده می شود.

اصول تصمیم گیری عقلانی:

تصمیم گیری عقلانی نیز مانند بقیه مهارت ها، دارای اصول مهارتی است که به ترتیب ذیل است:

- مواجه شدن با یک تصمیم: زمانی است که فرد متوجه می شود باید تصمیم بگیرد. بنابراین روی آن تمرکز کرده و ضمن روشن کردن موضوع تصمیم، اطلاعات مورد نیاز را جمع آوری می نماید.

- حق انتخاب و بررسی مورد تصمیم بر اساس اطلاعات: با راه حل ها و اطلاعاتی که فرد به دست آورده، این حق را می یابد تا تصمیمی درست برای انتخاب، ازدواج یا انجام کار مورد نظرش بگیرد.

- ارزیابی پیامدهای پیش بینی شده حق انتخاب: فرد پیامدهای متفاوت از انتخاب ها را مورد بررسی و ارزیابی قرار می دهد تا معقول ترین آنها را انتخاب کند.

- تعهد به تصمیم: نسبت به تصمیمی که گرفته می شود باید پایبند بود و به آن اعتقاد داشت.

- برنامه ریزی برای انجام تصمیم: حتی تصمیم عقلانی نیز نیاز به برنامه ریزی دقیق دارد.

- اجرا یا انجام تصمیم: در این مرحله، فرد به صورت عملی وارد مراحل برنامه ریزی شده می شود. مثلاً تصمیم به ازدواج که مراحلی همچون خواستگاری ، نامزدی ، خرید و غیره دارد.

- ارزیابی پیامدهای واقعی اجرا یا انجام تصمیم: فرد به بررسی و ارزیابی تصمیمی می پردازد که یا ناموفق بوده یا آن موفقیت لازمی را که فکر می کرده نداشته است. در اینجا فرد مراحلی را که از سر گذرانده، مورد بررسی قرار می دهد تا برای برنامه آینده اش، شروع به برنامه ریزی کند. 

 


-----» سایر مطالب مرتبط «-----

می پرسم، غر نمی زنم!

« دیشب آشغالها را بیرون نبردی، یادت باشه آنها را امشب بیرون ببری، فردا بچه را باید ببری مدرسه، مادرم می خواد بیاد اینجا و هیچی هم توی خونه نداریم و ... » غر زدن رفتاری است که اکثرزنان انجام می دهند، این رفتارها می تواند سردی روابط، دوری، کینه، نفرت و جدایی را موجب شود. زنانی که غر می زنند معمولاً طرف مقابل خود را با بمبارانی از کلمات و جملات مربوط یا نامربوط مواجه می سازند به طوری که وی حوصله اش سر می رود. حتی ممکن است به مرحله ای برسد که توان شنیدن آنها را نداشته و شروع به واکنش به صورت پرخاشگری، کناره گیری و یا حتی دعوا و ... نماید. بسیاری از مردان در مراجعه به مراکز مشاوره و دادگاه های طلاق علل مراجعه خود را رفتارهایی از جمله غر زدن همسر خود بیان می کنند.

به نظر می رسد این مساله یکی از دغدغه های زندگی اکثر خانواده ها باشد که آگاهی از آن می تواند در بهبود ارتباطات خانواده موثر باشد. به راستی چرا زنان غر می زنند؟

بسیاری از غر زدن های ناشی از فریاد انسان ها مبنی بر نیاز به توجه است. انسان موجودی است که سعی می کند رفتارهای خود را هدفمندانه انجام دهد. شما به عنوان کارمند، کار مشخصی را برای هدفی خاص انجام می دهید، هدفی که سازمان شما آن را معرفی کرده است و در قبال انجام آن به شما حقوق می دهد، این در مورد کار آزاد نیز صادق است اما به راستی در مورد خانه داری چطور؟ تحقیقات نشان داده است که زنان خانه دار بیش از زنان شاغل این رفتار (غر زدن) را از خود نشان می دهند، چرا که زنان خانه دار صبح تا شام کارهایی چون مراقبت از فرزند، پخت و پز، نظافت خانه و ... را انجام می دهند تا بتوانند اسباب آسایش همسر و فرزندان خود را فراهم ساخته و درنهایت رضایت آنان را بدست آورند.

یک زن خانه دار نیز برای کاری که انجام می دهد نیاز به پرداختی دارد، این پرداخت می تواند یک تشکر ساده، یک شاخه گل و یا یک کمک جزیی از جانب همسر یا فرزند باشد. شاید به نظر شما این کار ساده و پیش پا افتاده به نظر رسد، اما مطمئن باشید که می تواند بسیار موثر و کارآمد باشد.

یکی از ویژگی های مردان،علاقه به چیزهای پیچیده است. چرا که به حکم طبیعت، مردان حلال مشکلات خود و دیگران اند. تمدن امروزی مدیون همین ویژگی انسان ها است. این امر سبب شده است تا از بسیاری روش های ساده غافل شوند و در زندگی خانوادگی نیز بسیاری از رفتارها و کارهای ساده ای که می تواند به بهبود روابط زناشویی و خانوادگی کمک کنند را درک نکنند.

غر زدن به این برمی گردد که مساله ای وجود دارد که وی را آزار می دهد.مرد باید این را نشانه ای بداند که یک جای کار می لنگد و احتمالاً اتفاقی افتاده که باعث ناراحتی زن شده است. در صورتی که مساله شناسایی نشود می تواند تداوم رفتار زن و در نهایت دلسردی در روابط، احساس کینه و نفرت و دوری هر چه بیشتر را به دنبال داشته باشد. به جای این که مرد از غر زدن زن فرار کند، بهتر است با صبر و حوصله و به دور از ناراحتی و عصبانیت، منشا و دلیل رفتار زن را بیابد. بسیاری از ناراحتی هایی که زن به شکل غر زدن نشان می دهد ممکن است ناشی از نیاز به صحبت کردن، مورد توجه و قدردانی قرار گرفتن، خستگی از کار خانه و اذیت فرزندان و یا یک سوء تفاهم ساده باشد.

غر زدن چه طور شکل می گیرد؟

غر زدن به یک تفاوت مهم و اساسی بین زن و مرد برمی گردد. یعنی تفاوت در تکلم و ارتباط کلامی که ناشی از تفاوت در مغز آنهاست. بافت عصبی که ارتباط بین دو نیمکره ی مغز را ایجاد می کند در مردان به طور متوسط حدود 10 درصد نازک تر است و حدود 30 درصد ارتباط کمتری را بین دو نیمکره برقرار می کند. این امر سبب می شود که زنان بتوانند از هر دو نیمکره ی مغز خود استفاده ی بیشتری ببرند به این دلیل نسبت به مردان حاضر جوابترند، زودتر تکلم را فرا می گیرند و یا همراه با آن می توانند کارهای دیگری را انجام دهند، مثلاً هم با تلفن حرف بزنند، هم تلویزیون تماشا کنند، همزمان مراقب فرزند خردسال خود باشند و حتی آشپزی بکنند. اما مردان دیرتر تکلم را فرا می گیرند، کلمات کمتری بر زبان می رانند و در صورت انجام چند کار،فقط یک کار را می توانند به درستی انجام دهند. به عبارتی زنان چند کاناله و مردان یک کاناله هستند. زنان روزانه حدود 6 تا 8 هزار کلمه و مردان 2 تا 4هزار کلمه سخن می گویند.

آگاهی از این تفاوت ها می تواند در برقراری ارتباط صحیح یاری بخش باشد.

چگونه؟

چنانچه شما (زنان) می خواهید به غرغرو بودن متهم نشوید و کانون گرم خانواده خود را با جر و بحث های بی فایده و نامربوط به زمستانی سرد تبدیل نکنید و نیز شما مردان می خواهید از این رفتار زنان رهایی یابید بهتر است به نکات زیر توجه کنید:

1- هنگام صحبت با مردان از یک کانال وارد شوید.

مثلاً در صورتی که از یک رفتار همسرتان ناراحت هستید فقط در مورد یک رفتارش سخن بگویید نه چند رفتار. سخن گفتن (انتقاد) در مورد چند رفتار موجب بروز حالت دفاعی در مردان می شود زیرا آنها کل شخصیت خود را در معرض تهدید و زیر سوال رفتن می بینند. با توجه به طبیعت مردانه که همیشه دوست دارد مفید بوده و با کارهایی که انجام می دهد احساس ارزش و قدرت کند، طبیعتاً در صورت انتقاد شما از چند رفتار، وی احساس حقارت و بی ارزشی کرده که این بدترین نوع مورد حمله قرار گرفتن برای مرد است، در نتیجه با حالت دفاعی با شما برخورد نموده و شما را به غرغروبودن و قدرناشناس بودن متهم می کند.

2- همزمان با صحبت یا انتقاد کردن کار دیگری انجام ندهید.

 مثلاً هنگام ظرف شستن و یا جارو کردن از مرد انتقاد نکنید. به خاطر داشته باشید که مردان قدرت تمرکز بر چند کار را ندارند، انجام دادن چندین کار شما باعث می شود نه تنها مردان به حرف شما گوش ندهند بلکه با اعصاب خردی و بی حوصلگی، حالت دفاعی و پرخاشگری آنها تقویت شود. بهتر است به جای غر زدن، منظور خود را به صراحت بیان کنید.

اکثر زنان هنوز یاد نگرفته اند و یا به خود اجازه نمی دهند که درخواستهای خود را به طور صریح و واضح بیان کنند، در صورتی که این شیوه می تواند به برآوردن خواسته هایشان کمک کند، بدون این که خللی در روابطشان ایجاد نماید. زنان باید بدانند که مردان از صراحت خوششان می آید و باز به همان دلیل یک کاناله بودن ، متوجه بهانه جویی های غیر مستقیم زنان نمی شوند.

این که زنان توقع دارند که همسرشان همه ی آنچه را که آنها می خواهند باید بدانند یا این که باید متوجه کنایه های آنها بشود (به در بگو دیوار بشنود) تصور واقع بینانه و منطقی ای نیست. پس بهتر است یاد بگیرید که بدون واسطه و استفاده از کنایه، مستقیماً تقاضای خود را مطرح و یا احساس خود را ابراز نمایید.  

 

به ذکر2 تفاوت در مردان وزنان در ارتباطات کلامی شان اشاره کردیم.حال به ذکر 6 مورد دیگر می پردازیم:

 

1- زمان و موقعیت اختصاص داده شده برای صحبت و یا شکایت از جانب زنان، نقش مهمی در موفقیت آنها برای جلب نظر مردان، به گوش دادن و پذیرفتن شکایات دارد. مطمئناً انتقاد کردن از مردی که تازه از سرکار برگشته و خسته به نظر می رسد کاری اشتباه بوده و نمی تواند زن را به خواسته اش برساند بلکه این کار باید زمانی انجام گیرد که مرد کاملاً آرام گرفته و آمادگی پذیرش داشته باشد.

 

2-  یکی از موارد بسیار مهمی که موجب غر زدن زنان می شود، نیاز زن به صحبت کردن است. در مقاله ی قبل گفته شد که زنان حدوداً سه برابر مردان صحبت می کنند. این خود موجب می شود که آنها نیاز بیشتری به صحبت کردن احساس کنند.

 

اصولاً زنان با صحبت کردن آرام می گیرند و سبک می شوند، گویی که همه ی اضطراب ها، غصه ها و نگرانی ها با صحبت کردن از وجود زن پاک می شود. این یکی از مواردی است که مردان توجه زیادی به آن نمی کنند.

اکثر مردان گمان می کنند که غر زدن زنان به خاطر کمبودهای مادی است لذا هر چه زنان بیشتر غر می زنند، مردان بیشتر کار می کنند و وقتشان را به آن اختصاص می دهند، در نتیجه زنان بیشتر احساس نارضایتی کرده و بیشتر غر می زنند و این زنجیره ی اشتباه همچنان ادامه می یابد.

مردان توجه داشته باشند که نیازهای زنان همیشه مادی نیست و گاه نیاز مبرم زن می تواند مساله ی ساده ی گوش دادن همسر به وی باشد.این در حالی است که مردان با سکوت و تنهایی به آرامش می رسند و قادرند با آن نگرانی ها و مشکلات را فراموش کرده و یا برای حل آن اقدام کنند.

آگاهی به این امر می تواند به زن و شوهرها کمک کند تا طوری برنامه ریزی کنند که نیاز زن به صحبت کردن با نیاز مرد به سکوت و تنهایی با هم در تقابل قرار نگرفته و هر دو نیاز برآورده شوند. برای این کار بهتر است زنان بعد از آمدن مرد از محل کار مدتی او را تنها گذاشته و اسباب راحتی او را فراهم سازند تا نیرو و توان لازم را بازیابد و مرد هم نیاز زن به درد و دل کردن و صحبت را درک کرده و بعد از بازیافتن نیروی خود، زمانی را برای صحبت و گفت و گوی با همسرش اختصاص دهد. زمانی که فرصت گوش دادن به صحبتهای همسرش را ندارد با پیامی صریح و مودبانه و مهربانانه آن را مطرح سازد: «عزیزم اجازه بده ده دقیقه اخبار رو گوش بدم بعد از اون در اختیار تو هستم» یا «الان خیلی خسته ام اجازه می دی کمی استراحت کنم؟ بعد از اون می شینیم با هم حرف می زنیم ...»

 

3- زنان اغلب دوست دارند به صحبت های آنان گوش داده شود نه این که راه حل به آنها داده شود اما مردان به حکم طبیعت خود که برای همه ی مشکلات و مسائل دنبال راه حل می گردند برای مسائل مطرح شده ی همسرشان نیز فوراً راه حل پیدا می کنند. این می تواند سبب ناخشنودی همسرشان شود.

مردان فکر می کنند زنان برای دریافت کمک و راه حل به آنها مراجعه کرده اند و با ارائه ی آن، مرد انتظار تشکر از جانب زن را نیز دارد. گاهی هم زنان مسائل خود را مطرح می کنند که شوهرشان به مشکلات آنها توجهی نشان نمی دهد، به او اهمیتی نمی دهد و یا این که دیگر او را دوست ندارد. برای جلوگیری از این سوء تفاهم زن باید قبل از صحبت کردن با مرد به او بگوید که دوست دارد فقط گوش بدهد و یا این که راه حل ارائه دهد.

 

4- مردان توجه داشته باشند که گاه غر زدن زنان جنبه ی یادآوری و دلواپسی دارد البته در اینجا لازم است که زنان متوجه باشند که بیش از حد اغراق نکرده و در بازی کلمات ماهرانه عمل نمایند. مثلاً به جای گفتن «ببین، یادت نره خرید کنی این چندمین باره که دارم می گم ها» بگویند: «عزیزم می دونم که سرت خیلی شلوغه، آمدنی خرید یادت نره، می دونم که فراموش نمی کنی».

 

5- زنان برای تاثیرگذاری بیشتر بر مردان و این که به غرغرو بودن متهم نشوند، بهتر است به جای کلمه ی «تو» از کلمه ی «من» در صحبتهایشان استفاده نمایند مثلاً به جای این که بگویند «تو به من بی توجهی»، «تو منو درک نمی کنی»، «تو همه مسئولیتها رو رو دوش من گذاشتی» و ... بگویند: «من احساس می کنم منو درک نمی کنی»، «من احساس می کنم در انجام کارها تنها مانده ام» این جملات به مراتب حالات دفاعی کمتری را در مردان ایجاد می کند و می تواند زمینه ی مناسبی را برای گفت و گو و صحبت فراهم سازد.مردان و زنان باید بتوانند در مورد اختلافاتشان طوری با هم حرف بزنند که هر دوی آنها به صمیمیت و احترام بیشتری دست پیدا کنند و احساس کنند که هیچ کدام بازنده نشده اند تا هر دو به رضایت برسند.

 

6- به یاد داشته باشید که غر زدن، هیچ کمکی به شما نمی کند جز این که زندگی را به کام شما و همسر و فرزندانتان تلخ کند. پس توصیه می شود که از غر زدن بپرهیزید و به جای آن از روشهای درست و منطقی و شفاف و صریح برای بیان خواسته یا احساس خود استفاده کنید.

 


-----» سایر مطالب مرتبط «-----

1- حسن‌نیت، عشق و محبت را به همسرتان ثابت کنید.

2- وقتی بداخلاق و عصبانی است، با ملایمت و مهربانی با او صحبت کنید تا روحیه‌اش را باز یابد.

3- متعهد شوید که زندگی مملو از عشقی را خلق خواهید کرد و به جای اینکه فقط منتظر پیش آمدن لحظات عاشقانه باشید، آن لحظات را بیافرینید.

4- سعی کنید همیشه لبخند بر روی لب‌هایتان شکوفا باشید ،تا دنیا به خاطر آنچه برشما می‌گذرد، حیران گردد.

5- پیوندتان را موهبتی الهی بدانید.

6- چیزهایی به او بدهید که اصلاً توقعش را ندارد . او را شگفت زده کنید.

7- به مناسبت درک تفاوت‌هایتان جشن بگیرید.

8- وقتی به اتفاق هم به گردش می‌روید با هم سازگار باشید تا به هر دو نفرتان خوش بگذرد.

9- وقتی از دست‌هایش زیاد کار کشیده دست‌هایش را ماساژ دهید.

10- اگر می‌خواهید در قلب همسرتان جایگاه خاصی پیدا کنید، پیشنهاد می کنیم  در تعطیلات آخر هفته در کارهای منزل به او یاری رسانید.

11- پشت میز شام رفتار عاشقانه‌ای با هم داشته باشید و قاه قاه بخندید.

12- وسایل مورد علاقه‌اش را جلوی دیدش قرار دهید.

13- اگر همسرتان مدل موهایش را تغییر داده حتماً از آن تعریف کنید.

14- از همسرتان بپرسید آیا دلش می‌خواهد تفکر و شخصیت شما را تغییر دهد... و پس از آن بکوشید خودتان را با آرزوهایش هماهنگ کرده و اصلاح شوید.

15- آیا دوست دارید یک زوج استثنایی باشید؟ پس بدون انتظار بازپس گرفتن، همه چیزتان را در اختیارش قرار دهید.

16- وقتی به سالگرد ازدواج‌تان نزدیک می‌شوید، زندگی‌تان را بررسی کنید و ببینید در طی این سال‌ها زندگی شما چه تغییرات مثبتی کرده است.

17- در یک بعد از ظهر سرد و بارانی، شیرکاکائوی گرمی برایش درست کنید.

18- به یاد داشته باشید اعتماد یکی از مهم‌ترین عوامل پیوند میان زن و مرد است.

19- پیش از اینکه همسرتان به منزل بیاید از بعضی خوشبو‌کننده‌های هوا برای برقراری‌ آرامش در خانه بهره بگیرید.

20- بگذارید از ترس‌ها، اسرار و امید‌های شما مطلع باشد.

و 43 نکته دیگر برای عشق ورزیدن به همسر

 

  1. یک یادداشت عاشقانه برایش بنویسید.
  2. از محل کار خود فقط برای سلام کردن تلفن کنید.
  3. قبل از خروج خداحافظی کنید
  4. برایش لطیفه تعریف کنید.
  5. با هم به پیاده روی بروید.
  6. یک مجموعه از آهنگهای شاد برایش تهیه کنید.
  7. اشتباهات خود را بپذیرید.
  8. بگویید(دوستش دارید)
  9. وقتی درمورد چیزهای مورد علاقش صحبت میکنه,گوش دهید.
  10. قابل اعتماد باشید.
  11. به جای شکایت ها بگویید چه چیزی را ترجیح میدهید.
  12. به هنگام جر و بحث به او نگاه کنید.
  13. برایش گل بفرستید.
  14. پیشنهاد کمک بدهید.
  15. طریقه انجام آنچه را که نمیدانید از او بپرسید.
  16. کارتونی را که دوست دارد برایش تهیه کنید.
  17. دروغ نگویید.
  18. با هم به کنسرت بروید.
  19. هواخواه او باشید.
  20. عکس های قدیمی را با هم ببینید.
  21. تولدش را به خاطر بسپارید.
  22. پروژه ای کاری را با هم انجام دهید.
  23. بگذارید بداند به او اهمیت مدهید.
  24. عکس او را در کیف پولتان نگه دارید.
  25. با لبخند به او نگاه کنید.
  26. با هم بیرون بروید.
  27. در مورد احساساتش از او بپرسید.
  28. موسیقی عاشقانه بگذارید.
  29. نغمه ای را به او اهدا کنید.
  30. با هم به تماشای غروب آفتاب بنشینید.
  31. با هم به یک یازی بپردازید.
  32. به تماشای فیلمی بروید که او انتخاب کرده است.
  33. در مورد آینده با او صحبت کنید.
  34. اگر غمگین است کمکش کنید.
  35. با هم به مکانی بروید که خاطره ای زیبا ازآنجا دارید.
  36. آنچه را از او دوست دارید بیان کنید.
  37. او را به نقطه ای سرسبزو زیباببرید.
  38. اگر در طول روز به او فکر کرده اید,بگویید.
  39. برایش کتاب بخرید.
  40. درسی را با هم بیاموزید.
  41. برایش نامه بنویسید.
  42. با هم به موسیقی قدیمی مورد علاق تان گوش دهید.
  43. از او بپرسید چه چیزی را بیشتر دوست دارد.

 


-----» سایر مطالب مرتبط «-----

خانم ها باید بدانند که قرار نیست مادر همسرشان باشند! نباید مرتب به او یاد آوری کنند که، «غذایت را کامل بخور.»، «امروز بارانی است چتر فراموشت نشود.»، «لباس زمستانی بپوش تا سرما نخوری.»، یا حتی وقتی ماشین بنزین ندارد، بگویند «حواست باشد بنزین بزنی که در راه نمانی!» اینگونه جملات را برای خود ممنوع کنند چون نتیجه اش چیزی نخواهد بود جز اینکه زن در نقش مادر برای مرد قرار گیرد

 
سعید 24ساله و شادی29ساله است. آن ها دو سال است ازدواج کرده اند. هر دوی آنها روزی که به ازدواج فکر می کردند معتقد بودند اختلاف سنی معکوس در خوشبختی آن ها هیچ نقشی نخواهد داشت و سن تنها یک قانون شناسنامه ای است. پس از 7ماه اختلاف ها رنگ خودشان را نشان دادند و آن ها تصمیم به جدایی گرفتند. شادی معتقد بود که سعید هیچ کاری را بلد نیست صحیح انجام دهد.

از نظر او سعید یک کودک لجباز و گاهی بی تربیت است که فقط بر خواسته های خودش پا فشاری می کند. سعید هم معتقد بود شادی یک زن سخت گیر است و خودش را با ملکه ها اشتباهی گرفته است. او می گفت، شادی توقع دارد من همیشه به او احترام بگذارم و در تصمیم گیری ها با او مشورت کنم! سعید معتقد بود شادی به هیچ وجه استقلال او را به عنوان مرد زندگی نمی پذیرد و تنها نقش یک مرد را در زندگی؛ بیرون گذاشتن سطل زباله می داند! 

مردانی که پشتوانه می خواهند

افرادی که به ازدواج با زنی بزرگتر از خود اقدام می کنند را می توان در چند گروه بیان نمود، یک دسته مردانی هستند که اعتماد به نفس پایینی دارند و در زندگی نیازمند حمایت های اطرافیان به خصوص خانواده مثل پدر و مادر و در نهایت همسر هستند. اگر چه غرور مردانه آن ها اجازه نمی دهد تا به صورت مستقیم این نیاز خود را اظهار و آشکارا بیان نمایند و از اطرافیان کمک بخواهند؛ اما آن ها به صورت غیرمستقیم و از طرق مختلف حمایت فرد مقابل را جلب نموده و با چنین ازدواج هایی سعی می کنند همسرشان را با روش های غیرملموس برای ارائه کمک و پشتیبانی خود تشویق نمایند و نکته شایان توجه درباره آنها این است که معمولاً پس از ارائه خدمات همسر، دلخوری خود را به عناوین مختلف مبنی بر گرفتن استقلال و آزادی، ایجاد محدودیت و… به همسرشان ابراز می دارند.

مردانی که بخش بالغ خود را رشد نداده اند

 گروه دیگر، اغلب مردانی هستند که نتوانسته اند بخش والد و بالغ خود را رشد دهند و به خوبی از عهده مسئولیت های زندگی شان برنمی آیند. این مردان برای اداره امور شخصی شان نیازمند به کمک هستند؛ چرا که بدون کمک نمی توانند کارها را به ثمر برسانند و از مهارت های یک زندگی معمولی محروم خواهند ماند. آنان اغلب از کودک بی تدبیر و احساساتی و بی تأمل وجودشان استفاده می کنند و با شکست های پی در پی رو به رو می شوند، به همین دلیل عادت کرده اند تا برای مواجه نشدن بیشتر با نتایج نامطلوب همواره از شخصی کمک بگیرند و حمایتش را بطلبند که می توان گفت این شخص در دوران مجردی، مادر و در دوران تأهل، همسر آن هاست. 

مردانی که مادرانی قدرت طلب دارند

گروه دیگر، را مردانی تشکیل می دهند که مادرانی قدرت طلب دارند و همواره در زندگی آموخته اند که برای کلیه امور با نظر و تصمیم های او هماهنگ باشند و طبق میل و اراده مادرشان رفتار کنند. در نظر این مردان، خانم ها مدیریت اصلی خانه را بر عهده دارند و تصمیم گیرنده نهایی آنها هستند. بنابراین در گستره زیادی از زندگی شان اختیارات فراوانی را به همسرشان می سپارند. در زندگی این مردان زن سالاری عمیقی حاکم است! افرادی که در این دسته قرار می گیرند با چنین ازدواج هایی سعی می کنند همسرشان را با روش های غیرملموس برای ارائه کمک و پشتیبانی خود تشویق نمایند.

قدرت مدیریت را به مرد بدهید

در این گونه ازدواج ها باید به نکات زیر توجه کرد تا از بروز اختلاف و جدایی جلوگیری شود:
این نکته بسیار طبیعی است که وقتی زن از مرد بزرگتر باشد عمدتا قدرت مدیریت و کنترل بیشتری در زندگی خواهد داشت و با توجه به خصوصیات مردانه، مرد دوست دارد مدیر زندگی زناشویی شود. کسانی که ازدواج با فاصله سنی معکوس دارند باید مراقب این مسئله باشند تا برایشان درد سر ساز نشود! البته این موضوع شاید در چند سال اول زندگی روابط طرفین را به چالش نکشد اما به هر حال یکی از عواملی است که در مراجعات این گونه زوج ها به روانشناسان و مشاوران ازدواج دیده شده است. 

مردان خود ساخته، می توانند مرکز ثقل خانواده باشند

 نکته دیگر، میزان رشد و بلوغ دو طرف می باشد که شرط اصلی و اساسی در این نوع ازدواج هاست. اینگونه همسران؛ هر قدر فارغ از باید و نباید های رایج تصمیم¬گیری کنند، باید بپذیرند که به طور طبیعی بلوغ شخصیتی پسران دیرتر از دختران اتفاق می افتد.

اصولی ترین راهکاری را که باید مردان بدانند توجه آنان به همسرشان است. باید احترام میان زوجین همیشه باقی بماند. مردان سعی کنند هیچ گاه میان صحبت های همسرشان ندوند، چرا که خانم ها نیاز دارند با فردی -که معمولا آن فرد همسرشان است- صحبت کنند و او هم تمام حواسش به آنها باشد!

مگر در موارد استثنا و زمانی که پسری در شرایط خاصی رشد کرده باشد، به طوری که متکی به خود و خود ساخته باشد، به خانواده سرسپردگی و وابستگی مالی و فکری نداشته باشد، خوب فکر کند و عاقلانه تصمیم بگیرد. چنین فردی حتی اگر از همسرش کوچکتر باشد، باز می تواند زندگی را کنترل کند و مرکز ثقل یک خانواده باشد.

رضایت خانواده ها مهم است

 مسئله بسیار مهم دیگری که در این باره جای بررسی دارد؛ نظر خانواده های دو طرف در مورد این انتخاب است. آیا خانواده ها با این مسئله مشکلی ندارند؟ مخالفتی نکرده اند؟ مخالفت والدین در امر ازدواج فرزندان عمدتا نتایج خوبی به همراه ندارد چرا که این مخالفت تا بعد از ازدواج هم ادامه یافته و حتی موجبات تنش و اختلاف دایمی را ایجاد می کند. 

زن باید دغدغه حفظ شادابی و جوانی خود را داشته باشد

 مسائل جسمی هم در این باره باید مد نظر قرار بگیرد. به عنوان مثال دخترها به دلیل دوران بارداری و زایمان زودتر شکسته می شوند، بنابراین اغلب توصیه می شود که دختر چند سالی کوچکتر باشد تا تناسب در شرایط ظاهری در طول زندگی مشترک آنها حفظ شود. به هر حال زنی که از همسر خود بزرگتر است باید دغدغه بیشتری برای حفظ شادابی، جذابیت و جوانی خود داشته باشد. 

چه عواملی فاصله سنی را پر می‌کند

سن مناسب برای این نوع ازدواج به خودتان ظلم نکنید! سعی کنید مقطع سنی ای را که در آن تصمیم به ازدواج گرفته اید، درک کنید. قطعا اگر پسر هستید و در سن 21-22 سالگی به سر می برید و تصمیم دارید با دختری در سن 24-25 سال ازدواج کنید؛ در حال اقدامی پر چالش و خطر ناک هستید! 

دختر و پسر در این مقطع سنی بسیار لجوج و منفعت گرا هستند. پسران در این سنین هنوز در حال و هوای نوجوانی هستند اما درختران در سن 24-25 سالگی وارد سن بزرگسالی شده و بلوغ فکری و عقلی شان تکمیل شده است. درباره ازدواج های با فاصله سنی معکوس می توان این سنین را سنین بحران نامید. در حدود شصت درصد از مراجعان مرکز مشاوره، که در این سن تصمیم به ازدواج گرفته اند، در زمانی که مشغول کسب شناخت از یکدیگر بوده اند با اختلاف سلیقه ها و اختلاف رفتارها برخورد کرده اند و اکثرا با ناخوشایندی از فکر ازدواج با یکدیگر، صرفه نظر کرده اند. اما اگر همین تفاوت سنی 3 تا 4 سال در سال های بعد اتفاق بیفتد، مثلا دختر 29 ساله باشد و پسر 26 ساله این تناسب و هماهنگی بهتر انجام می شود و اختلافات زن و شوهر در شروع زندگی کمتر خواهد بود

 
زن باید ادبیات آمرانه خود را تصحیح کند

در مثال بالا، شادی باید به عنوان همسر بپذیرد که نقش ریاست زندگی با سعید است و می بایست احترام سعید را رعایت کند. او باید سعی کند تا از افعال امری در مقابل سعید استفاده نکند (چرا که سعید نسبت به این افعال امری به شدت منزجر شده بود) مثلا به جای اینکه بگوید «سعید سطل آشغال را ببر»؛ بگوید: «سعید جان می شه خواهش کنم امشب زحمت سطل آشغال را بکشی».
این جمله ها علاوه بر عاطفی بودن نوعی نرمی و خواهش در خود دارند که سعید در این شرایط بیشتر پذیرای آنهاست و مهم تر اینکه این جملات اصلا امری نیست! دیگر اینکه شاید باید رعایت کند؛ به تنهایی برای زندگی تصمیم نگیرد و به جای آن که حکم کند، بگوید: «به نظرت بهتر نیست که چنین کنیم؟»، یا بگوید «سعید تو برای تعطیلات آخر هفته چه صلاح می دانی؟»، البته ممکن است بیان این جملات برای شادی سخت باشد اما این ها دقیقا نکاتی هستند که به بهتر شدن رابطه آنها کمک می کند


توجه و محبت مرد به زن ضروری است

سعید باید به شادی به عنوان همسرش احترام بگذارد و او را «شادی جان» یا «عزیزم»صدا بزند. او به عنوان کوچکترین وظیفه در زندگی متاهلی شان هر روز غروب قبل از آنکه شادی بخواهد به او یادآوری کند، زباله ها را در خارج از منزل بگذارد. از دیگر کارهایی که سعید باید انجام دهد توجه و گوش دادن به صحبت های شادی است. مثلا او باید روزی پانزده دقیقه به صحبت های شادی گوش دهد و در هنگام صحبت کردن هیچ کار دیگری به جز نگاه کردن به صورت شادی انجام ندهد! این کار محاسن زیادی خواهد داشت و از آن جمله بر انگیخته شدن حس علاقه میان آن دوست. همچنین سعید متعهد شود در این مدت در برابر کارهایی که مربوط به زندگی آن هاست با شادی مشورت کند و با یک جمع بندی هر دویشان تصمیم نهایی را برای انجام امور مربوطه بگیرند.

مادر همسرتان نباشید

خانم ها باید بدانند که قرار نیست مادر همسرشان باشند! نباید مرتب به او یاد آوری کنند که، «غذایت را کامل بخور.»، «امروز بارانی است چتر فراموشت نشود.»، «لباس زمستانی بپوش تا سرما نخوری.»، یا حتی وقتی ماشین بنزین ندارد، بگویند «حواست باشد بنزین بزنی که در راه نمانی! اینگونه جملات را برای خود ممنوع کنند چون نتیجه اش چیزی نخواهد بود جز اینکه زن در نقش مادر برای مرد قرار گیرد و این مسئله بزرگترین ایراد ازدواج با تفاوت سنی معکوس است که باعث می شود مرد بعد از مدتی خلا یک هم فکر و همراه را در زندگی مشترک احساس کند و از زندگی دل بکند


صحبت همسرتان را قطع نکنید

اصولی ترین راهکاری را که باید مردان بدانند توجه آنان به همسرشان است. باید احترام میان زوجین همیشه باقی بماند. مردان سعی کنند هیچ گاه میان صحبت های همسرشان ندوند، چرا که خانم ها نیاز دارند با فردی -که معمولا آن فرد همسرشان است صحبت کنند و او هم تمام حواسش به آنها باشد! دیگر اینکه آقایان باید بدانند که روی حساسیت های خانم ها نباید مانور داد چرا که به برهم خوردن آرامش آنها خواهد انجامید.

 


-----» سایر مطالب مرتبط «-----

اگر شکاکیت همسرتان یک مشکل جدی روانی نباشد شما می‌توانید با کمی احساس همدلی و سازگاری با خواسته‌هایش، اعتمادسازی کنید. اگر درست رفتار کنید او به مرور تغییر خواهد کرد و یاد می‌گیرد بدون نگرانی به شما اعتماد کند.لجبازی نکنید. اگر می‌دانید پای تلفن بی‌صبر می‌شود تا آنجا که می‌توانید سریع پاسخگویش باشید.


دانستن این موضوع که می توانید به همسر خود اعتماد کنید، حس امنیت فوق العاده ای به شما خواهد داد، چرا که او در همه حال با شما صادق است. از طرف دیگر چنانچه در ترس دائمی از دروغ گفتن همسرتان زندگی کنید، هرگز نخواهید توانست که در زندگی خود بیاسایید.

 شک و تردید یک صدای مبهم و آزاردهنده از انتهای ذهن ماست که دائماً برای ما استدلال می آورد که «تو نمی توانی موفق

شوی»، «این انتخاب خوبی نیست»، «شاید این انتخاب، بهترین نباشد» و ...


شک، در لغت به معنای احساس عدم قطعیت و یا فقدان عقیده محکم، تعریف می شود. شک و تردید، شبیه به قدم زدن و گام برداشتن در تاریکی است، زمانیکه شما نمی توانید جلوی پای خود را ببینید، اطمینان ندارید که گام بعدی که برمی دارید درست است یا خیر؟ و در اینجاست که تردیدها شکل می گیرد.


آیا به همسرتان شک دارید؟


خیانت در ازدواج ابن روزها بسیار زیاد است اما به این معنی نیست که هر زن یا مردی به همسرش خیانت خواهد کرد. این مساله بسیار حساس است و باید با دقت مورد بررسی قرار بگیرد. فقط به این دلیل که همسرتان شب‌ها دیر به خانه می‌آید و یا زیاد بیرون می‌رود ثابت نمی‌کند که او خائن است. پس تا وقتی همه چیز برای تان ثابت نشده است نتیجه دلخواهتان را نگیرید. بنشینید و درست فکر کنید. چه چیزی باعث شده فکر کنید همسرتان خیانت می‌کند؟ همسرتان دیر به خانه می‌آید؟ آیا این دیر آمدن نمی‌تواند به دلایل و انگیزه‌های مثبت دیگری باشد؟ اگر همه جوانب را درست بررسی کنید شاید به این نتیجه برسید که او در رفتارش هیچ خطایی نکرده است. اما اگر بازهم متقاعد نشدید باید به دنبال شواهد بیشتری باشید تا سوء ظن‌تان را اثبات کنید.



اگر همسرتان با یک زن حرف می‌زند به این معنی نیست که آن زن در زندگی شما وارد شده است. شاید او همکار همسرتان باشد و برای یک مورد کاری به او زنگ زده باشد. معمولاً کسی که شکاک است از همین مثال ساده یک بلوا درست می‌کند. حتی اگر شاهد مکالمه کاری آنها باشد همسرش را تهدید می‌کند که اصلاً چه لزومی دارد آن زن شماره تو را داشته باشد و یا مشکلش را با تو مطرح کند. برای هر رفتار به نظر مشکوکی ممکن است دلایل غیر مشکوک زیادی وجود داشته باشد. ذهنتان را باز بگذارید و هرجا که سوء تفاهمی برایتان پیش آمد به راحتی از همسرتان توضیح بخواهید.



اشتباه است که درباره سوء ظن‌هایتان با دیگران صحبت کنید. این موضوع را برای خودتان نگه دارید. مشکلات زناشویی باید بین خودتان باقی بمانند و نفر سوم تا آنجا که ممکن است باید از این مشکلات و اختلافات بی‌خبر باشد.گر شما نیاز به مشورت دارید باید از یک فرد مطمئن و یک متخصص کمک بگیرید. اگر از یک مشاور خانواده کمک گرفتید و او در رفتار همسرتان هیچ نوع نشانه‌ای از خیانت پیدا نکرد باید این مساله را یک مشکل ذهنی در خودتان ببینید و برای درمان از روانشناس و رفتاردرمانگر کمک بگیرید.

شکاکیت ویرانگر رابطه عاطفی و جنسی شما است و شما را به پایان رابطه نزدیک می‌کند. اگر درمان نشود نتیجه‌ای جز طلاق ندارد. احساس ناامنی اگر از بین نرود ممکن است درفرد وسوسه خودکشی را تشدید کند. پس اگر شما یا همسرتان دچار این بیماری هستید پیش از این که دیر شود باید به دنبال درمان باشید.


از کجا بفهمیم چه کسی صداقت دارد؟

دروغ به عاملی روانی گفته می شود که فردی را وادار به بیان مطالبی خلاف واقعیت ها می کند. آدم دروغگو در اصل بیماری است که به دلیل مشکلات تربیتی، به ویژه در حریم خانواده خویش در آغاز رشد و سنین کودکی بدین حالت گرفتار شده است.

انسان ها ذاتا «دروغگو به دنیا نمی آیند، بلکه عوامل محیطی است که سرانجام، آدمیزاد را به موجودی صادق یا دروغگو تبدیل می کنند، اینکه افراد دروغگو به چند دسته تقسیم می شوند و چگونه می توان به نشانگان دروغ در آنها پی برد، بحث جالب وجذابی است.


گاهی انسان ها اتفاقی و از سر ناچاری دروغ می گویند و معمولا چنین دروغگویانی هنگام بیان مطالب غیرواقع، دستپاچه شده و نشانه های فیزیکی آشکاری را بروز می دهند.


مواقعی هست که آدمیزاد، بنا بر عادت های نادرست دروغ می گوید و هر چند چنین افرادی از سر عادت و روزمرگی دروغ می گویند، با بررسی تناقض کلامی آنان، به راحتی می شود به دروغ شان پی برد.


زمان هایی هست که برخی افراد، از روی تعمد و سوابق دروغ به گونه ای ماهرانه و حرفه ای دروغ می گویند. این افراد به دلیل تکرار دروغ، در اصل مهارت شبیه سازی حق و باطل یا به عبارتی ترکیب واقعیت های غیرمرتبط با باطل مدنظر خویش را پیدا می کنند.

دروغگویان حرفه ای و باسایقه، نهایت تلاش خویش را می کنند تا باکمترین نشانه های فیزیکی، بیان غیرواقعی خویش را مطرح کنند؛ بنابراین، چنین دروغگویانی در نگاه اول، خونسرد به نظر آمده و با اعتماد به نفس خاصی، مطالب دروغ خویش را بیان می کنند.

هرچند دروغگویان حرفه ای و باسابقه، تلاش می کنند، هنگام طرح مطالب غیرواقعی خود را خونسرد نشان دهند، ولی با تداوم رفتارهای اجتماعی متفاوت از طرف آنها و دقت در حرکات ماهیچه ای صورت آنها و خنده های تقلبی شان، به راحتی قابل

تشخیص برای کار شناسان و افراد آگاه در حوزه روا شناسی خواهند بود.


در میان تیپ های گوناگون دروغگو، دروغگویان حرفه ای، بیشترین لطمات را بر محیط اجتماعی وارد آورده و به دلیل خصلت تعمد در بیان ماهرانه مطالب غیر واقع، صدمات جبران ناپذیری بر اجتماع وارد می کنند.



آیا همسرتان به شما شک دارد؟ چه کمکی می‌توانید به خودتان و او بکنید؟



چه چیزی باعث می‌شود که همسرتان به شما شک کند؟ آیا شما می‌توانید این شکاکیت را از بین ببرید؟


دلایل زیادی وجود دارند که باعث می‌شوند شریک زندگی تان به شما شک کند. احساس عدم امنیت، بدبینی، سوءتفاهم، حسادت و بی‌اعتمادی انگیزه‌های همسرتان را برای سوءظن بیشتر می‌کنند. زندگی ترسناکی است اگر هر روز احساس کنید یک نفر شما را زیر نظر دارد، به هر کاری که می‌کنید حساس است و اجازه نمی‌دهد هرجایی بروید. شما حق دارید از همسرتان عصبانی شوید که شماره‌های تماس، پیامک‌ها و ایمیل‌هایتان را بدون اجازه شما کنترل کند بدون اینکه هرگز در طول رابطه زناشویی تان خطایی از شما سر زده باشد. دفاع از خودتان در برابر این سو ظن و پافشاری برای اینکه ثابت کنید کاری نکرده‌اید بی‌فایده است. همسرتان باید بفهمد که اشتباه می‌کند و از شما بخواهد تا کمکش کنید از شکاکیت رها شود.



چگونه رفتار کنید؟

کار آسانی نیست که به همسرتان بفهمانید او بیش از اندازه شکاک است به ویژه اگر شما تازه ازدواج کرده باشید. بعضی از واکنش‌های خاص مثل داد و بیداد و قهر کردن در برابر پرسش‌های همسرتان مثل اینکه «کجا بودی؟ با کی بودی؟ چرا تلفنت رو جواب ندادی؟ چرا این عطر خاص رو استفاده کردی؟» بسیار ناشیانه و بی‌فایده هستند. پس اگر احساس می‌کنید همسرتان شکاک است باید به دنبال راهکارهای مفیدتری باشید:



مشکل از شما نیست 

پیش از هر واکنشی مطمئن شوید همسرتان تا چه اندازه شکاک است. او ممکن است تمام روز مشغول کنترل کردن شما باشد. ایمیل‌هایتان را چک کند و با نام کاربری شما در اینترنت فعالیت کند تا از روابط شما سر دربیاورد. اما این مشکل شما نیست و فقط بخاطر بی‌اعتمادی همسرتان است. واکنش‌های آنی و دفاع از خودتان کمکی به وضعیتی که در آن هستید نمی‌کند. شما حق دارید ناراحت باشید اما حتی یک لحظه فکر نکنید شما غیرطبیعی هستید و راه و رسم برقراری یک رابطه عاطفی زناشویی را نمی‌دانید. این نکته را به راحتی می‌توانید بفهمید؛ آیا شما هم مثل همسرتان بدبین و شکاک هستید و علاقه‌ای به دخالت در امور شخصی همسرتان دارید؟




تحت تأثیر قرار نگیرید 

زندگی با کسی که دوستش دارید اما او به شما اعتماد ندارد دشوار است اما شما نباید اجازه بدهید رفتار اشتباه او زندگی تان را برهم بزند، روزتان را خراب کند و غمگینتان کند. 



نیازی نیست از خودتان دفاع کنید


می‌توانید تمام روز را با همسرتان به بحث درباره اینکه چه کسی را و کجا و در چه ساعتی دیده‌اید و یا اینکه مغازه دار به شما چه گفته است و چه پوشیده‌اید تلف کنید و یا فقط شنونده ترس‌ها و بی‌اعتمادی‌های همسرتان باشید.

شنونده باشید 

به جای انتقاد یا واکنش‌های تند کمی به حرف‌ها و نگرانی‌های همسرتان گوش بدهید. او از چه رفتار شما احساس نگرانی می‌کند؟ همین که او بتواند به شما اعتماد کند تا از ترس‌ها و نگرانی‌هایش بگوید قدم مهمی برای بهبود احساس بی‌اعتمادی اش برداشته است. او می‌گوید: «نپوش، نرو، نیا، نگاه نکن» و وقتی شما پاسخ می‌دهید «به تو ربطی نداره» همه چیز در یک تنش تمام می‌شود. اما اگر بپرسید «چرا؟ از چی می‌ترسی؟ چی شد که این ترس‌ها به سراغت اومد؟ برام توضیح بده چه اتفاقی می‌افته اگه من با یه غریبه تلفنی حرف بزنم؟» همسرتان شروع به واکاوی احساساتش می‌کند و شما خوب می‌دانید که همه ما نیاز به یک شنونده بی‌طرف داریم!



روی رفتارتان کار کنید 

بهانه به دست همسرتان ندهید. بعضی از رفتارهای شما ممکن است به نظر همسرتان شک‌برانگیز باشند. اگر عادت دارید در جایی خلوت با تلفن حرف بزنید یا دیر به خانه بیایید آنها را کنار بگذارید.



با هم صحبت کنید

اگر از تلاش برای ایجاد اعتماد در همسرتان خسته شدید باید با همسرتان درباره احساساتتان حرف بزنید. به او بفهمانید که رفتارش چه احساس ناراحت‌کننده‌ای در شما ایجاد می‌کند. 

با این حال اگر بعد از تمام تلاش‌های شما برای اعتماد سازی در همسرتان ناکام ماند هنوز یک فرصت مهم دیگر دارید. این تنها راه باقی مانده کمک از متخصصان است. یک مشاور یا روان درمانگر نه تنها می‌تواند علت شکاکیت در همسرتان را تشخیص بدهد بلکه می‌تواند راهکارهایی را برای رابطه و مشکل خاص شما پیشنهاد بدهد.گاهی رفتارهای حسادت‌آمیز همسرتان صرفا بخاطر احساس ناامنی نیست بلکه ممکن است همسرتان شخصیت ناسازگاری داشته باشد و تربیت غلط ذهنیت او را نسبت به روابط تخریب کرده باشد و این مساله‌ای نیست که شما خودتان بدون کمک از یک متخصص آن را حل کنید.

 


-----» سایر مطالب مرتبط «-----

چرایی و درمان

اضطراب یک عادت ذهنی نگران کننده است که؛ با توجه به نحوه زندگی بوجود می آید. عوامل مختلفی در اختلالات اضطرابی خانواده ها نقش دارد که از جمله شرایط بهداشت روانی ,عوامل زیستی و روانی است.

ارتباط جنسی لزوما فرآیند لذت بخشی است. اما وقتی یکی از زوجین ،در این مورد دچار استرس شود ،دیگر برایش جذابیتی نخواهد داشت. زمانیکه همواره به این می اندیشد که آیا شوهرم یا زنم از کارکرد جنسی من راضی است و برایش خوش آیند است؟ ایا من اضافه وزن دارم؟ آنقدر به این مسائل فکر می کنید که رابطه جنسی نمی تواند برای شما لذت بخش باشد.رابطه‌ جنسی چیزی فرا‌تر از واکنش جسمی است. تحریک جنسی به احساسات شما هم وابسته است. وقتی ذهنتان درگیر باشد و استرس داشته باشید، بدنتان هم نمی‌تواند پاسخ مناسب دهد.

اگر مدتی از ازدواجتان گذشته و هنوز مشکلاتی در این زمینه دارید، باید بدانید چه چیزهایی موجب «اضطراب جنسی» می‌شوند و چه راهکارهایی برای رفع آن‌ها وجود دارد.


این نوشتار برای بازگرداندن آرامش جنسیتان به شما کمک خواهد کرد.


نگرانی مداوم از ظاهر یا توانایی جنسیتان، رابطه‌ جنسی را برایتان پراسترس می‌کند. حتی ممکن است باعث شود نخواهید رابطه‌جنسی برقرار کنید. اگر تاکنون از کسی درباره این اضطراب جنسی سوالی نکرده‌اید، اکنون امکان آن را دارید که در مورد آن بیشتر بدانید.


علل اضطراب جنسی


نگرانی‌های مختلف و زیادی می‌توانند موجب اضطراب عملکرد جنسی شود، مثل:


• ترس از اینکه عملکرد خوبی نداشته باشید و نتوانید همسرتان را از نظر جنسی راضی کنید.


• تصویر بدنی ضعیف، مثلا نگرانی از وزن


• مشکل در رابطه‌تان


• نگرانی مردان از کوچک بودن آلت جنسی


• نگرانی مردان درمورد انزال زودهنگام یا دیرهنگام


• اضطراب زنان از نرسیدن به اوج احساس یا لذت نبردن از تجربه جنسی


همه این اضطراب‌ها بدن شما را وارد واکنشی به نام «جنگ یا گریز» می‌کند. در یکسری واکنش‌هایی که اصولاً برای آماده ساختن بدن برای فرار دربرابر تهدید طراحی شده است، هورمون‌های استرس مثل اپی‌نفرین و نوراپی‌نفرین ترشح می‌شوند. البته، همسر شما تهدید به حساب نمی‌آید و به همین دلیل است که این واکنش برای صمیمت شما بسیار بد است.


نشانه‌های اضطراب جنسی


وضعیت ذهنی شما تاثیر شگرفی بر توانایی تحریک جنسی شما دارد. حتی اگر با کسی باشید که از نظر جنسی بسیار برایتان جذاب باشد هم، نگرانی از اینکه بتوانید او را راضی کنید، ممکن است باعث شود انجام آن برایتان غیرممکن شود.


در مردان، یکی از تاثیرات هورمون‌های استرس، انقباض یا جمع شدن رگ‌های خونی است. گردش خون کمتر در آلت تناسلی، تحریک جنسی یا نعوظ را برای آن‌ها دشوار‌تر می‌سازد. حتی مردانی که معمولاً برای تحریک شدن مشکل ندارند، وقتی دچار اضطراب در عملکرد جنسی می‌شوند، قادر به انجام آن نخواهند بود.


اضطراب در عملکرد جنسی خانم‌ها مثل آقایان قابل تشخیص نیست اما می‌تواند بر تحریک‌پذیری آن‌ها نیز اثر داشته باشد. اضطراب باعث می‌شود خانم‌ها نتوانند برای انجام رابطه‌ جنسی به اندازه کافی ترشحات واژنی داشته باشند. اضطراب ممکن است هم خانم‌ها و هم آقایان را از فکر داشتن رابطه‌ جنسی دور کند. وقتی روی این متمرکز باشید که می‌توانید خوب عمل کنید یا نه، نمی‌توانید بر آنچه واقعاً انجام می‌دهید تمرکز کنید. حتی اگر بتوانید تحریک شوید، مضطرب‌تر از آن هستید که بتوانید به اوج لذت برسید. بنابراین، اضطراب جنسی به یک چرخه دائمی منجر می‌شود. آنقدر درمورد رابطه‌ جنسی مضطرب می‌شوید که نمی‌توانید عملی داشته باشید و این به اضطراب بیشتر در این زمینه منجر می‌شود.


غلبه بر اضطراب جنسی


اگر دچار اضطراب جنسی هستید، حتماً به پزشک مراجعه کنید؛ به کسی که با او احساس راحتی کنید و بتوانید درمورد زندگی‌جنسیتان آزادانه با او حرف بزنید. دکتر می‌تواند شما را معاینه کرده و آزمایشاتی برای اطمینان از وضعیت سلامتی شما یا داروهایی که ممکن است در عملکرد جنسیتان ایجاد مشکل کرده باشد، برایتان انجام دهد. پزشک درمورد سابقه جنسیتان سوال می‌کند تا بفهمد چطور دچار اضطراب جنسی شده‌اید و چه افکاری در زندگی جنسی شما ایجاد مشکل کرده است. دارو و سایر درمان‌ها می‌تواند برای درمان اختلالات نعوظ و سایر مشکلات جنسی که به علل جسمی مربوط است، موثر باشد.

 

اگر مشکل جسمی نباشد، پزشک یکی از رویکردهای زیر را به شما توصیه خواهد کرد:


صحبت با مشاور روان‌شناس: از یک مشاور که در درمان مشکلات جنسی تجربه داشته باشد وقت بگیرید. درمان روان‌شناسی کمکتان می‌کند با جنسیت خود راحتی بیشتری پیدا کنید و مسائلی که موجب اضطراب جنسی در شما شده است را درک کنید. مثلاً مردانی که نگران انزال زودرس هستند می‌توانند از تکنیک‌هایی برای به دست آوردن کنترل بیشتر روی انزال خود استفاده کنند.


راحت بودن با همسرتان: حرف زدن با همسرتان درمورد اضطراب جنسی، خود می‌تواند به کم کردن بخشی از نگرانی‌هایتان کمک کند. سعی کنید با هم به یک راه‌حل برسید و این شما را به هم نزدیک‌تر کرده و رابطه‌جنسیتان را تقویت خواهد کرد.


نزدیک شدن از طرق دیگر: راه‌های زیادی برای نزدیک شدن به هم، بدون رابطه‌ جنسی وجود دارد. همسرتان را ماساژ بدهید یا با هم حمام کنید.


ورزش کردن: ورزش نه تنها باعث می‌شود حس بهتری نسبت به بدنتان پیدا کنید، استقامت شما در عمل جنسی را هم بالا می‌برد.


پرت کردن حواستان: سعی کنید وقتی می‌خواهید با همسرتان رابطه‌ جنسی داشته باشید، یک موسیقی رمانتیک یا فیلم عاشقانه بگذارید. به چیزی که تحریکتان می‌کند فکر کنید. پرت کردن حواستان از عملکرد جنسی‌ نگرانی‌هایتان را از بین برده و باعث می‌شود استرس کمتری داشته باشید.


آخر اینکه، به خودتان راحت بگیرید: خودتان را برای ظاهرتان یا توانایی‌ جنسیتان اذیت نکنید. برای غلبه بر اضطراب جنسی از مشاوران آگاه کمک بگیرید تا بتوانید دوباره به یک زندگی جنسی سالم برگردید و از آن لذت ببرید.

 


-----» سایر مطالب مرتبط «-----