دکتر علیرضا متحدی

وکیل پایه یک دادگستری (قبول دعاوی حقوقی، کیفری، ملکی، و خانواده)

وکیل پایه یک دادگستری (قبول دعاوی حقوقی، کیفری، ملکی، و خانواده)

در این سایت اطلاعات حقوقی که دارای جذابیت، و عمدتاً مورد نیاز مردم است منتشر می‌شود. باشد که مورد رضایت و استفاده عزیزان قرار گیرد. در هر موضوع ضمن توضیح مختصر، یک نمونه رأی دادگاه از پرونده‌های واقعی ارائه شده است. (جهت دریافت تصویرها با کیفیت اصلی، روی آن کلیک نمایید)
همچنین تلاش می‌شود در حد امکان سوالات مطرح شده را پاسخگو باشیم. می‌توانید سوالات خود را در پیام‌رسان‌های ایتا، بله، واتساپ، یا تلگرام مطرح فرمایید. در اولین فرصت و در حد مقدورات پاسخ کافی ارائه خواهد شد.
راه‌های ارتباطی را در منوی «تماس با ما» جستجو نمایید.

شبکه های اجتماعی

۷۱ مطلب با موضوع «روانشناسی» ثبت شده است


مفهوم اختلال روانی مثل بسیاری از مفاهیم در طب و علوم دیگر فاقد تعریف عملی ثابتی که پوشاننده همه موفقیتها باشد بوده است. قابل قبولترین تعریف اختلالهای روانی را به صورت زیر توصیف می کند؛ هر یک از اختلالات روانی به صورت یک سندرم یا الگوی رفتاری یا روانشناختی مهم بالینی تصور شده است که در یک فرد روی می‌دهد و با ناراحتی (یک علامت دردناک) یا ناتوانی (تخریب در یک یا چند زمینه مهم عملکرد) یا با افزایش قابل ملاحظه خطر مرگ ، درد ، ناراحتی و ناتوانی یا فقدان مهم آزادی ، همراه است.


به علاوه این سندرم یا الگو نباید صرفا یک پاسخ قابل انتظار و تایید شده فرهنگی در مقابل رویدادی خاص مثلا مرگ یک شخص مورد علاقه باشد. علت اصلی هر چه باشد فعلا باید آن را تظاهر یک اختلال کارکردی زیست شناختی رفتاری یا روانشناسی در فرد تلقی نمود.

نگاه اجمالی

از آنجا که اختلال روانی غالبا غیر عادی ، عجیب یا آزار دهنده است، نگاهها را به خود جلب می‌کند. واکنشهای متفاوتی در مقابل بروز آن ممکن است دیده شود. این واکنش می‌تواند به صورت خشم ، تنفر و اکراه ، ترس و سردرگمی همراه باشد. تمایل به درمان خواه وجود داشته باشد یا نداشته باشد بعد آزار دهندگی این اختلالات برای خود فرد و یا اطرفیان او وجود دارد. برخی از اختلالات به راحتی در زندگی شغلی و اجتماعی خود تاثیر گذاشته و عمدتا عملکرد او را مختل می‌سازند.

تاریخچه اختلالات روانی

آدمی همواره در مورد سلامت جسم ، روابط اجتماعی و جایگاه خود در این عالم نگران بوده است و در این زمینه‌ها سوالات بسیاری مطرح کرده و پیرامون آنها نظریاتی ابراز داشته است. بعضی از این نظریات تقریبا جهان شمول به نظر می‌رسند و در بسیاری از مناطق دنیا و اکثر دوره‌های تاریخی دیده می‌شوند. طبق نظریه‌هایی کهن که امروزه هم به چشم می‌خورد، اختلال روانی نتیجه عملکرد نیروهای ماوراء طبیعی و جادوئی مثل ارواح شرور و شیطان است. در جوامعی که این نظریه را باور داشتند، درمان به صورت جن گیری انجام می‌شد.

در تاریخ اختلالات روانی این عقیده نیز رواج داشته که آنها را ناشی اختلال کارکرد بدن می‌دانستند. در یونان باستان به درمان این اختلالات در معبد الهه سلامت می‌پرداختند. بقراط اهمیت مغز را در تبیین این اختلالات دریافت و درمان مبتنی بر استراحت ، استحمام و رژیم غذایی را توسعه بخشید. حرکت به سوی توجیهات منطقی در تبین رفتار را سقراط ، افلاطون و ارسطو تقویت کردند.

افلاطون رفتار پریشان را برخاسته از تعارضات درونی بین هیجان و عقل به شمار می‌آورد. برخورد به مبتلایان به این اختلالات خط سیری از برخورد غیر انسانی تا برخوردهای انسانی‌تر را شامل می‌شود. جنبش معطوف به درمان انسانی‌تر با این بیماران با کارهای فیلیپ پنیل آغاز شد. بتدریج تغییرات اصلاحیتر بیشتری آغاز و ادامه یافت و تحقیقات علمی در سبب شناسی ، طبقه بندی و درمان اختلالات انجام گرفت.

طبقه بندی اختلالات روانی

DSM IV راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی ، این اختلالات به شرح زیر طبقه بندی می‌کند:

  • عقب ماندگی ذهنی
  • اختلالات یادگیری (اختلال خواندن ، اختلال در ریاضیات ، اختلال در بیان کتبی)
  • اختلالات نافذ مربوط به رشد (اختلال اوتیستیک ، اختلال رت ، اختلال آسپرگر)
  • اختلالات کمبود توجه
  • اختلالات تغذیه‌ای و خوردن شیرخوارگی واوان کودکی (هرزه خواری ، اختلال نشخوار)
  • اختلالات تیک (تیک توره ، تیک حرکتی یا صوتی مزمن ، تیک گداز)
  • اختلالات ارتباطی (اختلال زبان بیانی ، اختلال زبان دریافتی بیان مختلط ، لکنت زبان)
  • اختلالات دفعی (بی‌اختیاری ادراری ، بی‌اختیاری مدفوع)
  • سایر اختلالات دوران شیرخوارگی ، کودکی و نوجوانی (اختلال اضطراب جدایی ‌، گنگی انتخابی ، اختلال دلبستگی واکنشی ، اختلال حرکتی کلیشه‌ای)
  • اختلالات نسیانی ، دلیریوم و دمانس
  • اختلالات مربوط به مصرف مواد
  • اسکیزوفرنی و سایر اختلالات سایکوتیک
  • اختلالات خلقی (افسردگی اساسی ، اختلالات دو قطبی و ...)
  • اختلالات اضطرابی (اختلال هراس ، جمع هراسی ، اختلال وسواسی ، جبری ، اختلال استرس پس از سانحه و ...)
  • اختلالات شبه جسمی (اختلال جسمانی کردن ، اختلال تبدیلی ، خود بیمار انگاری ، اختلال بدریختی بدن)
  • اختلالات ساختگی
  • اختلالات تجزیه‌ای (فراوموشی تجزیه ای ، گریز تجزیه‌ای ، اختلال شخصیت چند گانه و اختلال مسخ شخصیت)
  • اختلالات هویت جنسی و جنسیتی
  • اختلالات خواب
  • اختلالات کنترل تکانه (اختلال انفجار دوره‌ای ، جنون دزدی ، جنون آتش افروزی ، قمار بازی بیمار گونه و وسواس کندن مو)
  • اختلال انطباقی
  • اختلالات شخصیتی (پارانوئید ، اسکیزوئید ، اسکیزوتایپی ، ضداجتماعی ، مرزی ، نمایشی ، خودشیفته ، دوری گزین ، وابسته و اختلال شخصیت وسواسی و جبری)

سبب شناسی اختلالات روانی

در بررسی علل مربوط به بروز اختلالات روانی از دیدگاههای مختلف به این مساله پرداخته شده است.

دیدگاه زیست شناختی

این دیگاه آشفتگیهای بدنی را علت اختلال روانی می‌داند. بی‌نظمی در ژنها ممکن است سبب ساز بعضی رفتارهای غیر انطباقی باشد. دیگر تعیین کننده زیست شناختی رفتار ، مغز و دستگاه عصبی است. آشفتگی در بخشهای معینی از مغز می‌تواند اختلالات روانی را موجب شود. دستگاه غدد و عملکرد آنها نیز می‌تواند در بروز این دسته از اختلالات سهیم باشد.

دیدگاه روانکاوی

این دیدگاه که افکار و هیجانات را علل مهم رفتار می‌دانند، در سبب شناسی اختلالات روانی به شناسایی افکار و هیجانات ناآشکار که مسبب اساسی اختلالات هستند، تاکید می‌کند. از این دیدگاه پنج سال اول زندگی از لحاظ رشد سالم شخصیت یا بروز اختلالات حائز اهمیت است.

دیدگاه یادگیری

این دیدگاه که بر اهمیت یادگیری تاکید دارد معتقد است اختلالات روانی با پیوندهای یادگیری قابل توضیح هستند. در این دیدگاه سرمشق گیری ، تقویت کننده‌های مثبت و منفی و شرطی سازیها در بروز رفتارهای غیر عادی مورد استفاده قرار می‌گیرند.

دیدگاه شناختی

تمرکز دیدگاه شناختی بر شناخت فرد از محیط پیرامون خود متکی است. از این دیدگاه ناتوانی فرد در تشکیل شناختها و طرحواره‌های مناسب از ارتباط خود با محیط مشکلاتی را برای او بوجود می‌آورد. از دیگر دیدگاههای رایج دیدگاههای انسان گرایی ، هستی گرایی و دیدگاه اجتماعی است. درمان این دسته از اختلالات به دو شیوه کلی دارو درمانی و روان درمانی تقسیم بندی می‌شود. دارو درمانی توسط روانپزشک و روان درمانی توسط روانشناس صورت می‌گیرد. دیدگاه روان شناس در سبب شناسی اختلالات روانی رویکرد درمانی او را تعیین خواهد کرد. با اینحال امروزه بندرت یک روان شناس خود را مقید به یک دیدگاه خاص می‌کند و معمولا از ترکیبی از این دیدگاهها کاربرد دارند.

مطالب مرتبط:

اضطراب در روابط زناشویی

افسردگی فصلی

ابراز وجود و تفکر مثبت

اختلالات یادگیری

مبارزه با استرس

مشکلات دوره نوجوانی

تاریخچه رفتار درمانی

اگر بخواهیم تاریخچه رفتار درمانی را از لحاظ تاکیدی که بر رفتار و اصلاح آن می‌گذارد، بررسی کنیم، می‌توان گفت که این شیوه درمان به قدمت پیدایش تمدن است و اولین تلاشهایی که انسانها برای هدایت افراد همنوع خود و بهبود رفتار آنان انجام داده‌اند، نقطه آغازین آن است. اما به لحاظ علمی می‌توان گفت که رفتار درمانی به دنبال مکتب روانشناسی رفتارگرا بوجود آمده است و در واقع اصول و قوانین این مکتب روان شناسی کاربرد درمانی دارد.

بر این اساس در تاریخچه رفتار درمانی دو دیدگاه عمده شرطی کردن فعال و شرطی کلاسیک پایه و اساس رفتار درمانی است. دیدگاه کلاسیک بیشتر بر یادگیریهای عاطفی تاکید دارد و کاربرد آن در روان درمانی اصطلاحا رفتار درمانی نامیده می‌شود. افرادی چون ولپه ، گلدشتاین ، لازاروس و سالتر از جمله کسانی هستند که در درمان بیشتر از اصول شرطی کردن کلاسیک استفاده کرده‌اند. از سوی دیگر کاربرد شرطی کردن فعال در روان درمانی را تغییر رفتار می‌نامند که افرادی نظیر بندورا ، لیندزلی و رابرت میگر از جمله کسانی هستند که از اصول شرطی کردن فعال برای تغییر رفتار استفاده کرده‌اند.

علاوه بر این دو دیدگاه نظریه یادگیری اجتماعی و یا یادگیریهای مبتنی بر مشاهده ، بخش مهم دیگری را در سابقه رفتار درمانی اشغال می‌کند. در این دیدگاه تقلید یا الگوسازی بخش عمده‌ای از رشد و تکوین شخصیت است و تعدادی از تکنیکهای رفتار درمانی بر اصول این نوع یادگیری استوارند. از سوی دیگر چون رفتار درمانی کاربرد نظریات روان شناسی یادگیری است، در درمان علاوه بر سه رشته فکری فوق از دیگر نظریات متعدد یادگیری نظیر تئوری هال ، تولمن و ... نیز در درمان تاثیر پذیرفته است.

مفاهیم بنیادی نظریه رفتار درمانی

شخصیت

رفتار درمانگران توجه چندانی به ارائه نظریه‌ای در زمینه شخصیت نداشته‌اند. آنان در درجه اول این فرض را پذیرفته‌اند که اکثر رفتارهای انسان آموخته شده است و بنابراین می‌توان با استفاده از اصول یادگیری ، رفتارها را تعدیل کرد یا کلا تغییر داد.

ماهیت انسان

در نظر رفتارگرایان و رفتار درمانگران ، انسان ذاتا نه خوب است و نه بد، بلکه یک ارگانیزم تجزیه گراست که استعداد بالقوه‌ای برای همه نوع رفتار دارد.

مفهوم اضطراب و بیماری روانی

رفتار درمانگران ، اضطراب را واکنشی می‌دانند که بر اساس قوانین یادگیری قابل توجیه است. در دیدگاه آنها بسیاری از حالات غیر عادی روانی ، پاسخهای شرطی هستند که به نحوی تقویت می‌شوند و ادامه می‌یابند.

هدف و انتظار از رفتار درمانی

رفتار درمانی کاربرد اصول تجربی یادگیری برای تغییر رفتار ناسازگار و نامطلوب است. از این رو رفتار درمانگران دقیقا با این مساله مواجهند که مراجع چگونه فرا گرفته است، یا فرا می‌گیرد؟ چه عواملی یادگیری او را تقویت می‌کنند و تداوم می‌بخشند؟ و چگونه می‌توان فرایند یادگیری او را تغییر داد، تا چیزهای بهتری را جایگزین رفتارهای نامطلوب خویش کند؟ هدف اصلی درمان آن است که ارتباطهای نامطلوب میان محرک و پاسخ به نحو مطلوبی تغییر یابند. انتظار از رفتار درمانی ، در واقع تغییر رفتار نامطلوب است.

مراحل رفتار درمانی

در شیوه‌های رفتاردرمانی مراحل مشخصی طی می‌شود:

  1. شناسایی رفتاری که باید دگرگون شود.
  2. بررسی و شناسایی شرائطی که رفتار را موجب شده‌اند.
  3. شناخت عواملی که به نوعی موجبات ابقا و ادامه رفتار را فراهم می‌آورند.
  4. تهیه و ارائه برنامه‌هایی به منظور دگرگون سازی و نیز یادگیری رفتارهای جدید.

تکنیکهای رفتار درمانی

تکنیکهایی که روان درمانگر در فرایند رفتار درمانی از آنها استفاده می‌کند، عمدتا بر اصول و قوانین نظریات شرطی فعال و کلاسیک و یادگیریهای اجتماعی مبتنی هستند و در مواردی ممکن است از اصول نظریات یادگیری دیگر نیز استفاده شود. اهم تکنیکهای رفتار درمانی به قرار زیر است:

شرطی کردن : در این تکنیک رفتار درمانگر به تقویت رفتارهای مطلوب می‌پردازد.

خاموش کردن یا حذف رفتار : عبارت است از تضعیف تدریجی و یا حذف یک رفتار که از راه عدم تقویت آن صورت می‌گیرد.

آموزش شیوه متوقف کردن فکر : در این تکنیک به مراجع آموزش داده می‌شود، با استفاده از یک محرک قوی ، مثل داد زدن « متوقف کن » ، افکار اضطراب زا و مزاحم خود را متوقف کند.

آموزش اظهار وجود : آموزش اظهار وجود تکنیکی است که برای رفع اضطرابهای حادث از روابط اجتماعی متقابل افراد بکار برده می‌شود. مثلا اضطراب ناشی از عدم توانایی فرد در ارائه عقایدش به دوستانش و یا دیگران ، با این تکنیک به خوبی از بین می‌رود.

انزجار درمانی : این تکنیک همراه کردن یک محرک نامطبوع است، با رفتارهای ناسازگار و غیرعادی. در این تکنیک از محرکهای تنبیه کننده مثل داروها ، شوک الکتریکی ، تصاویر منزجر کننده و ... برای رفتارهایی مثل ترک عادت استفاده می‌شود.

حساسیت زدایی منظم : این تکنیک که بسیار پرکاربرد است، روش ایجاد آرامش عمیق عضلانی به فرد آموزش داده می‌شود سلسله مراتبی از محرکات اضطراب‌زا از ضعیف تا شدید به فرد ارائه می‌شود و بعد از رفع اضطراب بعد از هر محرک و ایجاد آرامش ، محرکات بعدی ارائه می‌شوند.

شکل دادن رفتار : در شکل دادن رفتار مشاور در صدد است تا رفتار مطلوبی را در مراجع ایجاد کند. برای این کار مشاور به تقویت رفتارهایی می‌پردازد که فقط شبیه رفتار مطلوب و مورد نظر است، اما در حال حاضر از خصائص رفتاری او نیستند. همین طور پاسخهایی که شباهت بیشتری با پاسخهای مطلوب دارند، تدریجا تقویت می‌شوند و پاسخهایی که کمتر شبیه هستند، بدون تقویت باقی می‌مانند. این رویه آنقدر ادامه می‌یابد، تا رفتار مورد نظر و دلخواه در فرد مراجع شکل بگیرد.

الگوسازی : در این تکنیک رفتار درمانگر ، مراجع را با یک الگوی رفتاری مناسب مواجه می‌کند تا مراجع ، اعمال و رفتار الگوی مورد نظر را از راه تقلید بیاموزد. در این فرایند تقویت اعمال تقلید شده و تمرین و تکرار آنها به یادگیری خصیصه‌های رفتاری مورد نظر منجر می‌شود.

ایفای نقش : در این تکنیک رفتار درمانگر ، مراجع را به ایفای نقش معینی ترغیب می‌کند تا نوعی بصیرت نسبت به رفتار خود کسب کند و سعی کند رفتار آن نقش را به خود بگیرد.

مطالب مرتبط:

مکتب روانکاوی

توهین و تحقیر و مقابله با آن

ترس‌های کودکان

سبک‌های یادگیری

پنج تغییر برای زندگی سالم

پنج روش برای کنترل عصبانیت


شاید هیچ نهضت و یا مکتبی به اندازه مکتب روانکاوی بر نظرات و فعالیت‌های روان‌شناسان امروزی تاثیر نداشته است. این تاثیر هنگام صحبت در مورد مسائلی چون رشد ، شخصیت ، انگیزش و ... نمود بیشتری پیدا می‌کند. با آن که عده‌ای از روان‌شناسان و مخصوصا در دهه‌های اخیر ، آیزنک و همکارانش به علمی بودن این نظریه سخت مشکوک شده‌اند و انتقادات فراوانی به آن نموده‌اند معهذا تئوری و روش روانکاوی هنوز فعالیت‌های روان‌شناسان را در زمینه‌های مختلف به شدت تحت تاثیر قرار می‌دهد.


آیا یک مکتب روانکاوی ثابت وجود دارد؟

می‌توان گفت که در حال حاضر یک مکتب روانکاوی وجود ندارد، بلکه از زمان فروید تا کنون که موسس این مکتب است، مکاتب مختلفی در این زمینه ایجاد شده‌است. حتی فروید نیز در زمان حیاتش بسیاری از نظریات اولیه خود را تغییر داد. همکاران فروید مانند یونگ ، آدلر و رانک و دیگران چه در زمان او و چه بعد از او در ساختمان و روش‌های آنالیز تغییرات محسوسی ایجاد کرده و در حقیقت مکاتب جدید ارائه داده‌اند. به این دسته از روانکاوان ، نو روانکاوان گفته می‌شود.

اصول اساسی روانکاوی

  • غریزه در روانکاوی
  • اصل لذت و اصل واقعیت
  • ساختمان شخصیت


غریزه در روانکاوی

مانند تئوری‌های پویا نظریه روانکاوی بر اساس انگیزه موجود استوار است. و به این علت اساس یک تئوری محسوب می‌شود. بر اساس این تئوری خصوصیات روانی موجود را باید بر اساس حقایق و وقایع گذشته مورد توجه قرار داد و ماهیت آنان را بر این اساس شناخت. فروید برای نیروها یا قوایی که سبب انگیزش رفتار انسان می‌شود، اصطلاح غریزه را بکار می‌برد، البته این اصطلاح سبب سو تفاهم‌هایی شده‌است. زیرا نیروهایی که فروید به آن اشاره می‌کند معنای غیر قابل تغییر پذیری غریزه را نمی‌دهد. بلکه به گفته فروید بعضی از این نیروها تحت تاثیر شرایط محیط و بر حسب هدف آنها قابل تغییرند.

به نظر فروید دو دسته انگیزه یا غریزه اصلی در انسان وجود دارد که هر دو ماهیت زیستی یا بیولوژیک دارند. اولین دسته شامل احتیاجات ساده جسمانی از قبیل گرسنگی، تشنگی، دفع و تنفس می‌شوند. این کشش‌ها بر اساس تغییرات جسمانی ایجاد می‌شوند، ارضا آنها حیاتی است و هدف آنها را نمی‌توان تغییر داد و بنابراین تنوع زیادی در این احتیاجات وجود ندارد. از نظر فروید این نیازها از دیدگاه روان‌شناسی اهمیت زیادی ندارند. فروید گروه دوم احتیاجات را بر اساس تجاربی که با بیماران نوروتیک داشت طبقه‌بندی نمود.

این دسته احتیاجات دو نوعند. یکی انگیزه زندگی و غریزه مرگ. نوع اول انگیزه های جنسی را در بر می‌گیرد و غالبا به آن لیبیدو می‌گویند. لغت جنسی ، سو تفاهم زیادی را سبب شده ‌است. در صورتی که منظور فروید از این لغت نسبت به آنچه که معمولا از آن درک می‌شود، معنای بسیار وسیع‌تری دارد. در حالی که هدف غریزه زندگی صیانت است، ادامه زندگی، تکاپو و سازندگی است. هدف غریزه مرگ از بین بردن خود ، خودکشی ، دیگر کشی و امثال آن است. موضوع غریزه مرگ مورد انتقاد شدید روان‌شناسان قرار گرفت.

اصل لذت و اصل واقعیت

اصل لذت بر حذر کردن از درد و رفتن به طرف لذت یا کاهش تنش اشاره دارد. به نظر فروید فعالیت اصل واقعیت دیرتر از اصل لذت در انسان ایجاد می‌شود. کودک از بدو تولد تابع اصل لذت است، ولی اصل واقعیت در اثر محیط و به تدریج در او ایجاد خواهد شد. وقتی کودک درمی‌یابد که تمایلات آنی او برای دریافت لذت با هدف‌های بزرگتری مغایرت دارد، سعی می‌کند واقعیت را قبول نماید.

ساختمان شخصیت

روانکاوی شخصیت انسان را از سه دسته خصوصیات اصلی می‌داند که آنها را اید ، ایگو و سوپرایگو نامیده‌اند، که در زبان فارسی به ترتیب به نهاد ، خود و فراخود ترجمه شده‌است. نهاد عبارت است از منشا و منبع تمام انرژی‌های غریزی به عبارت دیگر تمام تمایلات خام ، کنترل نشده، غیر اجتماعی بدون جهت و اولیه انسان را نهاد می‌نامند. همزمان با رشد تدریجی کودک و فهمیدن این مطلب که قادر به ارضا تمام تمایلات خود نیست قسمت دوم شخصیت که خود می‌باشد، برای کنترل خواسته‌های نهاد به وجود می‌آید.

اگر چه ، خود ، در حقیقت از نهاد جدا می‌شود و از آن نیرو می‌گیرد، ولی در واقع بر اثر تجارب کودک از محیطش شکل می‌گیرد. هدف خود ، این است که به نهاد جهت دهد ، آن را کنترل کند و ارضا می‌باشد. فراخود ، تقریبا شبیه آن چیزی است که در اصطلاح متعارف ، وجدان نامیده می‌شود. فراخود در اثر درون‌فکنی معیارهای اجتماعی ایجاد می‌شود که پس از مدتی خود خرد را برای انجام اعمال درونی راهنمایی می‌کند. رابطه میان این سه دسته از عوامل شخصیت انسان را می‌سازد. نهاد ، هدف لذت طلبی دارد، فراخود هدف منع کننده و خود ، هدف واقع بینی تعامل‌دهنده.

مطالب مرتبط:

هوش هیجانی

تحلیل روانی فرزندان اول

تفاوت‌های مردان و زنان

نیازهای روان‌رنجورانه

بحران هویت در بانوان

مثبت گرایی

رفتار درمانی


در این نوع درمان آموزش ، پیشگیری و درمان برای کمک به خانواده‌ها ، کل خانواده را دربرمی‌گیرد. برای حل مشکل خانواده یا یکی از اعضا آن کل سیستم خانواده مورد توجه قرار می‌گیرد و تلاش می‌شود علل بروز و عوامل تشدید کننده مشکل در داخل خانواده و در نوع روابط اعضا با یکدیگر مورد بررسی قرار گیرد. این شیوه از درمان مبتنی بر رویکرد سیستمهاست و معتقد است زمانی می‌توان به رفع یک مشکل نائل شد که از نیروی تک تک اعضا استفاده کرد و عوامل تنش‌زا را مرتفع ساخت.


تاریخچه خانواده درمانی

تخصص و حرفه خانواده درمانی نسبتا جدید است و ظهور رسمی آن به دهه‌های 1940 ، 1950 و 1960 برمی‌گردد. در سال 1938 شورای ملی روابط خانوادگی شروع بکار کرد. در سال 1948 اولین اثر درباره زناشوئی درمانی توسط « بلامتیل من » منتشر شد و مطالعه خانواده‌های اسکیزوفرنیک توسط « لایمن » صورت گرفت.

در خلال سالهای 1950 تا 1959 « ناتان آکرمن » رویکرد روان تحلیلی را برای کار کردن با خانواده‌ها مطرح کرد و « بیتسون » مطالعه الگوهای ارتباط را در خانواده آغاز کرد و « کارل ویته » اولین کنفرانس را درباره خانواده درمانی در سی ایسلند ایالت جورجیا برگزار کرد. اولین نشریه در خانواده درمانی در سال 1961 منتشر شد و شبکه ساز خانواده درمانی در سال 1976 و انجمن خانواده درمانی (AFTA) در سال 1977 شروع به کار کرد.

در خلال سالهای 1980 تا 1989 شیوه‌های تحقیق در خانواده درمانی متداول شد و رهبران جدیدی در خانواده درمانی ظهور کردند که بسیاری از آنان زن بودند. از سال 1990 به بعد رشد عضویت متخصصان در انجمنهای خانواده درمانی چشمگیر شد. خانواده درمانی‌های متمرکز بر راه حل فراگیر شدند و بطور کلی جایگاه عمیق‌تری بین فنون درمانی حوزه روان شناسی پیدا کرد.

انواع نظریه‌های خانواده درمانی

رویکردهای نظری اصلی در حیطه خانواده درمانی عبارتند از: خانواده درمانی روان تحلیلی ، خانواده درمانی تجربیاتی ، خانواده درمانی شناختی رفتاری ، خانواده درمانی ساختی ، خانواده درمانی استراتژیک و خانواده درمانی متمرکز بر راه حل.

خانواده درمانی مبتنی بر روان تحلیلی

صاحبنظران اصلی آن ناتان آکرمن ، ویلیامسون ، لایمن واین و تئودور کیدز هستند که شیوه درمان آنها ریشه در نظریه فروید دارد. در این شیوه فرایندهای ناهشیار اعضای خانواده به یکدیگر مرتبط دانسته می‌شوند و اعتقاد بر این است که بایستی روی نیروهای ناهشیار که آسیب را بوجود آورده‌اند، کار کرد. نقش درمانگر یک معلم یا والد یا مفسر تجربه است. فنون درمانی عبارتند از: تحلیل رویا ، انتقال ، رویارویی ، تاریخچه زندگی ، تمرکز بر نقاط قوت.

خانواده درمانی تجربیاتی

نظریه پردازان عمده آن ویرجینیا سیتر ، کارل ویته کر ، فرد دوهل و ... هستند که معتقدند مشکلات خانواده از سرکوب احساسات ، خشکی و انعطاف ناپدیری ، فقدان آگاهی ، مرگ عاطفی و استفاده بیش از حد از مکانیزمهای دفاعی ریشه می‌گیرد.

در این رویکرد خانواده درمانگر تلاش می‌کند انعطاف پذیری ، صمیمیت ، عزت نفس ، پتانسیل برای تجربه را در خانواده افزایش دهد و از فنون مجسمه سازی ، صحنه آرایی خانوادگی ، شوخی ، مصاحبه با عروسکهای خانواده ، هنردرمانی خانواده ، بازی نقش ، بازسازی خانواده و ... استفاده می‌شود.

خانواده درمانی‌های رفتاری و شناختی _ رفتاری

نظریه پردازان عمده آن ویلیام مسترز ، ویرجنیا جانسون ، جوزف ولپه ، بندورا و ... هستند. این شیوه درمانی بر اساس نظریه‌های رفتاری و شناختی معتقد است، رفتار از طریق پیامدها ابقا یا حذف می‌شود. رفتارهای نامناسب را می‌توان اصلاح کرد. همینطور شناختهای غیر منطقی را می‌توان اصلاح کرده و در نتیجه در تعامدات و رفتارهای زوجی یا خانوادگی تغییر ایجاد کرد.

درمانگر نقش یک معلم و متخصص تقویت کننده رفتارهای مناسب را بازی می‌کند. در این رویکرد از فنون درمانی تقویت منفی ، تعمیم ، خاموش سازی ، اقتصاد پته‌ای ، گریز ذهنی ، عبارات مقابله‌ای منطقی ، سرمشق دهی و ... استفاده می‌شود.

خانواده درمانی ساختی

سالوادور مینوچین ، مونتالوو ، فیشمن ، روزمن و ... نظریه پردازان اصلی این شیوه از خانواده درمانی هستند که کارکرد خانواده را متضمن ساخت خانواده ، زیر منظومه‌ها و مرزها می‌دانند. درمانگران نقشه خانواده را بطور ذهنی ترسیم می‌کنند و در پیاده کردن ساخت مناسب خانواده تلاش می‌کنند و در واقع همچون کارگردان تئاتر عمل می‌کنند. فنون درمانی عبارتند از: بازسازی ، الحاق ، تشدید پیامها ، مرزسازی و ... .

خانواده درمانی‌های استراتژیک ، سیستمی و متمرکز بر راه حل

این سه رویکرد روش‌مدار و کوتاه مدت هستند که هر سه مرهون کار میلتون اریکسون می‌باشند و از میراث مشترکی برخوردارند. هدف ، شیوه کار و فنون مورد استفاده در این سه رویکرد مشابه یکدیگر است و از فنونی چون باز تعبیر ، کمرنگ کردن تعبیر و تفسیر ، تعیین تکالیف شاق ، تکیه بر فرایند سوالات حلقوی ، تمرکز روی راه حلهای فرضی ، تعیین کردن تشریفات و ... استفاده می‌شود.

از نظریه پردازان استراتژیک جی هی لی ، ریچارد فیش و از نظریه پردازان سیستمی بوسکلو ، کارل تام و از نظریه پردازان متمرکز بر راه حل ایمسوبرگ و دیویس را می‌توان نام برد.

خانواده‌های نیازمند خانواده درمانی

خانواده‌هایی که از فرایند خانواده درمانی بهره می‌برند، عبارتند از: خانواده‌های دارای عضو معتاد یا بیمار روانی و همچنین خانواده‌های دارای عضو مبتلا به اختلالات جسمی که به نحوی روی کارکرد خانواده تاثیر گذاشته است ، خانواده‌های طلاق گرفته ، ازدواج مجدد کرده ، فوت یکی از اعضا ، خانواده‌های دارای مشکلات اقتصادی ، فرهنگی و ... .

خانواده‌های دارای مشکل اغلب به صورت غیر مستقیم مثلا مشکلات تربیتی کودکان ، ناراحتی‌های روحی یکی از اعضا و یا تصمیم گیریها و کمک برای حل مشکلات سطحی‌تر به متخصصان مشاوره و روان شناسی مراجعه می‌کنند و در طول مشاوره‌های فردی نیاز به توجه به نقش خانواده در بروز مشکل شکل می‌گیرد و برحسب رویکرد درمانگر ، روند درمان تداوم می‌یابد.

مطالب مرتبط:

زوج درمانی

خانواده درمانی

اثر ساختار خانواده بر فرزندان

مهارت‌های زندگی

دعا درمانی

مهارت‌های زندگی

خانواده سالم، جامعه سالم

وقتی به خواستگاری من آمد شاغل بودم. با این حال در همان جلسه ابتدایی نظرش رو در مورد اشتغال همسرش در آینده پرسیدم و او ابراز کرد که با این مسئله مخالفتی ندارد. الان دو سال از ازدواجمان می گذرد و همسرم هر روز سعی کرده مانعی برای ادامه کار کردن من بتراشد و حتی بچه دار شدن ما را منوط به رها کردن شغل من می داند. چرا؟ او که از ابتدا نظر منفی نسبت به این قضیه نداشت و آن را زمینه اجتماعی شدن و افزایش اعتماد به نفس خانم می دانست. او که از ابتدا مطلع بود که  من شاغلم پس چرا مخالفت خود را اعلام نکرد. چه باید کرد؟

 

حقیقت این است که جمعی از آقایان به صورت درونی با مسئله شغل همسرشان مخالف نیستند و حتی تعدادی از آنان از این امر احساس خوشایندی داشته و آن را زمینه رشد اجتماعی همسر خود می دانند. اما با ورود آنها به زندگی مشترک و اتفاقاتی که در این بین می افتد تغییر نظر و عقیده می دهند.

 

** مورد نیاز نبودن یعنی مرگ تدریجی برای مرد.  **

واقعیت اینجاست که در روان شناسی مردان بیان می شود که این جنس نیاز به تأیید و احترام و اقتدار لازم دارد. آنها گاه تمایل دارند تا مسائل را خود حل کنند و از کسی کمک نگیرند. توان و قدرت آنها مورد قبول واقع شود. جنس مرد زمانی انگیزه برای انجام کاری پیدا می کند که وجودش مورد نیاز باشد و خود را توانمند ببیند. مردان گاه نگران قابلیت های خود برای اجابت درخواست هستند و در هر حال می خواهند که قابل اعتماد باشند.

 **بزرگترین وحشت مرد این است که به اندازه کافی لایق و شایسته نباشد.**

جنس مرد زمانی انگیزه برای انجام کاری پیدا می کند که وجودش مورد نیاز باشد و خود را توانمند ببیند.

خانم های شاغل به دلیل آنکه زمینه را برای فعالیت ها و بروز توانمندی ها داشته اند،  اعتماد به نفس کافی و وافی را بدست می آورند و تمایل دارند که روابط همکارانه خود را در محیط کار به محیط منزل هم بکشانند. آنها توقع دارند همانطور که در محیط کار در زمینه های مختلف راه حل ارائه می دهند، نیازهای خود را برطرف می کنند و مستقل عمل کنند. به همین دلیل در انجام بسیاری از کارها استقلال لازم داشته و آن را گاه به رخ همسر نیز می کشانند. برخی حتی به طور عمد قصد دارند به همسرشان نشان دهند که نیازی به حمایت او ندارند و خود از پس کارها برمی آیند.

در حالی که اگر به سطور بالا توجهی دوباره داشته باشند و نیاز مردان را در نظر بگیرند دیگر سعی در مستقل عمل کردن در حد افراطی و نادیده گرفتن اقتدار مرد و نقش حمایتی او نخواهند داشت. زنان در نظر داشته باشند که اگرچه در طول زندگی توانمندی های بسیاری را دریافتند و اگر چه قادرند بسیاری از نیازهای خود را برآورند اما جهت ارتقاء سلامت روان همسرشان گاه لازم است تا به او اعلام نیاز کنند. مرد از طریق حمایت از همسرش و اثبات این قدرت و توانایی می تواند عشق خود را بروز دهد و در این زمان است که هیچ مخالفتی نیز با اشتغال او نخواهد داشت.

زنان در نظر داشته باشند که اگرچه در طول زندگی توانمندی های بسیاری را دریافتند و اگر چه قادرند بسیاری از نیازهای خود را برآورند اما جهت ارتقاء سلامت روان همسرشان گاه لازم است تا به او اعلام نیاز کنند. مرد از طریق حمایت از همسرش و اثبات این قدرت و توانایی می تواند عشق خود را بروز دهد و در این زمان است که هیچ مخالفتی نیز با اشتغال او نخواهد داشت. لذا به همه خانم های عزیز توصیه می کنیم اگرچه در عرصه های مختلف اجتماعی مردانه فعالیت می کنید اما در محیط خانه، زن و همسر شوهرتان باشید. و حالات و لطافت زنانه را در رفتار خود فراموش نکنید.

زنان در نظر داشته باشند که اگرچه در طول زندگی قادرند بسیاری از نیازهای خود را برآورند اما جهت ارتقاء سلامت روان همسرشان گاه لازم است تا به او اعلام نیاز کنند.

محیط خانه محل قدرت نمایی شما نیست. آنجا مکانی است که مرد باید حمایت کند، مورد تأیید قرار بگیرد و احساس کند که مورد نیاز است. اگر شما به او نشان دادید که توان بسیاری از مسئولیت ها را دارد و در ایفای نقش خود بسیار خوب عمل می کند، نظراتش مورد تأیید است و او در خود نقش رهبری خانواده را حس کند. در حقیقت قلب او را برای محبت به خود و پذیرفتن اعتدال در آزادی برای خود گشوده اید.

در بسیاری از موارد خانم ابراز می کنند که وقتی می توانم خود کاری را انجام دهم چرا باید منتظر او بمانم. اما اگر نیاز مذکور را در مرد بشناسیم می دانیم که گاه لازم است تا به او بنمایانیم که زندگی لنگ کمک ها و حمایت های اوست.

 


-----» سایر مطالب مرتبط «-----

مرد باتقوا، برای تأمین مخارج خانه جز به کسب حلال روی نمی‌آورد و به غیر از مال حلال مالی قبولی نمی‌کند. او با تحصیل حلال الهی مقید به رعایت حقوق تمام افرادی است که از طریق کسب و تجارت با او سرو کار دارند، و به عبارت دیگر از وجود او در بیرون از خانه به بندگان خدا ضرر و زیان نمی‌رسد. او به خاطر تقوای الهی دور حرام نمی‌گردد، و گنج عفت نفس و قناعت را از دست نمی‌دهد.

مرد باتقوا چون از کسب و کار فارغ شود و به خانه باز آید، تمام کوفتگی و خستگی خود را کنار درب خانه می‌ریزد و با نشاط و شادی و خوشدلی و خوشحالی وارد خانه می‌شود، به همسرش لبخند محبت می‌زند، و زحمات روزانه ی او را نسبت به نظافت خانه، و پخت و پز، و نگهداری فرزندان «خسته نباشی» می‌گوید، وی را ارج می‌نهد،  با او و بچه‌ها با مهربانی و محبت برخورد می‌کند، و هر یک را در خور شأنش احترام می‌نماید.

مرد باتقوا گاهی حلال و حرام،  معروف و منکر،  حسنات و سیئات را به اهل بیتش گوشزد می‌کند و نمی‌گذارد آنان در مسئله ی دین و دین‌داری دچار غفلت شوند.

 

مرد باتقوا همه ی عمر و وقت خود را صرف بیرون نمی‌کند، و خنده و نشاط خود را تنها برای دوستان نمی‌برد، و در مسجد رفتن و شرکت در جلسات مذهبی راه افراط نمی‌پیماید.

 

مرد باتقوا به این نکته توجه دارد که اسلام رعایت اعتدال و اقتصاد را در تمام امور حتی در عبادات سفارش فرموده، و از کم گذاشتن از حق زن و فرزند به بهانه ی رفت و آمد با دوستان، یا شرکت در مجالس نهی فرموده است.

 

در هر صورت مرد باتقوا، در همه ی شئون زندگی آداب لازم را رعایت می‌نماید، و از این راه به استحکام بنای خانواده، و جلب محبت زن و فرزند کمک می‌نماید.

 

زن باتقوا، عفت و عصمت و پاکدامنی خود را حفظ می‌کند، با شور و شوق به کار خانه می‌رسد، زمینه ی رفع خستگی شوهر را که محصول کار بیرون است فراهم می‌نماید، از فرزندان خود به نحو شایسته نگهداری می‌کند، با شوهر و فرزندان براساس اخلاق اسلامی رفتار می‌کند، از عبادتش غفلت نمی‌ورزد و خانه را کانون عشق و صفا، مهر و محبت، و شور و شوق می‌نماید.

 

زن باتقوا از همسرش با تکیه بر اصول الهی اطاعت می‌کند، به خواسته‌های به حق او پاسخ مثبت می‌دهد، از عصبانیت و خشم و کبر می‌پرهیزد، با اقوام شوهرش با مهر و محبت و اخلاق اسلامی روبرو می‌شود، بوقت آمدن شوهر از عرصه کار و کسب تا درب خانه به استقبال می‌رود، و به وقت خروج شوهر وی را بدرقه می‌کند، و از وی می‌خواهد جز حلال خدا به خانه نیاور که ما به حلال خداوند گرچه اندک باشد قناعت می‌کنیم، و زیر بار حرام نمی‌رویم: مبادا به بهانه ی داشتن زن و فرزند، و خرج و مخارج از محدوده ی مقررات الهی تجاوز کنی، و زندگی را به حرام آلوده نمایی!»

زن باتقوا از چشم و همچشمی پرهیز دارد، و شوهرش را به خاطر همرنگ شدن با زندگی اقوام خود، یا اقوام شوهرش در تنگنا قرار نمی‌دهد و او را خجالت زده نمی‌کند.

چنین زن و شوهری مقبول حق، و منبع خیر و نمونه ی بارز انسان الهی هستند، و در میانه آن دو همان خانه‌‌ای بوجود می آید که خدا می‌خواهد، و در فضای آن خانه فرزندانی تربیت می‌شوند که حق طلب می‌کنند.

 


-----» سایر مطالب مرتبط «-----

یک پژوهشگر که در زمینه خواب تحقیق می‌کند، به تازگی مدعی شده است که مدل خوابیدن ما می‌تواند از نوع زندگی و حتی از ویژگی‌های شخصیتی‌‌مان خبر دهد....

 پروفسور کریس ایدزیکوسکی، استاد مهمان دانشگاه سوری انگلستان، می‌گوید مطالعه او روی 1000 زن و مرد انگلیسی حاکی از آن است که 6 مدل شایع خوابیدن نشانگر نوع شخصیت آدم‌هاست و با زبان بدن آنها ارتباط تنگاتنگ دارد: «همه ما وقتی بیداریم، نسبت به زبان بدن خودمان آگاهی داریم ولی در خواب، ضمیر ناخودآگاه ما درباره ما حرف می‌زند. آنچه مدل خوابیدن از شخصیت ما آشکار می‌کند، کاملا دور از انتظار خودمان است.» حالا شما به کدام یک از این 6 مدل می‌خوابید؟

1.مدل جنینی: شایع‌ترین مدل خوابیدن است. گروه بزرگی از شرکت‌کنندگان در این پژوهش (41 درصد) موقع خواب، خود را به شکلی خمیده (شبیه جنین) درمی‌آوردند و زنان 2برابر مردان این شکل را به خود می‌گرفتند. درباره این گروه، گفته می‌شود که اگرچه شخصیت ظاهری سرسختی دارند، اما حساس‌اند و ممکن است خجالتی به نظر بیایند اما اغلب زود با دیگران می‌جوشند.

 2.مدل کُنده درخت: اگر به پهلو می‌خوابید و هر دو دست‌تان پایین می‌افتد، شما آدمی راحت و اجتماعی هستید و به دیگران تا جایی اعتماد می‌کنید که حتی ممکن است گول بخورید. 15 درصد مردم به این شکل می‌خوابند.

 3.مدل تمنا: در این مدل، فرد به پهلو می‌خوابد و هر دو دست او در مقابل بدن‌اش به جلو دراز می‌شود. 13 درصد شرکت‌کنندگان در مطالعه به این روش می‌خوابیدند. آنها ذهنی باز ولی عیب‌جو دارند. شکاک‌اند و کمی یک‌دنده.

کسانی که به مدل جنینی می خوابند، اگرچه شخصیت ظاهری سرسختی دارند، اما حساس‌اند و ممکن است خجالتی به نظر بیایند اما اغلب زود با دیگران می‌جوشند.

 4- مدل ستاره دریایی: کسانی که به پشت دراز می‌کشند و دست‌ها را بالا و نزدیک بالش نگه می‌دارند، تقریبا 5 درصد گروه مورد پژوهش را تشکیل می‌دادند. آنها گوش شنوای خوبی برای دیگران دارند و زیاد به کمک دیگران می‌آیند و اگر مرکز توجه دیگران باشند، معذب می‌شوند. احتمال خروپف کردن و بدخوابی نیز در آنها زیاد است.

 5- مدل سقوط آزاد: در این مدل، شخص روی شکم می‌خوابد و دست‌ها را زیر بالش می‌گذارد یا دور آن حلقه می‌زند و سرش را به یک سمت می‌چرخاند. 7 درصد به این شکل می‌خوابند. آنها غالبا عجول و برون‌گرا هستند و از انتقاد به شدت می‌رنجند.

6- مدل سرباز: در این مدل، شخص به پشت دراز می‌کشد و دست‌ها را در دو طرف بدن و نزدیک به آن نگه می‌دارد. 8 درصد به این شکل می‌خوابند. آنها غالبا محتاط و کم‌حرف‌اند. اهل اعتراض و ایرادگیری نیستند و همیشه سعی می‌کنند خودشان و دیگران را در سطحی ایده‌آل نگه دارند. به دلیل طاقباز خوابیدن، احتمال خروپف کردن در آنها زیاد است. آنها در طول شب کمتر از خواب می‌پرند ولی خواب آرامش‌بخشی هم ندارند.

اگر فکر می کنید شما در طول شب ممکن است به تمام مدل‌های بالا بخوابید، احتمالا در اشتباه‌اید! ایدزیکوسکی می‌گوید: «این پژوهش نشان می‌دهد اگرچه افراد در طول شب غلت می‌زنند اما روی یک مدل خواب بیشتر باقی می‌مانند و تنها 5 درصد افراد مدل خوابیدن خود را در شب‌های متفاوت کلا عوض می‌کنند.» نکته جالب دیگر اینکه این پژوهش نشان می‌دهد از هر 10 نفر فقط 1 نفر موقع خواب، کل بدنش را با پتو می‌پوشاند و اغلب مردم، یک دست یا یک پا یا کف هر دو پای خود را از پتو بیرون می‌گذارند.

 


-----» سایر مطالب مرتبط «-----

ازدواج برای همه است. این زیباست وقتی دو نفر متحد می گردند. ازدواج هدیه ای برای پایان دوران تجرد شماست. اگر شما از نسل آدم و حوا هستید، خدا فرد ویژه ای را برای شما خلق کرده است! سوال این است که آیا شما برای حضور آن فرد خاص آماده هستید؟ روابط زن و مرد امروزه به سمت ازدواج پیشرفت نمی کند زیرا ما نمی دانیم چطور یک ازدواج موفق به شکست می انجامد . و چطور می توان یک ازدواج موفق داشت.


ازدواج دشوار است زیرا نیاز به آموزش دارد.

ازدواج نیاز به آموزش دارد زیرا ما چیزی از مهارت های قبل از ازدواج نمی دانیم. در حالی که در طول زندگی ما باید با توسعه و افزایش مهارت هایی که لازمه ازدواج موفق هستند، حمایت شویم.

ازدواج چیزی فراتر از دوستیابی است اما اکثر ما اغلب آن را با دوستیابی مقایسه می کنیم در حالی که اینکار اشتباه است. آنها را مقایسه نکنید. ازدواج سخت تر است ، اما زمانی که موفق شوید بسیار شاد می شوید . مزایای آن شامل همسر شاد ، همسر خوشحال ، اعتماد، احترام ، ثبات، حمایت ، عشق بی قید و شرط ، رابطه جنسی عاری از گناه ،همدم زندگی طولانی ، دانشی است که بدون سایه یک شک ، وقتی هر کاری که می کنید و نمی شود فردی وجود دارد که پشت شماست .

برای ازدواج ما 10 مهارت عملی به شما ارائه می دهیم که به منظور موفقیت در ازدواج مورد نیاز شماست. شما باید هرکاری برای بدست آوردن این مهارت ها قبل از ازدواج انجام دهید.اگر شما در حال حاضر ازدواج کرده اید، باید برخی از این مهارت ها را توسعه دهید.


1. مهارت های حل مساله

مهارت حل مشکل مهم ترین مهارت در این فهرست است اول به آن اشاره می کنیم زیرا اگر این مهارت را نداشته باشید مهارت های دیگر به کارتان نمی آید. با مهارت حل مسئله مشکلی نخواهید داشت. 2 سال اول ازدواج سالهای سختی است. در طول دو سال اول ازدواج شما و همسرتان رویکرد های خودتان را برای حل مشکلات دارید . شما برای پیدا کردن راه حل مشکلتان با همسر فقط نصف زمان را فرصت دارید . مهارت حل مسأله به شما زمان مناسب برای دعوا کردن، تسلیم شدن، دادن و بخشیدن را آموزش می دهد .



2. مقدم دانستن همسرتان

- خب، او اولین نفر است پس از خدا ، او را قبل از بچه ها و یا کار خود و یا مامان ، بابا یا دوستان و یا ایکس باکس ، پلی استیشن یا هر چیز دیگری که شما می توانید فکرش را کنید قرار دهید. خدا - اول . همسر - دوم . کودکان و نوجوانان - سوم . به یاد روزهای سخت گذشته باشید که او کنار شما بود.او صدر جدول کارهای مهم شما باید قرار گیرد زیرا شما می خواهید او همیشه اولین باشد.


3. مهارتهای زندگی

این مهم است که هر یک از همسران نه تنها برای امروز خود بلکه برای فردا و همسرشان برنامه ریزی داشته باشند." امروز باید چگونه باشم تا در آینده مرد یا همسر خوبی باشم ؟" " چه کاری می توانم انجام دهم که 5 سال دیگه هم همینقدر برای همسرم جذاب باشم ؟ " " باید به دانشگاه بروم ؟" " باید شروع کنم رونق کسب و کارم؟ " " چگونه به همسرم نشام دهم که می خواهم از او حمایت کنم ؟ برنامه ریزی مالی ، صرفه جویی ، مسئولیت رسیدگی به کسب و کار ، سبک زندگی سال نیاز به یک شریک دارد.


4. مهارت عفو و بخشش

در طول زندگی، شما مجبور نیستید ببخشید اما می توانید انتخاب کنید که فراموش کنید. به منظور موفقیت در ازدواج ، نه تنها شما باید قادر به ببخشیدن اتفاقات گذشته باشید ، بلکه باید قادر به بخشیدن در همان لحظه باشید ! کار اشتباه خود و همسرتان را بپذیرید و عذر خواهی کنید و پذیرای عذر خواهی باشید.نه شما کاملید نه او.زمانی که شما نتوانید ببخشید رابطه شما متوقف میشود. شما نمی توانید کاری را انجام دهید بدون بخشش. اگر نتوانید ببخشید تنها می مانید.


5. مهارت های خلاقیت

ما همدیگر را هر روز می بینیم، پس می توانیم به راحتی برای هم یکنواخت شویم . گهگاه، در ایام هفته خودتان را به چالش بکشید و سرگرم کنید حتی برای چند دقیقه به پیاده روی بروید ، فوتبال بازی کنید، بازی های متفاوت جنسیتی داشته باشید و ...به همسرتان در هنگام بازی نگاه کنید.از مشارکت همدیگر لذت ببرید.


6. مهارت تمرکز

یاد بگیرید بر روی ویژگی های مثبت همسر خود تمرکز کنید. برخی از صفات در او وجود دارد که شما به آنها عشق می ورزید. برخی از ویژگی ها ممکن ایت در او باشد که شما از آنها نفرت دارید، اما خوبی ها بیشتر از بدی هاست .بنابراین تمرکز بر روی چیزهایی که شما دو نفر با هم به ارمغان می آورید یک کار لذت بخش است. مهارت تمرکز داشتن یعنی دیدن نیمه پر لیوان. مراقب باشید وقتی با یک انگشت به همسرتان اشاره می کنید چهار انگشتتان به سمت خودتان است.


7. مهارت اعتماد به نفس

شما این باور را دارید که ازدواجتان هرگز شکست نخواهد خورد و طلاق یک گزینه نیست . شما باید اعتماد به نفس داشته باشید که همسرتان شما را همانقدر که شما او را دوست دارید دوست دارد . گاهی اوقات آنها ممکن است آن را نشان ندهند ، بنابراین شما باید آن را بدانید ، شما باید به آن اعتقاد داشته باشید ، اعتماد به نفستان باید فراتر از احساس شک باشد و مطمئن باشید او در حال تحقق قول های اولیه است . عدم اعتماد شما مانند مانع دست انداز های زندگی را بیشتر می کند در حالی که اعتماد مانند ماله تمام دست انداز های زندگی را برای همسر هموار می کند. .


8. مهارت های یادگیری

در برخی از مراحل زندگی ما فکر می کنیم همسرمان را می شناسیم اما او تغیر کرده است. او همان زن 28 ساله نیست. او همان مردی که 7 سال پیش بود نیست. این دلیلی برای گرفتن طلاق نیست. شما همیشه باید مایل به دوباره یادگیری همسر خود باشد. هر چیز دیگری در زندگی تغییر و تکامل می یابد، چرا همسرتان تغییر نکند ؟ اگر شما مایل به دوباره یادگیری همسرتان نیستید نباید ازدواج می کردید.


9. مهارت های ادراک

در اینجا منظور خودتان نیستید منظور ادراکتان از محیط اطراف و جهان است که بعد از ازدواج تغییر میکند. ادراک این است که من باور دارم مرد خوشبختی در ازدواجم هستم . برای من مهم این است که دید خوبی از زندگی به همسرم بدهم . برای من مهم این است که همسرم باعث شود دید مثبتی بدست آورم. البته منظور این نیست که به صورت غیر واقعی خودتان را خوشحال نشان دهید. . در ارتباط بین زن و شوهر، نوع ادراک یا تفکر هر یک، بر رفتار و درک متقابل تأثیرگذار است. درک درست از نیازهای خودتان و همسرتان و انتقال آن به یکدیگر یکی از مهارت های مهم در ازدواج موفق است.


10. مهارت مبارزه 

زمانی که شروع به مبارزه می کنید باید مبارزه ای عادلانه داشته باشید.مبارزه با هدفتان. مبارزه تان نباید طولانی شود و ساعت ها به طول بی انجامد زیرا همسرتان را آزرده می کند. . به همسرتان اطمینان دهید که کاری که انجام می دهید با عث خوشحالی اوست.مبارزه با اهداف شما را از رکود خارج می کند و باعث افزایش امید به زندگی مشترک می شود. اگر در رسیدن به اهدافتان دچار اشتباه شدید دوباره انجام دهید.موفق می شوید.



اگر شما هنوز ازدواج نکرده ،این لیست را ارزیابی کنید.آیا شما برای ازدواج آماده هستید؟

 


-----» سایر مطالب مرتبط «-----


 خیانت، زیان‌آورترین عمل در یک ارتباط است که نه تنها منجر به صدمه‌های غیرقابل جبران به طرفین می‌شود، بلکه اعتماد و اطمینان کسی که مورد خیانت قرار گرفته شده را نیز نسبت به افراد دیگر از بین خواهد برد. به‌طور معمول نارضایتی از مسائل گوناگون در یک رابطه باعث خیانت می‌شود، ولی در کل هیچ عذری برای این عمل نکوهیده پذیرفته نیست و باید از آن دوری نمود.


خوشبختانه در جامعه‌ی ما به‌دلیل فرهنگ و آداب و رسوم غنی و اصیل ایرانی، تعداد افرادی که به همسران خود خیانت می‌کنند، خصوصاً در بین بانوان بسیار اندک است. لیکن اگر برای شما چنین مسئله ای پیش آمد چه خواهد کرد. خصوصاً مردان اگر از خیانت همسرشان آگاه شوند عکس العمل بسیار شدیدی نشان می دهند. این عکس العمل می تواند تا سر حد قتل نیز باشد. اسلام برای چنین مواردی راه حلی به نام لعان را تعیین نموده است. در لعان مرد همسر خود را به زنا متهم نموده و او را نفرین می کند. در نتیجه بدون طی تشریفات طلاق آنها از یکدیگر جدا شده و برای همیشه نیز بر هم حرام خواهند شد. (مطالب بیشتر را در اینجا ببینید)

.

.

«نمونه و تحلیلی بر یک ماجرای خیانت به همسر»

.

..

ده نشانه خیانت مردان

.

1- افزایش ساعات کاری
بیشترشدن مدت زمانی که بقول او بدلیل اضافه کاری یا جلسه سر کار میماند یکی از نشانه های مهم است. این فرصت خوبی است برای ملاقات و قرارهای عاشقانه.


2- تفکر زیاد و خیره شدن
بتازگی زیاد توی فکر است، معمولا” به یک نقطه خیره میشود و در افکار خود فرو رفته، آیا مشکل کاری دارد؟ با کـسی دعوایـش شده؟ اگر نـه پـس از خـواب خـرگوشـی بیدار شوید.


3- کم حرفی و سرد مزاجی
یکی از نشانه ها این است که او دیگر در خانه حرف نمی زند و یا بسیار کم حرف شده است، با شما به سردی برخورد کرده و احساسات شما را بی معنی می انگارد و دیگر حرفهای عاشقانه نمیزند.


4- مخفی کردن موبایل و تلفنهایی بی جواب
موبایلش را هیچگاه از خودش دور نمیکند ،هنگام زنگ خوردن بسرعت سراغش رفته و به آرامی صحبت می کند. تلفنهای مشکوک و مزاحم زیاد شده است.


5- عدم تمایل به روابط جنسی
در صورت وجود روابط پنهانی شـور و هـیجان همسر شما برای سکس از بین رفته و دیگر مانند گـذشـته تـمایـلی به داشـتن این روابط ندارد او سرد و بیتفاوت از کنار شما خواهد گذشت.


6- اتهام به خیانت
از قدیم گفتن “دست پیش بگیر تا پس نیـفتـی” و “کافـر هـمـه را بـه کیش خود پندارد”. بله او شما را به خیانت متهم می کند در حالی که هیچ دلیل و مدرکی ندارد. چون خود چنین افکاری درسردارد اینطور می انگارد که شما نیز به دنبال کج روی و تقلب هستید. 
انگ زدن های بی مورد، سوال پیج کردنهای پی در پی و بدون منطق می تواند نشانه مهمی برای خیانت در او باشد.


7- جبهه گیری و پرخاشگری
هنگامی که از او میپرسید “چرا دیر کردی؟” یا “چرا موبایلت خـامـوش بود؟” او با لحنی تند و چهره ای برافروخـته شـروع بـه توجـیه شـما می کـند و با اسـترس پاسخ سوال را می دهد. برای هر موضوع بی اهمیتی شروع به بهانه تراشی و تند خویی می کند.
“آنکه از حساب پاک است از محاسبه چه باک است؟” هر قدر پاسخها با لحن آرامتر و منطقی تر بیان شوند، احساس صحیح بودن آنها بیشتر تقویت خواهد شد و بالاعکس.


8- احساس گناه و شرمندگی زیاد
او بدلیل گناهی که در مورد شما مرتکب شده احسـاس گـناه و عذاب وجدان می کند بنابراین وقتی هدیه ای به او می دهید و یا کار غیر منتظره ای برایش انجام می دهید، چهره اش منقلب شده و علائم شرمندگی در چهر ه اش موج خواهد زد.


9- تغییر شخصیت وشکل ظاهری
نوع لباس پوشیدن او تغییر می کند، جملات جدید بیان می کند، حرکات متفاوت از او سر می زند، ساعت خواب و بیداریش تغییر می کند، غذاهای جدیدی طلب می کند. بـیـشتر حـمام مـی رود، مـوهای خـود را بـرخـلاف گـذشـتـه حـالـت داده و آغـشتـه بـه ژل می نماید.
او می خواهد مطابق با میل دیگری رفتار کند، لباس بپوشد، حرف بزند، غذا بخورد و …


10- افزایش ناگهانی ساعت کاری در اینترنت
امروزه اینترنت و اسلحه بسیار قوی آن یعنی “چت” وسیله ای مطمئن و امن برای رد و بدل حرفهای عاشقانه و الـبته درد دل های شبـانه بــرای عشـاق تازه بـهـم رسیده و یا نرسیده تلقی می گردد. گـذراندن سـاعتهای متـمادی شـوهرتان را در جـلـوی کامپیوتر بحساب انجام کارهای اداری و استفاده عـلمـی او از کامـپـیوتر نـگذارید و کمـی بیـشتر حواستان را جمع نمایید.

 

 

ده نشانه خیانت زنان


۱) فاصله گرفتن و جدایی از خانواده 
این واقعیت که او دیگر علاقه ای به رسیدگی امور خانواده ندارد و تمایلش را به برقراری رابطه با خـانـواده و دوسـتان شما از دسـت می دهد، مـی تواند دلیـل بر پشیمانی و ندامت ناشی از خیانت باشد. او ممکن است بخاطر خیـانـتش احسـاس گنـاه کـرده و روبرو شدن با دوستان یا خانواده شما او را به یاد گناهانش بیندازد.بنابراین هرچقدر او در صداقت و درستی قوطه ورتر شود، بهمان اندازه مجبور بتحمل عذاب وجدان کمتری خواهد شد.

۲) افزایش پرخاشگری و ستیزه جویی
آن روزهای تفاهم و همدلی و رضایت که با هم داشتید به پایان رسیـده. اخیرا او با هر کار شما شروع به مشاجره و شکایت پـرداخـتـه و از هـر بـهـانـه ای بـرای نـزاع و تخریب شخصیت شما استفاده میکند. نق زدنها به او کمک می کند تا احساس گناه را از بین برده و یا حداقل کمترکند. بنابراین اگر عیب جوییهای او از شما بصورت یک عادت درآمده کمی دقت کنید ببینید چه اتفاقی در حال افتادن است.


۳) دوستی با فردی جدید
یک از نشانه های شروع خیانت قرار گرفتن فردی جدید در سر راه اوست که ممکن است از طرف او “همکار” یا “دوست قدیمی” اطلاق شود. او از بیان جزئیات دوستی با فرد جدید خودداری کرده و سعی در پوشاندن آنها دارد.


۴) ممانعت از پاسخگویی به سؤالات ساده
هـمیشه نسبت بفردی که حتی از پاسخگویی به ساده ترین و منصفانه ترین سوالات شما سرباز می زند و یا سـوالات شما را از خودتان می پرسد ( این امر نشانگر یافتن یک جستجوی ذهنی برای دروغگویی است ) ضنین و مشکوک باشید. هشیار باشید در مورد دیر آمدن ها به خانه و ایـنکه او با غرولند در جواب سوال شما می گوید: ” چرا می خوای بدونی کی از محل کارم خارج شدم؟”. اگر او به سوالاتی که همیشه عادت داشـت داوطـلبـانـه و با رقبـت پاسـخ دهـد ولی اکنـون با حالت تدافـعی و جبـهه گیرانه علاقه ای به جواب دادن آنها ندارد، بـدانید که او چـیزی ( یا کسی….) را از شما پنهان میکند.


۵) ایجاد تغییرات در عادت ها
اگر او سرش جای دیگری گرم باشد ، بطور قطع متـوجه تـغییراتـی در انـجام عـادتها و کارهای روزمره اش خواهید شد. دیگر تمایلی به سینما رفتن وجود ندارد و صحبتی از شرکت در کلاسـهای آموزشـی نمی شـود. معمولا” مـردان دوسـت دارند با مـعشـوقه جدیدشان ملاقات کنند و این امر موجب غفلت و بازماندن از انجام مشغولیات گذشته می گردد.


۶) افزایش آرایش و آراستگی
هـمانگونه که خود شما در ابتدای ارتباطتان سعی در نشان دادن محاسن خود به یکدیگر داشتید، اکـنون او نـیز بصورت ناگهانی اصرار در آرایش بیشتر و تغییر لباس و دگرگون کردن ظاهر خود برای فردی دیگر دارد.


۷) افزایش استقلال و خودکامگی
یک نشانه مهم کج روی این است که او از نـهاد دو نـفره خـانواده جدا شده و به سمت خودمختاری پیش می رود. او دیگر نمی گوید “ما” می گویـد “من” بعلاوه کار خودش را انجام می دهد و تمایلی به مشورت در مورد اندیشه های آینده زندگی ندارد. او طوری رفتار میکند که به شما بفهماند دیگر نیازی به نگهداری شما ندارد.


۸) ایجاد تحـولات ناگهـانی، عـدم تمایـل و سربازدن در آمیزش همـچنین ارضا نشدن مانند گذشته، می تواند نتیجه درمیان بودن فرد دیگری باشد.


۹) افزایش مشغولیتها
او میگوید دیگر وقت انجام فعالیت های فوق برنامه را با شما ندارد با اینحال وقتی که “دوستش” با او تماس می گیرد همان لحظه حاضر و آمـاده شده و بـیرون می رود. او بسیار زیاد برای “کار” از خانه خارج می شود.


۱۰) بی تفاوتی و بی اهمیتی
چه چیزی بدتر از این اســت که همسـر شـما تقریبا در مـورد همه چیز نق بزند؟ به نظر می رسد بدتر این باشد که او دیگر توجه نکند که حتی شـما یک مـوجود زنده هستید. همانـطور که نشـانه شــماره ۹ ( بهانه جویی و گیـر دادن سر هر موضوع ) یک نــشـانه خیانت محسوب میگردد بر عکس آن هم یعنی بی اهـمیتـی در انجام کارهای شما نیز دلیلی محکم است. دیگر برای او فرقی نمیکند که شما کجا میروید و چه کار می کنید. اگر عقیده خود را مثلا” در مورداحساس خود و یا ظاهر او ابرازکنید با جوابی سرد مواجه خواهید شد. بعبارت دیگر او همـان اندازه اهمیتی که شما برای موضوعات مختلف قائل هستید، قائل نخواهد بود بخصـوص که آن موضـوع مسـتقیما” در رابـطه شـما تاثیر گذار باشد.

 

 

ده دلیل خیانت زنان

۱ـ ماجراجوئی و حسادت:

به‌نظر می‌رسد پست‌ترین دلیل برای انجام خیانت، حس ماجراجوئی و برانگیخته شدن احساس‌ها بر اثر حسادت نسبت به شوهران زنان دیگر می‌باشد. این نوع انگیزه‌ها به طور معمول در زنانی که به نوعی دارای مشکل‌ها و کمبودهای روانی در زندگی می‌باشند، دیده شده و خوشبختانه دارای تعداد بسیار اندک است.


۲ـ ارضاء نشدن جنسی:
مشکل برطرف نشدن نیاز جنسی هم از جمله مواردی است که گاهی توسل به پدیده‌ی نکوهیده‌ی خیانت را در برخی زنان موجب می‌شود. امروزه با پیشرفت علم پزشکی، بسیاری از مشکل‌ها و کمبودهای جنسی چه در مردان و چه در زنان به‌راحتی قابل درمان می‌باشد.


۳ـ پول و وضعیت اقتصادی:
با کمال تأسف، برخی از زنان به‌دلیل این که شوهر آنها دارای وضعیت مالی خوبی نیست و به مقدار کافی به آنها پول پرداخت نمی‌کند، فقط و فقط به‌خاطر پول (و نه عشق) برآورده شدن نیازهای مادی خود، سمت دیگری کشیده می‌شوند که این بسیار جلوه‌ی زشت و ناپسندی دارد چرا که با کمی همدلی و تلاش می‌توان به‌راحتی به خواسته‌های معقول مادی زندگی دست یافت.


۴ـ مورد غفلت واقع شدن:
او احساس می‌کند کسی که دوست داشت تمام وقت خو را با او بگذراند، اکنون بیشتر وقتش را در محل کار و با همکاران و دوستان خود صرف می‌کند، احسا تنهائی می‌کند چرا که هرگاه همسر خود را می‌طلبد با پاسخ منفی مواجه می‌شود، به‌خاطر آن‌چه که انجام داده، مورد تحسین قرار نمی‌گیرد، احساس کمبود می‌نماید چون شوهرش حتی انتظارهای کوچکش را هم برآورده نمی‌کند.


۵ ـ عدم توجه و بی‌اهمیتی توسط شوهر:
تنها چیزی که می‌توان با اطمینان کامل بیان‌ کرد، این است که همه‌ی زنان، تشنه و عاشق تعریف و تمجید توسط شوهرشان هستند، به‌خصوص هنگامی‌که تغییری در آنها به‌وجود آید. اگر او موهای بلند و بلوند خود را کوتاه و تیره نموده و توسط شوهرش مورد توجه و تعریف قرار نگرفت. باید انتظار داشت فرد دیگری زحمت این کار را بکشد!


۶ـ دیدگاه اشتباه:
برخی مردان متأسفانه به همسر خود فقط به‌عنوان یک ”شریک جنسی“ نگاه می‌کنند و از ارزش‌های دیگر زندگی مطلع نیستند که این امر موجب می‌شود به امور دیگر نپرداخته و مسیر اصلی زندگی را منحرف می‌سازند و در نتیجه سرشکستگی و پوچ‌گرائی را برای همسر خود به ارمغان خواهند آورد که این نیز فکر ”نادرست“ خیانت را در او برای جبران کمبودهای زندگیش و به‌دست آوردن آن‌چه که شوهرش از او دریغ نموده، تقویت خواهد کرد.


۷ ـ تغییرهای شدید شخصیتی و رفتاری شوهر:
او دیگر مانند گذشته، مهربان و با محبت نیست، زود عصبانی می‌شود، به هر دلیل نزاع به راه می‌اندازد، کمتر صحبت می‌کند، بهانه‌جوئی می‌کند، ایراد می‌گیرد، به ظاهرش اهمیت نمی‌دهد، به همسرش اهمیت نمی‌دهد، دیگر از حرف‌های عاشقانه‌اش خبری نیست و همه‌چیز به یک‌باره تغییر کرده است.


۸ـ ابراز علاقه‌ی بیشتر توسط دیگری:
اگر فیلم ”بی‌وفا“ را دیده باشید، متوجه خواهید شد که زنان به‌طور معمول وقتی مورد وسوسه و اغوای شخص دیگری قرار می‌گیرند، ممکن است دچار انحراف شوند، او پشیمان شود و دوباره برگردد اما به‌ چه قیمتی؟ آیا ارزش آن را دارد؟


۹ـ خیانت شوهر:
اگرچه همه‌ی زنان برای انتقام‌جوئی از همسرشان به آنها خیانت نمی‌کنند، ولی بیشتر احساس می‌کنند حال که مورد خیانت قرار گرفته‌اند، آنها نیز مجاز به مقابله به مثل می‌باشند. برخی تصور می‌کنند باید طعم تلخ داروئی که به‌ آنها خورانده شده را به شوهرانشان بخورانند تا متوجه اشتباه خود و آن‌چه که بر سر همسرشان آمده، بشوند.


۱۰ ـ فاسد اخلاقی
فساد اخلاقی و عدم داشتن پاکدامنی برخی از زنان باعث می‌شود این عمل ناپسند انجام گیرد.

گرچه نـشـانه های ذکر شـده به هیـچ عنـوان دلیـل قطعی برای خیانت همسران محسوب نمی گردد، دانستن آنها برای پیشگیری از خیانت پیش از وقوع مفید می باشد. باید سعی نمود فضای خانواده خود را با صداقت و صمیمیت گرمتر و جذاب تر نمود. و به خاطر داشته باشیم که همه رنگ ها زیبا هستند بجز دورنگی....

.

.

.

نحوه برخورد با خیانت همسران 

 

زنی نزد شیوانا آمد و گفت که شوهرش به او خیانت می‌کند و پنهان از او با دیگران ارتباط دارد. شیوانا از زن پرسید: از کجا این قدر مطمئنی!؟ زن با اطمینان گفت:من زن هستم و به طور غریزی می‌توانم از روی رفتار و صدا و نگاه همسرم پی به درون او ببرم.


شیوانا سری تکان داد و گفت: آیا همسرت در خیانت به تو بی‌پرواست یا ینهانی این کار را می‌کند!؟ زن با تعجب به شیوانا نگاهی کرد و پاسخی داد: خوب معلوم است که پنهانی است. او حتی هر نوع رابطه‌ای را با بقیه انکار می‌کند و معتقد است که من دچار وسواس بیش از حد شده‌ام و بی‌دلیل در کار او دقیق می‌شوم اما من نمی‌خواهم وقتی کار از کار گذشت و جوانی و سرمایه‌هایم از دست رفت. او دستش را رو کند.


شیوانا دوباره سرش را تکان داد و گفت:وقتی تلاش می‌کنی تا او را غافلگیر سازی. آیا برای لحظه غافلگیری و بعد از آن برنامه‌ای داری!؟


زن فکری کرد و پاسخ داد: خوب! به او می‌گویم که خیلی ناجوانمرد است و لیاقت زنی مثل من را ندارد و بعد شاید اگر او دست از این کارهایش بردارد به خاطر بچه‌هایم با او زندگی کنم و شاید هم او را رها سازم. در این مورد فکر نکرده‌ام!


شیوانا تبسمی کرد و گفت: اگر او غافلگیر شد و شرم و حیایش ریخت و دیگر از تو خجالت نکشید و در مقابل تو دست به خیانت زد. آیا در این شرایط زندگی سخت‌تر است و یا الان که پنهانی دست به این کار می‌زند! در ثانی تو هر لحظه‌ای که اراده کنی می‌توانی او را رها کنی و پی زندگی خودت بروی!


زن کمی سکونت کرد و سپس پاسخ داد: گیج شده‌ام. یعنی شما می‌گوئید تظاهر به ساده‌لوحی کنم و بگذارم او به فرییش ادامه دهد و طوری وانمود کنم که انگار حرف‌هایش را باور کرده‌ام. این مسأله چه فایده‌ای دارد؟


شیوانا با لبخند گفت: اگر این فرض را همیشه در ذهن خود حفظ کنی که همواره می‌توانی او را رها کنی و پی‌کار خود بروی! پس این توانائی را پیدا می‌کنی که نقش یک همسر زود باور را ایفا کنی و این امکان را برای فرزندانت فراهم سازی که احساس کنند پدری دارند وفادار به خانواده و مادری که هرگز به او خیانت نمی‌شود. به این ترتیب تو این امکان را برای فرزندانت فراهم ساخته‌ای که مثل بچه‌های دارای پدران وفادار بزرگ شوند و آینده نیکی پیدا کنند. تو هم با خیال راحت از پنهان کاری‌های همسرت می‌توانی در حاشیه به جمع‌آوری پول و ثروت لازم برای زمان رهائی و جدائی و زندگی مستقل با فرزندانت بپردازی. اگر با گذشت زمان همسرت پشیمان شد و به زندگی‌اش بازگشت. چه بهتر! تو ضرری نکرده‌ای. اما اگر بالاخره روزی پا را از مرز فراتر گذاشت و بی‌پروائی پیشه کرد دیگر غافلگیر نمی‌شوی و این امکان را برای او فراهم ساخته‌ای که خودش با دست خودش اوضاع را به نفع تو رقم زند. هیچ‌کس هم در نهایت تو را سرزنش نمی‌کند.
در واقع‌ اگر می‌بینی همیشه در زندگی کسی مقابلت نقشی غیر از آنچه هست را بازی می‌کند بهترین واکنش این است که چنان رفتار کنی که انگار نقش قبول نموده‌ای. بعدها او وقتی می‌خواهد چهره واقعی خود را به تو نشان دهد. تو باز هم در آن زمان باید چنان وانمود کنی که چهره جدیدش را هم قبول داری. در واقع با این برخورد به مرور زمان این تصور را که ابله و ساده‌لوح هستی از او می‌گیری و تصویر انسانی فوق هوشمند و مقتدر را در ذهن او حک می‌کنی. همه انسان‌ها از روبه‌رو شدن با موجودات فراهوشمند وحشت دارند و در مقابل افراد فوق هشیار دست و پایشان می‌لرزد. انسانی که با وجود اطلاع از واقعیت هر دو نقش، خودش را به بی‌اطلاعی می‌زند و بدون واکنش تنها تماشاچی نقش بازی‌های طرف مقابلش است خیلی قوی‌تر و اثرگذارتر از فردی است که دایم تظاهر به مچ‌گیری و زرنگی می‌کند. اگر دایم به رخ نقش‌آفرینان مقابلمان بکشیم که دستشان را خوانده‌ایم و رودست نمی‌خوریم. در واقع آنها را وادار ساخته‌ایم تا نقش‌هائی به مراتب پیچیده‌تر و مرموزتر به خود بگیرند و لاک دفاعی خود را محکم‌تر کنند. زن لحظه‌ای سکوت کرد و آنگاه پرسید: و اگر همسرم بی‌گناه بود!؟ شیوانا تبسمی کرد و گفت: و تو در این دوران شک و تردید هیچ کار خطائی مرتکب نشده‌ای که سزاوار مجازات بوده باشی! همه چیز همان‌طور پیش می‌رود که وفق مراد توست!


-----» سایر مطالب مرتبط «-----

هنگامی که پشت رایانه نشسته‌اید و بر روی صفحه کلید تایپ می‌کنید، فقط انگشتان و چشمان شما کار نمی‌کنند بلکه تمام اندام‌های بدن شما در حال فعالیت هستند. امّا متأسفانه، علیرغم این واقعیت، این کار شما ورزش محسوب نمی‌شود. گسترش روزافزون خدمات اینترنت و زمان زیادی که افراد به طور روزانه در فضای مجازی می‌گذرانند، مشکلات و بیماری‌های متعدد جسمی و روانی به همراه داشته است که در زیر به معرفی ده نمونه از شایع‌ترین آن‌ها می‌پردازیم.

1- خستگی چشم
هنگامی که از چشمانتان زیاد استفاده می‌کنید، خسته می‌شوند. بنابراین جای تعجبی نیست که هنگامی که برای ساعت‌های طولانی به صفحة نمایشگر رایانه خیره می‌مانید، دچار سوزش و درد چشم شوید. به گفتة پزشکان مایو کلینیک، «با وجودی که خستگی چشم آزاردهنده است امّا معمولاً مشکل حادّی نیست و پس از استراحت دادن به چشم‌ها برطرف می‌گردد.»

2- اضطراب سلامتی/ فاجعه‌سازی از درد
بعضی افراد مایلند علائم درد در بدنشان را به طور مبالغه‌آمیزی تفسیر کنند. روان‌شناسان به این تمایل، «فاجعه‌سازی از درد» می‌گویند. یعنی تمایل به در نظر گرفتن بدترین احتمالات به هنگام حس درد. منظور از اضطراب سلامتی نیز این است که فرد حس کند مشکل جدّی سلامتی دارد و این اضطراب با نتایج طبیعی آزمایش‌های پزشکی و اطمینان بخشی پزشک متخصص از بین نرود. اینترنت به دلیل وجود حجم زیاد اطلاعات نادرست، تأیید نشده و غیرعلمی و این باور در مردم که هرچه در اینترنت هست قابل اطمینان می‌باشد، می‌تواند باعث تشدید اختلال روانی «خود بیمار انگاری» گردد.

3- سردرد
سه نوع سردرد در ارتباط با اینترنت وجود دارد:
سردردهای تنشی
این نام ممکن است گمراه‌ کننده باشد. این نوع سردردها به دلیل استرس به وجود نمی‌آیند بلکه غالباً به دلیل کشیدگی عضلة گردن یا چشم درد حادث می‌شوند. به گفتة پزشکان مایوکلینیک، سردردهای تنشی از 30 دقیقه تا یک هفته ممکن است باقی بمانند.
سردردهای مزمن روزانه
اغلب افراد گاه به گاه دچار سردرد می‌شوند. اما به گفتة پزشکان مایو کلینیک چنانچه تعداد روزهایی که فرد سردرد دارد بیشتر از تعداد روزهایی باشد که سردرد ندارد، احتمالاً دچار این سردرد است. ماهیت متوالی این نوع سردرد، آن را در بین بدترین سردردهای ناتوان‌ساز قرار می‌هد.
سردردهای استرسی
پیدایش سردرد به استرس خیلی زیادی نیاز ندارد. استرس ناشی از به انتظار دریافت اطلاعات ماندن از اینترنت، کندی بار شدن صفحات، خرابی رایانه و امثال آن‌ها می‌تواند باعث این نوع سردرد شود.

4- درد پشت
نشستن نادرست پشت رایانه، به ویژه اگر با چاقی، کمبود ورزش و تحرّک، و سیگار کشیدن همراه باشد به درد پشت می‌انجامد. منشأ این درد معمولاً عضلات، اعصاب، استخوان‌ها و مفاصل در ستون فقرات است. نشستن نادرست و برای ساعت‌های طولانی پشت رایانه، این درد را تشدید می‌کند.

5- ترومبوز وریدی
به لختگی درون رگ، ترومبوز گفته می‌شود. منظور از ترومبوز وریدی، تشکیل لختة خون در رگ‌های وریدی است که غالباً در پاها پدید می‌آید و علّت اصلی آن، بی‌تحرّکی و کم شدن آب بدن است. نشستن برای ساعت‌های طولانی پشت رایانه می‌تواند باعث ترومبوز وریدی گردد. به تازگی در هواپیماهای مسافربری نیز اطلاعات هشدار دهنده‌ای دربارة ترومبوز وریدی به مسافران داده می‌شود و به آن‌ها توصیه می‌گردد تا برای ساعت‌های طولانی بی‌حرکت بر روی صندلی باقی نمانند.

6- نشانگان مونچهاوزن
نخست اجازه دهید به تعریف نشانگان یا سندروم مونچها‌وزن بپردازیم، چرا که ممکن است بسیاری از خوانندگان با این اختلال روانی آشنا نباشند، و بعد به سراغ اینترنت می‌رویم:
«خصوصیت مهم این سندروم، میل شدید به بستری شدن است و به عقیدة بعضی از روان‌شناسان، اصطلاح اعتیاد بیمارستان برای این سندروم مناسب‌تر است. خصوصیت مهم دیگر این بیماران این است که به محض آشکار شدن ساختگی بودن علائمشان، درخواست ترخیص کرده و از مراجعة مجدّد به آن محل خودداری می‌کنند. مواردی دیده شده که بیمار برای ایجاد علائم دست به ابتکارهای عجیبی زده است.»
در اینترنت تعداد بیشماری اتاق گپ‌زنی ، گروه‌های پشتیبان و وبگاه شبکه‌های اجتماعی وجود دارد که افراد می‌توانند مشکلاتشان را با دیگران در میان بگذارند، درخواست راهنمایی کنند و حس همدردی دیگران را جلب کنند.
شاید تعجب کنید از این که خیلی از افراد صرفاً برای جلب توجه به بیان بیماری‌ها یا مصیبت‌های دروغین و ساختگی می‌پردازند. آن‌‌ها وانمود می‌کنند که قربانی تجاوز، حمله، ضرب و شتم یا بیماری‌های جدّی و سخت‌درمانی هستند تا توجه دیگران را به خود جلب کنند. به این اختلال روانی، نشانگان یا سندروم مونچهاوزن گفته می‌شود. بر اساس پژوهشی که صورت گرفته است، اینترنت می‌تواند افراد را ترغیب کند که به منظور جلب توجه وانمود کنند که مبتلا به بیماری هستند. به گفتة دکتر فلدمن از دانشگاه آلاباما افرادی که دارای این نشانگان هستند در صورتی که به یک مرکز روان‌پزشکی مراجعه کنند مورد درمان قرار خواهند گرفت امّا اغلب آن‌ها چنین تمایلی ندارند و ترجیح می‌دهند که یک بیماری جسمی حاد داشته باشند تا یک اختلال روانی.

7- افسردگی فیس‌بوکی
بر اساس گزارشی که در روزنامة دیلی‌میل چاپ شده است، فیس‌بوک و دیگر شبکه‌های اجتماعی، دختران نوجوان را در معرض ابتلاء به اضطراب و افسردگی قرار می‌دهند. این‌گونه وبگاه‌ها علاوه بر امکان نامه‌نگاری و پیام‌رسانی، این امکان را برای نوجوانان به وجود می‌آورند که دربارة یک چیز، بارها و بارها و بارها صحبت کنند. بر اساس این مقاله، بحث مکرّر در میان دختران نوجوان، به ویژه دربارة ناکامی‌های عشقی، حال آن‌ها را بدتر می‌کند و هیجانات منفی در آن‌ها به وجود می‌آورد.
این گزارش، نتیجة پژوهشی است که از سوی دانشگاه استونی بروک نیویورک بر روی 83 دختر نوجوان صورت گرفته است. توصیة یکی از پزشکان به نوجوانانی که به طور مداوم دربارة یک مشکل صحبت می‌کنند این است که «موضوع بحث را عوض کنند.»

8- خشم اینترنتی
با وجودی که ممکن است خشم اینترنتی به خودی خود برای سلامتی افراد مضر نباشد اما می‌تواند به آزار اینترنتی و حتی شاید به خشونت بینجامد. بنابراین کسانی که توانایی فروخوردن خشمشان را ندارند باید مواظب باشند.
یکی از منابع خشم اینترنتی «افزونگی اطلاعات» است. حجم عظیم اطلاعات موجود بر روی وب و کند بودن سرعت دستیابی به آن‌ها باعث بروز مقدار زیادی استرس در کاربران اینترنت می‌گردد. بر اساس مطالعه‌ای که از سوی شرکت نمایه‌گذاری بریتیش وب صورت گرفته، 68 درصد از 200 نفر افراد مورد مطالعه گفته‌اند که برای آن‌ها در انتظار دریافت اطلاعات ماندن از وب، استرس‌زاتر از گذراندن یک آخر هفته با پدر و مادر همسرشان است و 38 درصد گفته‌اند که استرس‌زاتر از ماندن در ترافیک خیابان است.
یکی از محل‌های بروز خشم اینترنتی در بخش اظهار نظرهای وب‌نوشت‌ها، ویدیوهای یوتیوب یا نظرگاه وبگاه‌هاست. اگر به بخش اظهار نظرها نگاهی بیندازید، خیلی طول نمی‌کشد تا به کلمات زشت و ناپسند بر بخورید. شاید ماهیت گمنام اینترنت، افراد را ترغیب می‌کند که هرچه در فکر دارند را بیان کنند. اما نکته‌ای که در اینجا وجود دارد این است که این مسأله واگیردار است- اظهار نظر خشمگینانة شما دیگران را خشمگین می‌کند و این چرخه همین‌طور ادامه می‌یابد.

9- اختلالات بالای دست
اختلالات بالای دست شامل: نشانگان (سندروم) کشیدگی گردن، نشانگان (سندروم) مجرای مچ دستی، نشانگان (سندروم) مجرای ساعدی، التهاب تاندون دست و مچ، التهاب تاندون و غلاف آن، التهاب کیسة زلالی، کشیدگی مکرّر عضلانی و نشانگان (سندروم) مجرای خروجی قفسة صدری است. تمام این بیماری‌ها می‌تواند مربوط به استفاده از اینترنت باشد. این بیماری‌ها غالباً بر اثر استفادة بیش از حدّ از یکی از اندام‌های بالای دست (مثل بازوها) و استفادة بیش از حدّ از یک ابزار مثل صفحه کلید رایانه یا موش بروز می‌کنند و به دلیل آسیب‌دیدگی بافت ها با درد همراهند.
در مورد بیماری نشانگان مجرای خروجی قفسة صدری گفتنی است که دو گروه از افراد بیشتر در معرض خطر این بیماری قرار دارند. یکی کسانی که در تصادف‌های رانندگی دچار آسیب‌های گردنی می‌شوند و دیگر کسانی که از رایانه در وضیعت‌های نشستن نادرست و غیر ارگونومیک، در دوره‌های زمانی طولانی استفاده می‌کنند

10- اعتیاد به اینترنت
این بیماری به این علت در این فهرست شمارة یک شده است که واقعاً بسیار جدّی است و در بعضی موارد کشنده بوده است. ماهیت اعتیاد بسیار فراگیر است. هنگامی که صحبت از اینترنت باشد، این اعتیاد می‌تواند به چیزهای زیادی پیدا شود. از تایپ کردن گرفته تا بازدید از اتاق‌های گپ‌زنی، خرید برخط یا بازی‌های چند نفره.
اعتیاد به اینترنت آنقدر جدّی و واقعی است که مراکز بازپروری برای آن به وجود آمده است. به طور مثال، بر اساس مقاله‌ای که در نیویورک تایمز منتشر گردیده، مراکز بازپروری معتادان اینترنت در کرة جنوبی با استفاده از مدّرسان نظامی به معتادان تمرین‌های بدنی نسبتاً شدید شبیه تمرین‌های نظامی می‌دهند، نشست‌های گروهی با مشاور برگزار می‌کنند و کارگاه‌های روان درمانی برای معتادان ترتیب می‌دهند. مسئله اعتیاد به اینترنت در کرة جنوبی در سال‌های اخیر به صورت یک مسئلة ملّی در آمده و میزان مرگ و میر ناشی از خستگی و از پا افتادگی پس از انجام بازی‌های برخط روز به روز در حال افزایش است.
برای این که متوجه شوید معتاد به اینترنت هستید یا نه، به پرسش‌های زیر جواب دهید
• آیا از محدود کردن استفادة خود از اینترنت ناتوانید؟
• آیا کار کردن با اینترنت بیشتر وقت آزاد شما را به خود اختصاص می‌دهد؟
• وقتی دارید با اینترنت کار می‌کنید، زمان را گم می‌کنید (متوجه گذشت زمان نمی‌شوید)؟
• آیا امکاناتی برای خود فراهم می‌کنید که بیشتر به اینترنت متصل باشید؟
(مثلاً میز رایانه‌تان را با خوردنی‌ها و نوشیدنی‌های فراوان پر می‌کنید؟ نوشابه‌های انرژی‌زا می‌آشامید؟)
• آیا به طور دائم رایانه‌ها و نرم‌افزارهایتان را ارتقاء می‌بخشید؟
• آیا چنانچه به هر دلیلی از اتصال به اینترنت بازداشته شوید دچار خشم، افسردگی، ناامیدی، زودرنجی، بی‌قراری یا کج‌خلقی می‌گردید؟
• آیا از رایانه‌تان برای فرار از واقعیت‌های زندگی استفاده می‌کنید؟
• آیا به دیگران در مورد میزان استفاده‌تان از رایانه دروغ می‌گویید؟
• آیا در دنیای واقعی از لحاظ اجتماعی آدمی تنها و منزوی هستید؟
• آیا هیجانات و احساساتی که از طریق شبکه‌های اجتماعی، بازی‌ها و ... در اینترنت به دست آورده‌اید جایگزین تجربیات زندگی واقعی شما شده‌اند؟
•آیا برای استفاده از اینترنت، روابط زندگی واقعی یا کارتان را به مخاطره می‌اندازید؟
اگر پاسخ شما به حداقل پنج پرسش از پرسش‌های بالا، مثبت باشد بهتر است برای درمان اعتیاد خود به اینترنت به مشاور حرفه‌ای مراجعه کنید. 

 


-----» سایر مطالب مرتبط «-----